لغات مشابه
on : به , در تاريخ , روي , روشن , سر , در زمينه , بر روي , برفراز , به بالاي , بر سر , بر , به روي

on (or under)pain of death : با کيفر اعدام

on a par : دريک تراز،روى هم رفته

on a share basis : دنگي

on a war footing : مجهز واماده جنگ

on account of : بعلت ،بواسطه ،على الحساب

on account payment : قانون ـ فقه : پيش پرداخت

on all fours : چهار دست و پا

on all hands : ازهرسو،بهرطرف ،ازهمه طرف

on all sides : از هر سو،از همه طرف ،از اطراف

on and on : پيوسته ،هى

on approbation : قانون ـ فقه : به شرط خريدن

on bail : تحت الضمانه

on be on to a person : از قصد کسى اگاه بودن

on behalf : نيابتاً

on behalf of : از جانب , از طرف , وکالتاً

on board a ship : در کشتى ،سوار کشتى

on board bill of exchange : بازرگانى : بارنامه روى کشتى

on board computer : کامپيوتر : کامپيوترى که در يک وسيله نقليه جا گرفته است

on board regulation : کامپيوتر : تنظيمى که در ان هر برد داخل يک سيستم تنظيم کننده ولتاژ خاص خود را دارد

on board spares : علوم نظامى : قطعات تعميراتى موجود در روى يک ناو قطعات موجود در انبار

on both sides : در هر دو طرف

on cash basis : بازرگانى : نقدا"

on charge of : قانون ـ فقه : به اتهام

on commission : بطورحق العمل کارى

on consignment : بازرگانى : بصورت امانى

on credit : (بطور )نسيه ،پسادست

on demand : عندالمطالبه

on dit : شايعه

on drive : ورزش : ضربه بسمت توپزن

on duty : سر خدم

on edge : مشتاق ،بى صبر

on end : راست ،عمودى ،پيوسته

on fire : درحريق ،سوزان ،مشتعل ،درتاب وتب ،مشتاق

on foot : پاي پياده , پياده پا

on good turn deserves another : کاسه جايى رودکه بازاردقدح

on high : در اسمان ،در بالا،به اسمان

on hire : قانون ـ فقه : کرايه اى

on hook : قلاب شده

on lease : قانون ـ فقه : در اجاره

on licence : پروانه فروش ابجو يا نوشابه هاى ديگر که در همان جايگاه فروش گسازده شود

