لغات مشابه
a la garconne : آلاگارسن , (زبان فرانسوی) پسرانه (زبان انگلیسی) garconne لا

a little : اندکي , کمی، اندکی، قدری، یک خرده

a little while later : اندکي بعد , کمی بعد در حالی

a lot : بمقدار زياد , کلي , زیاد

a lot of : مقدار زيادي , بسياري , بسیاری از

a section of : قشري از , یک بخش از

a while : اندکي , در حالی که

a while ago : چندي قبل , مدتی پیش

a while later : در حالی که بعد

a&p : علوم هوايى : تکنيسين هواپيمايى با دانش فنى و تجربه ک___افى که ميتواند مراحل مختلف تعمير و نگهدارى هواپيما را انجام داده و ان_____را دوباره به وضعيت قابل خدمت برگرداند

a.d. : ميلادي , (زبان اسپانیایی) بعد از میلاد مسیح (زبان انگلیسی) آگهی.

a/ux : کامپيوتر : اى - يو - اکس

aa (achievement age) : روانشناسى : سن پيشرفت

aaa (anti aircraft artillery) : علوم نظامى : توپخانه پدافند هوايى

aardwolf : (ج.ش )Proteles cristata( ).کفتار بومى جنوب و مشرق افريقا

aaron : هارون ،برادر موسى

aaronic : هارونى ،از نسل هارون ،جزو گروه کشيشان پايين درجه مورمن)mormon(

aaronic(al) : هارونى

ab : پيشوند لاتين بمعنى> دوراز <و> از <و> جدايى <و> غير <مانند ABuse وABaxial

ab power pack : الکترونيک : جعبه تغذيه ا.ب

aba : عبا , مخفف:، انجمن وکلای دادگستری امریکا، عبا، پارچه عبایی، مقیاس اندازه گیری عر­ جغرافیایی

abacinate : کورکردن

abaciscus : قطعه مربع کاشى معرق

aback : قهقرايى ،به عقب ،غافلگير،ناگهان ،(اسکاتلند )منزوى ،پرت

abaction : (حق ).گاودزدى ،گله دزدى

abacus : چرکه , چتکه , چرتکه، چتکه، (معماری) تخته سنگ روی سر ستون، گنجه ظرف، لوحه مربع موزائیک سازی

abadan : آبادان , (زبان عربی) آبادان (زبان انگلیسی) آبادان

abalienate : (حق ).واگذارى ،منتقل کردن ،پس گرفتن

abaloenation : انتقال ،واگذارى

abalone( ni) : قسمى حيوان صدف

aban : آبان , (زبان ژاپنی) آبان (زبان انگلیسی) ممنوعیت

abandon : رهاساختن , دست کشيدن , دل کندن , ترک کردن , رها کردن , صرفنظر کردن , واکهداردن , رها کردن، دست کشیدن، متوقف کردن، ول کردن، صرفنظر کردن، قال گذاشتن، ترک کردن، خود را تسلیم کردن، اشتیاق، شور و شعف، رهایی، بی بند و باری، ترک گقتن، واگذارکردن، تسلیم شدن، تبعیدکردن، واگذاری، رهاسازی، بی خیالی

abandon : ترک کردن ، رها کردن

abandon : ترک کردن ، رها کردن

abandoned : متروکه , متروک , متروکه، ترک شده، رها شده، ول شده، هرزه، دارای فساد اخلاقی، واگذارده، مهجور، فاسد، تسلیم هوی وهوس شده

abandoned place : متروکه , محل رها

abandonee : صاحب اشياء ترک شده

abandoner : واگذارنده ،ترک کننده

abandoning ship : علوم دريايى : ترک ناو

abandonment : ترک , رهاسازي , صرف نظر , دلکندن , متارکه

abaptiston : اره جراحى مغز

abarbarian : عنتر

abasalt : اباسلط , (زبان zu) نمک (زبان انگلیسی) اباصلت

abase : تحقير نمودن , کمارزش کردن , خوار و خفیف کردن، کوچک کردن، فروافکندن، پست کردن، تحقیر کردن، رو به پایین شدن، (به زیر) خمیدن، تحقیرنمودن، کم ارزش کردن

abase oneself : فروتنى کردن

abased : خوار،پست( شده)

