لغات مشابه
absolute permeability : الکترونيک : نفوذپذيرى مطلق

absolute pitch : روانشناسى : زير و بمى مطلق

absolute potential : شيمى : پتانسيل مطلق

absolute poverty : بازرگانى : فقر مطلق

absolute power of attorney : وکالت مطلغ

absolute price : بازرگانى : قيمت مطلق

absolute priority : بازرگانى : اولويت مطلق

absolute reaction rate : شيمى : سرعت واکنش مطلق

absolute refractive index : شيمى : ضريب شکست مطلق

absolute refractory period : روانشناسى : دوره بى پاسخى مطلق

absolute rule : حکومت مطلقه

absolute sensitivity : روانشناسى : حساسيت مطلق

absolute specific gravity : شيمى : سنگينى ويژه مطلق

absolute system of electrical units : الکترونيک : دستگاه مطلق يکانهاى الکتريکى

absolute unit : الکترونيک : واحد مطلق

absolute vacuum : علوم هوايى : خلاء مطلق

absolute value : قدر مطلق

absolute velocity : شيمى : سرعت مطلق

absolute volume : شيمى : حجم مطلق

absolute zaro : علوم هوايى : صفر مطلق

absolutely : مطلقا , مطلقاً , عليالاطلاق

absolutely unique : قانون ـ فقه : احد

absoluteness : اطلاق ،تماميت ،استبداد

absolutist : طرفدار استبداد،کسيکه معتقد به قواى نامحدود الهى است

absolutly dry : شيمى : کاملا "خشک

absolutory : بخشش اميز،امرزنده

absolvable : بخشيدنى ،امرزيدنى ،بخشش پذير،قابل عفو

absolve : اعلام بيتقصيري کردن , بري الذمه کردن

absolver : بخشاينده ،امرزنده ،غفور

absopption : جذب

absorb : مکيدن , جذب کردن , در کشيدن , مستغرق بودن , درآشا ميدن , کاملا فروبردن

absorb : جذب کردن رطوبت یا آب

absorb (to) : معمارى : جذب کردن

absorb moisture : رطوبت کشيدن

absorbant : درکش , درآشام

absorbed : مکنده , مستهلک , منجذب

absorbed light : شيمى : نور جذب شده

absorbefacient : جاذب ،توليد کننده عمل جذب

absorbency : فروبري , قابليت جذب , قدرت جذب

absorbency index : شيمى : ضريب جذب

absorbency of paper : شيمى : جذب پذيرى کاغذ

absorbent : جاذب , نشاف

absorbent chromatography : شيمى : کروماتوگرافى جذبى

absorbent filter : شيمى : صافى جذب

absorbent oil : شيمى : روغن جاذب

absorbent paper : شيمى : کاغذ خشک کن

absorber : آشامنده

absorbing : جاذب ،جالب ،دلربا،جذاب ،درکش ،دراشام

absorbing agent : شيمى : عامل جذب

absorbing column : شيمى : ستون جذب

absorbing element : شيمى : عنصر جذب

absorbing tower : شيمى : برج جذب

absorbo cel : شيمى : سلولوز فعال شده

absorpthiveness : کشندگى ،جاذبيت ،قوه جاذبه ،قوه ناشفه

absorptiometer : شيمى : جذب سنج

absorption : انجذاب , درآشامي , درکشي , جذب

absorption apparatus : علوم مهندسى : دستگاه جذب

absorption band : شيمى : نوار جذب

absorption bottle : شيمى : بطرى جذب

absorption bulb : شيمى : حباب جذب

absorption capacity : علوم مهندسى : ظرفيت جذب

absorption cell : شيمى : ظرف جذب

absorption color : علوم مهندسى : رنگ جذب

absorption compound : شيمى : ترکيب شيميايى جذب کننده

absorption countertube : علوم مهندسى : لوله جذب

absorption cross section : شيمى : مقطع جذب

absorption dynamometer : الکترونيک : توان سنج جذبى

absorption flask : شيمى : بالن جذب

absorption foil : علوم مهندسى : ورق جذب

absorption index : شيمى : شاخص جذب

absorption law : علوم مهندسى : قانون جذب

absorption limit : شيمى : لبه جذب

absorption line : شيمى : خط جذب

absorption loss : علوم مهندسى : اتلاف جذب

absorption losses : عمران : تلفات ناشى از جذب

absorption marker : الکترونيک : عقربه جذب

absorption of charged particles : الکترونيک : جذب ذرات باردار

absorption of condenser charge : الکترونيک : جذب بار

absorption of light : شيمى : جفب نور

absorption oil : شيمى : روغن جذب کننده

absorption peak : شيمى : قله جذب

absorption power : علوم مهندسى : قدرت جذب

absorption property : علوم مهندسى : خاصيت جذب

absorption refrigerating machine : شيمى : دستگاه سردکننده جذبى

absorption spectrophometry : شيمى : طيف نور سنجى جذبى

absorption spectroscopy : شيمى : طيف بينى جذبى

absorption test : شيمى : ازمايش جذب

absorption transition : علوم مهندسى : تحول جذب

absorption tube : شيمى : لوله جذب

absorptive : جذب کننده

absorptiveness : جاذبيت ،قوه اشاميدن

abstain : خودداري کردن , نکول کردن

abstainer : پرهيز کننده ،پرهيزگار،کسيکه از استعمال مسکرات پرهيز دارد

abstaining : پرهيز , ممتنع

abstemen : ورزش : وضع بدن در ابتداى پيچيدن

abstemious : پرهيزکار , پرهيزگار

abstemiously : با پرهيز و امساک

abstemiousness : پرهيز و امساک ( در خور و نوش)

