معنی mexicocity

mexicocity
مکزيکوسيتي
کلمات مشابه

mezereon : مادزيون

mezereum : پوست ماذريون که در داروسازى براى اوردن خوى و پيشاب ميدهند

mezzanine : نيم اشکوب

mezzanine space : علوم نظامى : فضاى مخصوص گردش هوا در بالاى سقف انبار

mezzo : ميانه ،وسط

mezzo relief : نيم برجسته

mezzo rillievo : نيم برامدگى ،نيم برجسته

mezzo soprano : (مو ).ميان صدا،کسى که صدايش ميان soprano و contraltoباشد

mezzotint : )mezzotinto(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mezzotinto : )mezzotint(قلم زنى بطور سايه روشن ،نقاشى سايه روشن کردن

mfd : الکترونيک : ميکروفاراد

mfm : کامپيوتر : ثبت تلفيق بسامد اصلاحى

mh : الکترونيک : ميلى هنرى

mho : الکترونيک : مهو

mi : (مو ).مى ،سومين نوت گام دياتونيک موسيقى

miaasl : کتاب نماز ساليانه ،کتاب نماز،کاتوليک ها،زاد المعاد

Miami : ميامي

miaou : meaow(،miaow، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miaow : meaow(،miaou، )meowميوميو کردن ،صداى گربه ،ميوميو

miasma : بخار بد بو،دم يادمه بد بو،بخار يادمه مسموم کننده

معنی mexicocity به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی