صفحه اصلی

affliction
ابتلاء , غمزدگي , ابتلا , مصيبت , رنجوري , مشقت
کلمات مشابه

afflictive : رنجورساز

affluence : نعمت , تنعم

affluxion : ريزش ،انبوهى ،جريان

afforce : نيرو دادن ،نيروى کمکى ،فرستادن به

afforcement : تقويت ،اعزام نيروى امداد

معنی affliction به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود طرح توجیهی تولید رنگهای صنعتی و ساختمانی شركت مهررنگ
دانلود طرح توجیهی تولید سیمان
دانلود طرح توجیهی روغن نباتی شادگل
دانلود طرح توجیهی مشاوره مدیریت
دانلود طرح توجیهی مركز تخصصی تعمیرات و خدمات تلفن همراه
دانلود کار آفرینی و تاثیر آن بر مدیران و سازمانهای ارگانیک
دانلود كارآفرینی در سایر کشورها
دانلود کارآفرینی در مدیریت علوم انسانی
دانلود دانلود پاورپوینت Oil and Gas – Black Gold! (لاتین)