on line database : کامپيوتر : پايگاه داده درون خطى

on line fault tolerant system : کامپيوتر : سيستم تحمل خرابى درون خطى

on line help : کامپيوتر : کمک مستقيم

on line information service : کامپيوتر : سرويس اطلاعاتى مستقيم

on line problem solving : کامپيوتر : حل مسئله بطور درون خطى

on line storage : کامپيوتر : حافظه درون خطى

on line system : کامپيوتر : سيستم درون خطى

on loan : قانون ـ فقه : به عنوان قرض

on monday : (در )روز دوشنبه

on monday at latest : منتهى تا دوشنبه

on more : بار ديگر،دوباره

on my own account : بحساب خودم ،بابت خودم

on no account : بهيچوجه ،اصلا،بهيچ دليل

on no consideration : بهيچ وجه ،بهيچ جهت

on occasion : هنگام لزوم ،لدى الاقتضا،هر وقت موقعيت داشته باشد

on of : پياده ،درجنبش

on off switch : گزينه قطع و وصل

on old woman past sixty : پيرزنى بيش از شصت سال داشت

on one hand : ازيکسو،ازطرفى ،ازيک طرف

on one occasion : دريک موقع ،در يک وهله

on ones back : بسترى

on ones guard : مواظب ،متوجه ،درپاسگاه

on paper : ازروى حساب يا قلم و کاغذ،بافرض

on payment : در مقابل وجه ،باپول ،در برابر پول

on period : الکترونيک : مدت رسانايى

on principle : از لحاظ قيود اخلاقى

on receipt of the goods : بوصول کالا،برسيدن کالا

on record : قانون ـ فقه : ثبت شده

on risk : بازرگانى : در معرض خطر

on sale : فروشي

on screen formating : کامپيوتر : قالب بندى مرئى

on second thoughts : پس ازفکربيشترى ،پس از تامل بيشترى

on seeing him : از ديدن او،هنگام ديدن او

on sentry : علوم نظامى : مامور نگهبانى

on service : (در )سر خدمت ،سر کار

on several occasions : در چندين وهله

on shall from a quo rum : جلسه اى که باحضورنصف اعضابعلاوه يک تن رسميت خواهد داشت

on shore : بر کنار،روى ساحل ،سوى کرانه

on site concrete : معمارى : بتن ساخته شده در کارگاه

on six mounth scredit : با ششماه وعده

on speaking terms : حرفي

on stilts : سوار چوب پا،بالا ايستاده ،بل ،با اب وتاب

on stream : درحال فعاليت

on tap : شيردار،سوراخ دار،اماده کشيدن

on the 4 th prox : در روز چهارم ماه اينده

on the a : روى همرفته ،بطور متوسط

on the alert : مواظب ،گوش بزنگ

on the average : به طور متوسط

on the back of : در پشت

on the basis of : بر ماخذ , بماخذ , بر روي ماخذ

on the bit : ورزش : پذيراى هويزه

on the boil : درحال جوشيدن

on the chance of : نظر به احتمال

on the charge of : به اتهام , به جرم

on the condition that : قانون ـ فقه : به شرط انکه

on the contrary : برعکس

on the contrary to : برخلاف

on the corner of : در حاشيه

on the cross : بطوراريب

on the date due : سر وعده

on the dip : علوم دريايى : يک برى

on the down grade : پايين رونده

on the edge of : درشرف

on the eve of : درشرف ،نزديک ،درصدد

on the face of it : تظاهرامى

on the first occasion : در نخستين وهله يا فرصت

on the float : شناور

on the fly : درپرواز،ريزش ،درجنبش

on the ground of : قانون ـ فقه : به دليل

on the impluse of the moment : هر جور پيش ايد،بيخود،بدون دليل ،بى اراده ،بى انديشه

on the job training : روانشناسى : اموزش ضمن کار

on the left : سمت چپ

on the line : علوم نظامى : هواپيماى اماده پرواز

on the lurk : در کمين ،در جستجو

on the map : نسبه ،مهم ،بحساب اوردنى

on the morrow : فرداى انروز،روز بعد

on the morrow of the war : چون جنگ پايان يافت

on the move : در جنبش ،در حرکت

on the next day : (در )روز بعد

on the north side of : (در )پهلوى من بنشينيد

on the nose : ورزش : بردن شرط

on the occasion of : بمناسبت , به مناسبت

on the opposite side : در طرف روبرو،در انسوى ديگر

on the other hand : ازطرفديگر , ازسويديگر , از سوي ديگر , از طرف ديگر

on the other part : از طرف ديگر

on the other side : از روي ديگر , در مقابل , ازطرفديگر , ازسويديگر

on the panel : ثبت شده ،جزوصورت گرفته

on the point of : در شرف

on the point of going : در شرف رفتن

on the promised day : در روز موعود( يا مقر ر)

on the quarter : علوم نظامى : در جهت پاشنه ناو

on the qui vive : گوش بزنگ ،هوشيار،مواظب

on the rack : درشکنجه ،درفشار

on the right : سمت راست

on the road : در راه ،مسافر

on the rolls of fame : در زمره نامداران

on the rope : بهم بسته( باطناب)

on the rove : در گردش ،سيرکنان

on the run : گريزان ،بهر سو دوان ،دوندگى کنان ،شلوق کنان

on the same p as the savages : درترازو وحشى ها

on the score of neglect : بعنوان غفلت ازاين بابت ،از اين حيث

on the sea : در کشتى ،بر( لب ) دريا

on the side of : در کنار

on the simmer : نزديک بجوش( وخروش)

on the skirts of tehran : د رحومه تهران

on the sly : درنهان ،درخفا،نهانى

on the spur of the moment : باقتضاى وقت

on the square : بدون کجى ،بدرستى ،بانصاف

on the stocks : در دست ساختمان ،د رشرف تهيه( اصولادرگفتگوى از کشتى)

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

آموزش زبان انگلیسی

روش اندازه‏گیری فسفر در خوراك دام و طیور
دانلود مقاله روش اندازه‏گیری مقدار آمونیاك
دانلود مقاله روشهای آزمایش دستگاه تنفسی و معاینات بالینی
روشهای آزمایش دستگاه تنفسی و معاینات بالینی دام و طیور
زنبور تریكوگراما مبارزه بیولوژیك
دانلود مقاله زنبور عسل
زنبور عسل و كرم ابریشم
دانلود مقاله در مورد شترمرغ
سیاستمدارترین حیوان
"پرسشنامه ادارک از عدالت توزیعی و رویه ای (یون و تای، 2002)"
دانلود مقاله شیر گاو
دانلود مقاله صنعتی شدن گاو داری
دانلود مقاله ضوابط بهداشتی صنعت پرورش طیور گوشتی
طبقه بندی کردن تیپ در گاو های شیری هلشتاین
دانلود طرح توجیهی گاو داری شیری 400 راسی
دانلود مقاله طرح گاو هلشتاین 100 رأسی
دانلود مقاله طرح گاوداری شیری 50 رأسی
دانلود مقاله در مورد عقاب
دانلود مقاله علوفه كلزا در تغدیه دام