صفحه اصلی

occupant
ساکن ، مقیم
کلمات مشابه

occupant : ساکن ،مستاجر،اشغال کننده

occupation : اشتغال , تصرف , نوکري , مشغله , اشغال

occupation authorities : قانون ـ فقه : اقتدارات ناشى از اشغال

occupation authority : قانون ـ فقه : اقتدار ناشى از فتح و پيروزى

occupation currency : علوم نظامى : پول رايج نيروى اشغالگر

معنی occupant به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود بررسی تأثیر ارزشیابی توصیفی و سنتی بر میزان پیشرفت تحصیلی و اضطراب امتحان دانش آموزان
دانلود تحقیق در مورد ترمز
دانلود پاورپوینت در مورد ترمز
دانلود تحقیق کم خونی و فقر آهن