لغات مشابه
elbow : مرفق , مفصل آرنج , با آرنج زدن

elbow grease : کد يمين

elbow pads : ورزش : زانوبند

elbow telescope : علوم نظامى : دوربين بازويى

elbow chair : صندلى دسته دار

elbow joint : زانويى ،بندارنج

elbow like : بازوئي

elbow room : دست وبال باز،ازادى ،جابراى ارنج

elbowing : ورزش : ضربه غيرمجاز با ارنج

elbowmeter : عمران : جريان سنج زانوئى

elbowroom : محل فراغت

elctron tube : کامپيوتر : لامپ الکترونيکى

eld : زمان پيش

elder : ريش سفيد , ارشد کليسا , ارشد , شيخ کليسا

elder hand : زيربليط

elder hard : سر بليط

elder berry : ميوه اقطى

elderberry : (گ.ش).اقطى)sambucus(

elderly : سالمند , سالمندان

elderman : کدخدا

elders : بزرگترها

elderwort : غليون ،شون

eldest : مسن ترين , سالدارترين

eldograph : عمران : دستگاه تبديل مقياس نقشه مانند پانتوگراف

eldorado : سرزمين زر،کشورزر،ديارخيالى

elecampane : راسن

elecric technology : علوم مهندسى : تکنولوژى برق

Elect : انتخاب کردن

elected : انتخابي , منتخب

elected offcial : برگزيده منتخب

elected senator : قانون ـ فقه : سناتور انتخابى

election : انتخاب نماينده

election campaign : مبارزه انتخاباتي

election propaganda : قانون ـ فقه : تبليغات انتخاباتى

election supervisor council : قانون ـ فقه : انجمن نظارت بر انتخابات

electioneer : فعاليت انتخاباتى کردن

elections : انتخابات

elective : انتخابي

elective affinity : ميل ترکيبى

elective mutism : روانشناسى : خموشى انتخابى

electomagnetic theory : شيمى : نظريه الکترومغناطيسى

elector : منتخب

electoral : انتخاباتي

electoral card : تعرفه انتخاباتي

electoral college : (امر ).هيئت انتخاب کنندگان رئيس جمهور

electoral legislative term : قانون ـ فقه : دوره انتخابيه

electorate : گزينگرگان

electra : (افسانه يونان )خواهراورستس)orestes(

electralloy : الکترونيک : الکترالوى

electress : خانم انتخاب کننده ،خانمى که عضوهيئت انتخاب کنندگان است

electric : برق دهنده , الکتريکي , برقي

electric , drill : علوم نظامى : مته برقى

electric amalgam : الکترونيک : ملغمه برقى

electric apparatus : علوم مهندسى : دستگاه الکتريکى

electric arc current : علوم مهندسى : جريان قوس الکتريکى

electric arch : معمارى : قوس برقى

electric attraction : الکترونيک : جاذبه الکتريکى

electric balance : الکترونيک : تعادل الکتريکى

electric boiler : علوم مهندسى : ديگ بخار برقى

electric break down : علوم مهندسى : شکست الکتريکى

electric candle : الکترونيک : شمع برقى

electric chair : اعدام بوسيلهبرق

electric cleaner : علوم مهندسى : جارو برقى

electric clock : علوم مهندسى : ساعت الکتريکى

electric communication : علوم مهندسى : مخابرات

electric company : علوم مهندسى : شرکت برق

electric component : علوم مهندسى : قطعه الکتريکى

electric conduction : علوم مهندسى : هدايت الکتريسيته

electric connection : علوم مهندسى : اتصال الکتريکى

electric constant : شيمى : ثابت الکتريکى

electric contact : علوم مهندسى : کنتاکت الکتريکى

electric control : علوم مهندسى : کنترل الکتريکى

electric cooker : اجاق برقي

electric cushion : علوم مهندسى : بالش برقى

electric dipole : الکترونيک : دو قطبى الکتريسيته

electric discharge lamp : علوم مهندسى : لامپ تخليه الکتريکى

electric drive : علوم مهندسى : محرکه الکتريکى

electric eal : الکترونيک : ماهى برقدار

electric eel : (ج.ش ).يکنوع ماهى بزرگ شبيه مارماهى

electric equipment : علوم مهندسى : تجهيزات الکتريکى

electric eye : الکترونيک : چشم الکتريکى

electric filter : علوم مهندسى : صافى الکتريکى

electric fluid : الکترونيک : سيال برقى

electric flux density : علوم مهندسى : چگالى شار الکتريکى

electric horsepower : الکترونيک : اسب بخار الکتريکى

electric industry : علوم مهندسى : صنعت برق

electric installation : علوم مهندسى : سيم کشى برق

electric insulator : معمارى : مقره

electric iron : علوم مهندسى : اطو برقى

electric lead pipe : معمارى : لوله برکمن

electric light : چراق برق

electric light bulb : معمارى : لامپ چراغ برق

electric lighting : علوم مهندسى : روشنايى

electric line of force : علوم هوايى : خطوط نيروى برق

electric meter : برق سنج ،کنتور

electric organ : روانشناسى : اندام برقزن

electric plant : کارخانه برق

electric power : معمارى : توان برقى

electric primer : علوم نظامى : چاشنى الکتريکى

electric railway : علوم مهندسى : راه اهن برقى

electric razor : خودتراش

electric shock : برق زدگي

electric soldering iron : معمارى : هويه برقى

electric spark : جرقه برقي

electric spectrum : الکترونيک : طيف برقى

electric squib : علوم نظامى : نوعى چاشنى با فتيله الکتريکى

electric steel : علوم هوايى : فولاد ابکارى

electric thermometer : الکترونيک : دماسنج برقى

electric torch : چراغ قوه اى

electric typewriter : ماشين تحرير برقى

electric unit : الکترونيک : واحدهاى الکتريکى

electric wind : علوم هوايى : باد الکتريکى

electric wiring material : علوم مهندسى : مصالح سيم کشى برق

electrical : الکتريک

electrical analogue : عمران : مشابهات الکتريکى

electrical and otherwise : الکتريکى و غير الکتريکى

electrical angle : الکترونيک : زاويه الکتريکى

electrical bounding : علوم هوايى : اتصال الکتريکى

electrical breeze : الکترونيک : وزش الکتريکى

electrical circuit : مداربرقي

electrical communications : کامپيوتر : ارتباطات الکترونيکى

electrical conductance : شيمى : رسانايى الکتريکى

electrical conductor : معمارى : رساناى برقى

electrical connector : اتصال برق

electrical degree : الکترونيک : درجه الکتريکى

electrical discharge : معمارى : تخليه برقى

electrical double layer : شيمى : لايه مضاعف الکتريکى

electrical energy : معمارى : انرژى برقى

electrical fuse : معمارى : فيوز برق

electrical induction : معمارى : القاى برقى

electrical insulator : علوم هوايى : عايق الکتريکى

electrical interface : علوم هوايى : تداخل الکتريکى

electrical metallic tubing : الکترونيک : لوله برقى فلزى

electrical model : عمران : مدل الکتريکى

electrical power : انرژي برقي

electrical prospecting : معمارى : کاوش الکتريکى

electrical quantity : الکترونيک : مقدار الکتريسيته

electrical resistance : معمارى : مقاومت برقى

electrical schematic : کامپيوتر : نمودار الکتريکى

electrical series : الکترونيک : زوجهاى برقى

electrical shant : معمارى : مهار برقى

electrical sheet : الکترونيک : ورقهاى برقى

electrical shock : برق گرفتگي

electrical transcription : الکترونيک : ضبط الکتريکى

electrically : بوسيله برق

electrically erasable read only memory : کامپيوتر : حافظه الکترونيکى پاک شدنى فقط خواندنى

electrically operated chuck : علوم مهندسى : سه نظام با عملکرد الکتريکى

electrician : سيمکش , مکانيک برق

electricity : برق , لکتريسيته , الکتريک

electricity meter : علوم مهندسى : کنتور برق

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

گزارش کارآموزی كارخانه فولاد مازندارن شاخه ای از فولاد طبرستان
گزارش کارآموزی كنترل فرآیند آماری
گزارش کارآموزی شرکت قالب سازی
کارآموزی در شركت فرآورده های گوشتی آمل (كاله)
كارآموزی در صنایع برق داد خواه
کارآموزی تاریخچه فشرده ای از روند شكل گیری شهرک
کارآموزی بررسی و تنظیم تایمینگ موتور (زمان جرقه )
کارآموزی شركتهای بزرگ خودروسازی
کارآموزی شركت ایران خودرو
کارآموزی ضایعات انسانی و مادی فراوان حوادث ناشی از كار
کارآموزی تاریخچه صنعت برق
کارآموزی شرکت دانش هوشیار الكترونیک
کارآموزی باردهی ترانسفورماتور
كارآموزی در شركت ساتراپ صنعت بهار
دانلود نرم افزار محاسبه سود بیمه نامه عمر و تامین آتیه
پاورپوینت عمارت آصف
پاورپوینت معماری سبز
پاورپوینت حسن فتحی
پاورپوینت سبزه میدان بازار بزرگ