abash : شرمنده کردن ،خجالت دادن ،دست پاچه نمودن

abashedly : از روى شرمندگى ،بطور دست پاچگى

abashment : شرمندگى ،دست پاچگى ،خجالت

abassid : خلفاى عباسى

abat jour : پرتوافکن چراغ ،سايبان ،پنجره هوا

abat(t) is : سد درخت ،راه بند درختى

abat voix : عمران : منعکس کننده صدا

abatable : کاهش پذير،قابل تخفيف

abatement : فروکشي , فروکش , فروکش، تسکین، تخفیف، مبلغ کاسته شده، (حقوق) خاتمه ی دعوی یا مزاحمت، کاهش، تخ‹فیف، جلوگیری، غصب

abatis : (نظ )سد درختى

abator : رفع مزاحمت کننده ،غاصب حق وارث قانونى

abattoir : کشتارگاه

abaxial : ( )=abaxile(گ.ش ).دورازمحور

abazar : اباذر , (زبان zu) گدا (زبان انگلیسی) اباذر

abba : پدر،ابا

abbacy : مقام رهبانيت , قلمرو یا مقام یا مقر راهب، قلمرو راهب، مقام رهبانیت، مقر راهبان دیر

Abbas : عباس

Abbas Abdi : عباس عبدي

Abbas Agha : عباسآقا

Abbas Ali : عباسعلي

abbatial : راهبي , ديري , خانقاهي , راهبی، راهبانه، خانقاهی، دیری، کشیشی

abbatial or abbatical : ديرى ،خانقاهى ،مربوط به رياست دير

abbay : رياست دير

abbe : کشيش ،راهب ،ابه ،پدر روحانى

abbess : رئيسه صومعه زنان تارک دنيا

abbey : دير،صومعه ،خانقاه ،نام کليساى وست مينستر)Westminster(

abbot : راهب بزرگ ،رئيس راهبان

abbotship : منصب رئيس دير،رياست دير

abbreviate : مخفف کردن , اقتصار کردن , مختصر کردن , کوتاه کردن، مختصر کردن، مخفف کردن، خلاصه کردن

abbreviated : کوتاه شده ،مختصر،مخفف

abbreviated letters : قانون ـ فقه : حروف مقطعه

abbreviation : علامات اختصاري , علامت اقتصاري , يجاز , اختصار , کوتاه سازی، اختصار، کوته نوشت، مخفف سازی، تلخیص، خلاصه، متن مختصر شده، ملخص

abbreviator : مختصرکننده ،خلاصه نوس پاپ

abc : کتاب الفبا , مبدا کار , (معمولا جمع) الفبا، اصول، مقدمات، مبانی، سه حرف اول الفبای انگلیسی که نماینده حروف الفبااست، الفبا، کتاب الفبا، پایه کار، مبدا کار

Abd Hoseyn : عبدحسين

Abdali : عبدعلي

Abdelaziz Hakim : عبداعزيز حکيم

abderthalden drying apparatus : شيمى : دستگاه خشک کن ابدرهالدن

Abdi : عبدي

abdicate : تفويض کردن , (از سلطنت) کناره گیری کردن، تفویض کردن، دست برداشتن، صرفنظر کردن، عاق کردن، از ارث محروم کردن، استعفا کردن یا دادن، (مسئولیت) سلب کردن، از عهده ی خود برداشتن، واگذار کردن، تفوی­ کردن، ترک گفتن، محروم کردن ازارک، کناره گیری کردن، استعفا دادن

abdication : کنارهگيري , استعفا، کناره گیری

abdicative : مايه کناره گيرى ،حاکى از کناره گيرى

abditory : عمران : انبار پنهانى

Abdol Ali : عبدالعلي

Abdol Hoseyn : عبدالحسين

Abdol Jalil : عبدالجليل

abdol karim : عبدالکريم.

Abdol Malek : عبدالملک

Abdol Mohammad : عبدالمحمد

Abdol Reza : عبدالرضا

Abdol Salam : عبدالسلام

Abdol Vahed : عبدالواحد

Abdolamir : عبدالامير

Abdolhamid : عبدالحميد

Abdolhasan : عبدالحسن

Abdolkhalegh : عبدالخالق

Abdollah : عبدالله

Abdollah Gol : عبدالله گل

Abdolmalek : عبدالملک

Abdolmehdi : عبدالمهدي

Abdolrahim : عبدالرحيم

abdolrahman : عبدالرحمان

Abdolrasul : عبدالرسول

abdomen : شکم، بطن، (مهره داران) بخش داخلی بدن از سینه تالگن خاصره

abdominal : وريدهي شکمي , بطني , ماهيان بطني , شکمی، بطنی، مربوط به شکم، وریدهای شکمی، ماهیان بطنی

abdominal endurance : ورزش : ورزشهاى تقويت عضله هاى شکم

abdominal reflex : روانشناسى : بازتاب شکمى

abdomino : اين کلمه بصورت پيشوند بکار رفته و بمعنى شکم ميباشد

abdominoscopy : معاينه شکم

abdominous : شکم گنده , دارای شکم بزرگ، شکم گنده

abduce : به يک سو کشيدن

abducens nerve : روانشناسى : عصب حرکتى خارجى چشم

abducent : از مرکز دور کننده ،(طب ) مبعد

abduct : ربودن , آدم ربایی کردن، آدم دزدیدن، (زیست شناسی) از محور بدن دور کردن، ورا بردن، جدا کردن، ربودن، دزدیدن شخص، دور کردن، ازمرکز بدن دور کردن طب

abducted : ربودهشده , (verb - transitive) ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن، ازمرکز بدن دور کردن (پزشکی)

abductor : آدمدزد , آدمربا , ادم دزد، ادم ربا، دور کننده، طب عضله دور کننده

Abdul Ali : عبدالعلي

Abdul Azimi : عبدالعظيمي

Abdul Ghani : عبدالغني

Abdul Rashid : عبد الرشيد

Abdullah : عبدالله

abecedarian : ابجدآموز، نوآموز، مبتدی، تازه کار، ابتدایی، اولیه، آغازین، ابجدخوان

abecedarium : کتاب الفباء

abed : در بستر،در رختخواب

abel : هابيل , هابیل (فرزند آدم و حوا)، هابیل فرزند ادم ابوالبشر که برادرش قابیل یاقائن او را بقتل رسانید

abel closed tester : شيمى : دستگاه ابل

abel tree : (گ.ش )درخت سپيدار که نام لاتين ان populus alba است

abele : سپيد دار،سفيد دار

abelian group : شيمى : گروه ابلى

abelmoschus : ( )=abelmosk(گ.ش )حب المشک

abelmosk : )=abelmoschus(،)=abelmusk(،(گ.ش )حب المشک ،خطمى معطر،مشک دانه ،خطمى مخملى

abelmusk : )=abelmoschus(،)=abelmosk(،(گ.ش )حب المشک ،خطمى معطر،مشک دانه ،خطمى مخملى

abended : خاتمه يافته بطور غير عادى

aberdeen angus : گاو بى شاخ پروارى اسکاتلندى

aberdevine : (ج.ش ).سهره اروپايى)Carduelis spinus(

aberrance : انحراف ،گمراهى ،ضلالت ،کجراهى

aberrant : گمراه ،منحرف ،بيراه ،نابجا،کجراه

aberration : انحراف , گمراهي , ابیراهی، بیراهی، کج راهی، گمراهی، انحراف، کج روی، ضلالت، نابهنجاری، غیر عادی یا غیر معمول بودن، نقص، اختلال، جنون، دیوانگی، عدم انطباق کانونی، طب عدم انطباق کانونی

aberrations : عمران : ناهنجاريها

aberrometer : انحراف سنج باصره

abet : برانگيختن ،جرات دادن ،تربيت کردن ،تشويق( به عمل بد )کردن ،(حق ).معاونت کردن(درجرم)،تشويق ،تقويت ،ترغيب( به کار بد)

abetment : تقويت ،حمايت( از عمل بد)

abetter : شريک جرم ،حامى

abetter or abettor : معاون جرم ،حامى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مبانی نظری و پیشینه تحقیق پیش بینی و مدل های پیش بینی
ییل ییء (The Object Model)
پاورپوینت مدل شیء
مبانی نظری و پیشینه تحقیق میل به ماندن
مبانی نظری و پیشینه تحقیق اشتیاق شغلی
مبانی نظری و پیشینه تحقیق استعداد خستگی شغلی
اوراق قرضه
آموزش خوانندگی
کتاب دیکشنری حسابداری
کتاب انگلیسی برای دانشجویان رشته حسابداری
جواب نمونه سوالات زبان تخصصی 1 رشته حسابداری
نمونه سوالات زبان تخصصی (1) رشته حسابداری
کتاب زبان تخصصی(1) رشته حسابداری
کتاب زبان تخصصی (2) رشته حسابداری
دانلود پاورپوینت مدیریت تحول سازمانی (فصل چهاردهم کتاب مبانی مدیریت رفتار سازمانی دکتر رضائیان)
گزارش تخصصی شیمی
مبانی نظری و پیشینه تحقیق اخلاق حرفه ای
مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت کیفیت فراگیر
مبانی نظری و پیشینه تحقیق عملكرد مالی