لغات مشابه
afreet : عفريت

afresh : از نو،دوباره

Africa : افريقا , آفريقا

African : افريقيي , آفريقيي

African American : سياه پوست

African American : آفريقيي آمريکيي

africander : افريقايى فرنگى نژاد،اروپايى نژادى که درافريقاى جنوبى زاده شد

afro : )=afr(پيشوند بمعنى(افريقايى )ميباشد

Afro American : سياهپوست

Afro American : سياهپوست

afront : رودررو،روبرو،در جلو

Afsaneh : افسانه

Afsar : افسر

Afshan : افشان

Afshar : افشار

Afshin : افشين

aft breast : علوم دريايى : طناب شماره پنج

aft flap : علوم هوايى : اخرين قسمت فلپهاى سه قسمتى

aftectedness : بخودبستگى ،ظاهرسازى

after : از پس , پس از , پي , دنبال , بيادبود , بعد از ينکه , به دنبال , پساز , پس از ينکه , بعد , پس از آن که , بعد از

after blow : علوم مهندسى : پس دميدن

after body : علوم نظامى : قسمت پاشنه ناو

after bottom center (abc) : علوم هوايى : تعداد درجات گردش ميل لنگ بعد از گذشتن پيستون از نقطه مرگ پايين

after castle : (در کشتيهاى بازرگانى)،(قسمت)

after glow : معمارى : پستاب

after now : پس در حال حاضر

after ones own heart : موافق دلخواه

after shrinkage : علوم مهندسى : انقباض مجدد

after tax : بازرگانى : پس از وضع ماليات

after that : بدنبال آن

after the english f. : بسبکانگليسى ها

after the example of : بتقليد،باقتداى ،مانند

after the f. of : بسبک ،باسلوب

after the manner of : بروس ،بسيک ،بتقليد،مطابق

after top center : علوم هوايى : تعداد درجات گردش ميل لنگ بعد از گذشتن پيستون از نقطه مرگ بالا

after turret : علوم دريايى : توپ پاشنه

after(or in)a f. : تايک انداره يى ،يک جورى

after(orfor)something : شهوت چيزيراداشتن ،چيزيرا ارزو کردن

after ages : دوره هاى بعد،ادواراينده ،قرون اتيه

after hardening : علوم مهندسى : دوباره سخت کردن پلاستيک

after image : اثارباقيمانده درچشم پس ازديدن چيزى ،پس ديد

after mentioned : زيرين ،مذکوردرذيل ،پس اينده

afterbirth : جفت ،مشيمه ،جنين

afterborn : زاييده شده پس ازمرگ پدر،بعدى ،کهتر،خردسال تر

afterbow : علوم نظامى : طناب مهار سينه ناو

afterbrain : پس مخ ،مبداء نخاع

afterburner : علوم هوايى : پس سوز

afterburning : علوم نظامى : عمليات بعد از احتراق سوخت

aftercare : (طب )توجه و مواظبت در مرحله ء نقاهت

afterchap : پيشامدناگهان وناگوارپس ازواقعه اى ،عقبه غيرمنتظره

afterclap : عاقبت ،نتيجه

aftercrop : حاصل دوم باره ،حصاد دوم ،دوباره حاصل دادن

afterdate : تاريخ چيزيرا موخر گذاردن

afterdeck : عقب کشتى

afterdischarge : روانشناسى : رد تحريک

aftereffect : اثر ثانوي

afterflight inspection : علوم نظامى : بازديد بعد از پرواز

afterglow : پس تاب , پس فروزش

aftergrass : چين دوم( علف)

afterleech : علوم نظامى : بادبان جلوى قايق

afterlife : عقبي , آخرت

aftermarket : کامپيوتر : بازارگرمى

aftermath : پسيند

aftermost : عقب ترين

afternoon : عصر , نيمروزي , بعد از ظهر

afterpains : پس درد

afterpiece : نمايش کوتاه خنده دارپس ازنمايش بزرگ ،پشت سکان

aftersensation : روانشناسى : رد حسى

aftertaste : لذت ثانوي , لذت بعدي

afterthought : پس انديشه ،فکر کاهل ،چاره انديشى براى کارى پس از کردن ان

aftertime : روزگار واپسين ،اينده ،دوران پيرى

aftertouch : دست کارى اخر

afterward : پس ازان ،بعدازان ،سپس ،بعدا

afterwards : بعد از آن , سپس , پسازآن , بعدا

afterwit : عقل کاهل ،فکرکاهل ،انديشه اى که ازپس ايد

afterworld : عالمفاني , عالمآخرت

aftmost : عقب ترين( کشتى)

ag nus dei : صورت بره اى که پرچم فچليپايى دردست داردوکنايه ازعيسى است

agag : نگران ،مشتاق ،بيقرار

again : ديگر بار , دو مرتبه , مجددا , مکرراً , دومرتبه , دوباره , باز , باز هم , ازنو

against : خلاف , عليه , بر ضد , بخلاف , در برابر , برضد , برخلاف , بر خلاف , در مقابل , روبروي , بر عليه

against all risks (aar) : بازرگانى : در مقابل کليه خطرات

against his grain : برخلاف تمايل او

against nature : مخالف طبيعت ،غير اخلاقى ،غير طبيعى ،معجز نشان

against payment : با پول ،در برابر پول ،در مقابل وجه

against the grain : ازبيراهه

against the stream : بر ضد جريان اب

agalactia : کم شيرى ،قلت ترشح شير

agalactous : کم شير

agalaxy : کم شير،قلت ترشح شير

agalloch : عود

agallochum : چوب عود

agamemnon : اگاممنون پادشاه مايسنا که منازعه ء او با اشيل مقدمه ء داستان حماسى ايلياد است

agamete : تکثير سلولى غيرجنسى

agamic : بى نيازى از جفت گيرى ،بى نيازى از تلقيح ،بى نياز از تخم نر

agamogenesis : (گ.ش ).زاد و ولد بدون جف ت گيرى ،تکثير غيرجنسى

agamous : کمزاد،فاقد الت جنسى

agape : درشگفت

agaric : گياه قارچى ،سماروغ ،غاريقون

agaricaceous : قارچى

agastric : بى شکم

agate : عقيق

agateware : سفال ياظروف عقيق نما

agatize : عقيق نماکردن

agaze : )=gazing(خيره ،نگران

agc (amphibious command ship) : علوم نظامى : ناو فرماندهى نيروى اب خاکى

age : سالخورده شدن , عصر , قدم , پيرنما کردن , قدمت , سن

age critique : روانشناسى : سن يائسگى

age earnings profile : بازرگانى : برنامه درامد در دوران زندگى

age equivalent scale : روانشناسى : مقياس معادل سنى

age group competition : ورزش : مسابقه برحسب گروه سنى

age hardening susceptibility : علوم مهندسى : تقبل سخت گردانى زمانى

age norm : روانشناسى : هنجار سنى

age of : سالگي

age of discretion : قانون ـ فقه : سن تميز

age of mass consumption : بازرگانى : عصر مصرف انبوه

age of puberty : حد بلوق

age old : قديمى ،کهنه ،باستانى

age ratio : روانشناسى : بهر سنى

age scale : روانشناسى : مقياس سنى

age structure : بازرگانى : ساختار سنى

age ake : ورزش : دفاع بالارونده

age grade scaling : روانشناسى : مقياسيابى سنى - کلاسى

age wise : سني

aged : سالمند , معمر , کهنسال , مسن

agedly : پيرانه

agedness : سالخوردگى ،پيرى

ageicultural : فلاحتى ،زراعتى ،مربوطبه کشاورزى ياکشتکارى

ageing of magnet : الکترونيک : پير شدن مغناطيس

ageing of transformer : الکترونيک : پير شدن مبدل

ageless : بدون عمر معينى ،نامحدود

agelong : بى انتها،طولانى

Agence France Presse : آژانس فرانس پرس

agency : پيشکاري , کارگزاري , دفترنميندگي , وکالت , بنگاه , آژانس

agenda : برنامه عمليات

agendum : دستور کار

agent : فاعل , عامل , کار گذار , پيشکار , مامور , نمينده , سازه

agent de change : بازرگانى : دلال ارزى

agent net : علوم نظامى : شبکه اطلاعاتى

agent officer : علوم نظامى : افسر عامل پرداخت

agent provocateur : مامور اگاهى که با لباس مبدل در باندى کار ميکند)pl.agents provocateurs(

agent representative : بازرگانى : عامل

agentless : بي فاعل

agents : عمال , عوامل

agents of production : بازرگانى : عوامل توليد

agentship : وکالت ،ماموريت ،پيشکارى ،امانت ،محل نمايندگى

agerasia : روانشناسى : پير جوان نما

ages : سنين

ageum son : ورزش : قسمت بين شصت و انگشت بيرونى دست

ageusia : روانشناسى : اختلال چشايى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پروژه کارآفرینی تولید کارامل (به ظرفیت 800 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید کاغذ
پروژه کارآفرینی تولید کاغذ تایپ لاینر و وایت تاپ
پروژه کارآفرینی تولید کمپوت کنسانتره
پروژه کارآفرینی تولید کمپوت و کنسرو (با ظرفیت 1000 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید کنسرو ماهی
پروژه کارآفرینی تولید کود شیمیایی
پروژه کارآفرینی تولید گرانول و کفش
پروژه کارآفرینی تولید گل های زینتی
پروژه کارآفرینی تولید لواشک از خرما
پروژه کارآفرینی تولید ماست پاستوریزه (با ظرفیت 800 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید ماکارونی
پروژه کارآفرینی تولید ملامین(با ظرفیت 2000 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید موز گلخانه ای
پروژه کارآفرینی تولید نان فانتزی
"پروژه کارآفرینی تولید نایلون عریض کشاورزی ، نخ و طناب پلاستیکی"
پروژه کارآفرینی تولید نان ماشینی
پروژه کارآفرینی تولید نخ متوسط و ضخیم از ضایعات نساجی (با ظرفیت 150 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید نشاسته از گندم (با ظرفیت 600 تن در سال )