abstention : نکول

abstention from taking an oath : قانون ـ فقه : نکول سوگند

abstentious : پرهيزکارانه ،مبنى بر پرهيزکارى

absterge : پاک کردن ،تميز کردن ،شستشو دادن( زخم)

abstergent : شستشو دهنده

abstersion : شستشوى زخم

abstinence : اجتناب , پرهيزگاري , پرهيزکاري , پرهيز

abstinence;or abstinency : پرهيز،خود دارى ،امساک ،رياضت

abstinent : پرهيزکار،پارسا منش ،مرتاض

abstinently : پرهيزکارانه

abstract : اجمالي , انتزاعي , چکيده کردن , برآهيخته , اجمال , خلاصه

abstract 1 : خلاصه ،مطلق ،خشک ،مجمل ،مجرد،خيالى ،غيرعملى

abstract 2 : ربودن ،بردن ،کوتاه کردن ،مجزا کردن ،تجريد کردن ،کش رفتن ،جدا کردن ،کشيدن

abstract a deed : قباله ايى را خلاصه کردن

abstract noun : اسم معني

abstract number : عدد مطلق

abstract thinking : روانشناسى : تفکر انتزاعى

abstracted : مجزا،پريشان خيال ،مختصر

abstractedly : با تفرقه حواس ،بطور مجزا،با پريشانى خيال ،بطور مجرد

abstractedness : تفرقه حواس ،تجرد

abstracter : خلاصه کننده ،خلاصه نويس ،دزد،کش رونده

abstraction : تجريد , چکيدگي , انتزاع , برآهنگ

abstractionism : مکتبى که از کيفيات واقعى هنر دوراست ،خيال بافى

abstractive : موجد تجرد , تجريدي

abstractly : بطور مطلق ،بطور مجرد،بخودى خود

abstruse : مغلق , غامض

abstrusely : از روى پيچيدگى ،غامض

abstruseness : پيچيدگى ،تعقيد،غامض بودن

absurd : بي معني , چرندي , مزخرف

absurdities test : روانشناسى : ازمون مهمل يابى

absurdity : مزخرف بودن

absurdly : بطور بيهوده و مزخرف ،غير معقولانه ،بطور محال

Abtin : آبتين

Abu Dhabi : ابوظبي

Abu Hanifa : ابو هنيفه

Abu Musab Zarqawi : ابو موسي زرقاوي

Abu Ali : ابوعلي

Abu Taleb : ابوطالب

Abubakr : ابوبکر

abuleia : (ر.ش ).فقدان نيروى اراده ،ضعف اراده

abulic : بى اراده ،فاقد اراده

abulomania : (طب )ديوانگى در نتيجه ضعف اراده

abundance : وفور , فراواني , انبوهي , برکت

abundancy motive : روانشناسى : انگيزه فزون خواهى

Abundant : فراوان

Abundant : فراوان

Abundant : وافر , فراوان , انبوه , شيگان , فره

abundant element : شيمى : عنصر فراوان

abundantly : بفراواني

Abuse : خشونت کردن ، سوء استفاده کردن

Abuse : خشونت کردن ، سوء استفاده کردن

Abuse : سوءاستفاده کردن , سواستفاده کردن , بد بکار بردن , سوء استفاده , سوءاستعمال , بد استعمال کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

بررسی و کاربرد سرمایه فکری در ارزیابی عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
نصب و بازرسی مخازن ذخیره سقف شناور
بررسی نقش عوامل رشد فروش و شاخص بحران مالی در پیش بینی بازده سهام
بررسی رابطه بین سرمایه فكری و عملكرد مالی شركتهای موجود در بازار سرمایه ایران
بررسی رابطه بین حجم معاملات سهام و تغییر قیمت سهام در شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی تأثیر عوامل رضایت مندی بیمه شدگان بر درآمد شركت های بیمه مكمل درمان (مطالعه موردی شركت آتیه سازان حافظ)
بررسی تأثیر سیستم جامع مالی و یكنواخت صنعت نفت بر ویژگی‌های كیفی اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه در شركت‌های پالایش نفت كشور)
بررسی تاثیر اهرم بدهی عملیاتی بر بازده آتی حقوق صاحبان سهام شركت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران
بررسی تاثیر انتشار درصد های مختلف سهام ‏جایزه بر بازدهی سهام شركت‌های پذیرفته ‏شده در بورس اوراق بهادار تهران ‏‏(86-80)‏
بررسی ارتباط بین نسبت های فعالیت و میزان افشای اطلاعات در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بازار بورس تهران
بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و تمركز مالكیت با مدیریت سود در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی عوامل مرتبط با بازده غیر عادی سالانه سهام درعرضه های عمومی اولیه شرکتهای جدیدالورود در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی علل امتناع شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از بکارگیری زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر(XBRL) از دیدگاه صاحبنظران حرفه ای
بررسی رابطه بین تأمین مالی از محل افزایش سرمایه و بازده سهام شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1387-1381
بررسی تاثیر سهام مدیریتی بر ارتباط بین جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود در شرکت-های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی رابطه رفتار مدیریت سود شرکت های گروه با بازده سهام شرکت اصلی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی اثركیفیت حسابرسی بر ارتباط بین جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثر ساختار مالكیت و اندازه شرکت برروی مدیریت سودآوری آتی
ارزیابی رابطه بین محافظه كاری حسابداری و ریسك ورشكستگی در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران