لغات مشابه
armourer : اسلحه ساز،زره ساز

armoury : اسلحه خانه ،اسلحه ،قوزخانه

armpit : بغل , زير بغل

armpoll : ورزش : کشش دست شناگر

armrest : دسته ء صندلى

Arms : تسليحات

arms manufacturer : اسلحهساز

arms manufacturing : اسلحه سازي

arms material position : علوم نظامى : شغل همه رسته اى

armscye : جاى استين

armstand dive : ورزش : بالانس برگشت ،شيرجه توام با بالانس

army : عسکر , جيش , سپه , سپاه , لشکر , خيل

army 1 : علوم دريايى : - ground forces

army 2 (mil) : علوم دريايى : ارتش

army airdefense command post : علوم نظامى : پاسگاه فرماندهى پدافند هوايى نيروى زمينى

army alpha test : روانشناسى : ازمون الفاى ارتش

army assault team : علوم نظامى : تيم هجومى نيروى زمينى

army attache : علوم نظامى : وابسته نظامى

army beta test : روانشناسى : ازمون بتاى ارتش

army component : علوم نظامى : نيروى زمينى شرکت کننده در عمليات يکان زمينى شرکت کننده در عمليات مشترک قسمت زمينى

army corpa : سپاه ،ستون

army corps : ستون

army depot : علوم نظامى : امادگاه نيروى زمينى

army genetal classification test (agct) : روانشناسى : ازمون طبقه بندى عمومى ارتش

army group : علوم نظامى : گروه ارتش

army landing forces : علوم نظامى : نيروى زمينى شرکت کننده در عمليات اب خاکى نيروى زمينى پياده شونده در ساحل

army management structure : علوم نظامى : سازمان مديريت نيروى زمينى

army material command : علوم نظامى : فرماندهى اماد نيروى زمينى

army material program : علوم نظامى : برنامه تهيه اماد نيروى زمينى

army national guard : علوم نظامى : گارد ملى وابسته به نيروى زمينى

army of observation : عده ديدبانى

army personnel center : علوم نظامى : مرکز عمليات پرسنلى نيروى زمينى

army personnel system : علوم نظامى : سيستم عمليات پرسنلى نيروى زمينى

army postal clerk : علوم نظامى : متصدى پست ارتشى

army ready material program : علوم نظامى : برنامه بهبود امادگى رزمى اماد

army reserve command : علوم نظامى : فرماندهى احتياط نيروى زمينى قسمت احتياط ارتش

army standard score : علوم نظامى : نمرات استاندارد و اندازه هاى بدنى افراد

army stores : فروشگاه ارتش

army training test : علوم نظامى : راهنماى ازمايشات يکانهاى ارتشى راهنماى ازمايش يکانها

arndt eistert synthesis : شيمى : سنتز ارنت - ايسترت

arnica : ارنيقه ،چشم گاو

aroint : دورشو،خارج شو

aroma : ماده ء عطرى ،بوى خوش عطر،بو،رايحه

aromatic : خوشبو , گياه خوشبو

aromatic vinegar : محلول سرکه و کافور

aromatic hydrocarbons : شيمى : هيدروکربنهاى اروماتيک

aromatise : خوشبو ساختن

aromatization : عطر سازي

aromatize : )=aromatise(خوشبو ساختن ،عطر زدن ،معطر کردن

arose : لشگر

around : گرداگرد , درحوالي , درحدود , به دور , در گوشه و کنار , پيرامون , در اطراف , تاحدود

arousal : روانشناسى : انگيختگى

arousal threshold : روانشناسى : استانه انگيختگى

arouse : بيدار کردن ،برانگيختن ،تحريک کردن

arousing : تحريص , شهوت آميز , شهوت انگيز

arpanet : کامپيوتر : Advanced Research Projects Agencyاژانس پروژه هاى پيشرفته تحقيقاتى ارپانت

arquebus : شمخال

arrack : عرق نارگيل و برنج

arraignment : اتهام ،احضار به محکمه ،تعقيب

arrange : مقرر داشتن , رديف کردن , قرار گذاشتن , ترتيب دادن , چيدن , مرتب کردن , تنسيق کردن , رديف شدن

arrange room : اتاق چيدن

arranged : ممهد , مقرر , آراسته

arrangement : ترتيب , نظامت , تنسيق , نسق

arrangment : ارايش ،ترتيب ،قرار

arrant : بدترين ،بدنام ترين ،ولگرد،اواره

arras : پرده ء قلاب دوزى ،نقاشى ،طراحى قلاب دوزى

array : آريه

array declaration : اعلان اريه

array index number : کامپيوتر : عدد شاخص ارايه

array processor : کامپيوتر : پردازشگر ارايه

arrayal : صف ارايى ،صف

arrayal of troops : صف آرائي

arrear : درپشت

arrearage : پس افتادگى

arreared : عقبافتاده

arrears : پس افت

arrears of debt : قانون ـ فقه : ديون معوقه

arrears of rent : قانون ـ فقه : اجور معوقه

arrears of taxes : قانون ـ فقه : بقاياى مالياتى

arrefication : رقيق سازى ،ترقيق ،لطيف سازى ،لطافت

arrendare : قانون ـ فقه : اجاره دادن ملک يا زمين به طور سالانه

arrengement : عمران : ترتيب دادن

arrengement of the reonforcement : عمران : توزيع اماتور

arrentation : قانون ـ فقه : پروانه يا جواز بهره بردارى ار اراضى جنگلى در ازاى پرداخت اجاره سالانه معين

arrest : بازداشت , دستگير کردن , توقيف , دستگير , جلب , بازداشت کردن , گرفتار کردن , دستگيري

arrest of judgment : قانون ـ فقه : سرباز زدن قاضى از صدور حکم پس از اعلام نظر هيات منصفه به علت مطالبى که در مدارک ارائه شده به نظر رسيده و انهارا غلط يا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت ديگر خوددارى قاضى از صدور راى است تا رفع اشتباهات موجود

arrest warrant : قانون ـ فقه : قرار توقيف

arrested : دستگير شده

arrester gear : علوم دريايى : سيم نگهدارنده

arresting : توقيف کننده ،جالب

arresting barrier : علوم نظامى : چتر کم کننده سرعت هواپيما در روى باند

arresting net stanchion : علوم نظامى : قلاب تور مهار هواپيما

arresting sheave span : علوم نظامى : محوطه ريل و سرسره مهار هواپيما

arresting system cycle time : علوم نظامى : زمان تناوب سيستم مهار هواپيما

arresting system payout : علوم نظامى : بازده سيستم مهار هواپيما

arresting system purchase element : علوم نظامى : وسيله ضربه گير سيستم مهار هواپيما

arresting system reset unit : علوم نظامى : متوقف کننده سيستم مهار هواپيما

arresting system runout : علوم نظامى : محوطه دويدن سيستم مهار هواپيما

arretted : قانون ـ فقه : متهم

arrhythmia : روانشناسى : بى نظمى

arrhythmic : بى نواخت ،(درشعر )بى وزنى ،(طب )نامنظمى ضربان نبض

arris : زاويه خارجى ،نبش

arris fillet joint : معمارى : اتصال فرنگى

arrival : وصول , رسيد , تشريف فرمائي , نزول , مقدم

arrival rate : کامپيوتر : نرخ ورود

arrive : وارد شدن , تشريف فرما شدن , تشريف آوردن , سر رسيدن , فرا رسيدن , واصل شدن , واردشدن , وارد آمدن , از راه رسيدن

arrive at a conclusion : قانون ـ فقه : اتخاذ تصميم کردن

arrived in : رسیدن به

arrived in paris : وارد شدم ،وارد پاريس شدم ،در پاريس

arrogance : گردنفرازي , شدت عمل , نخوت , تکبر

arrogant : پرنخوت , گردن فراز , علم فروش , خودکامه , متفرعن , مغرور

arrogate : ادعاى بيجا کردن ،غصب کردن ،بخود بستن

arrogation : ادعاى بيجا،بخود بستن

arrow : خدنگ , پيکان , تير

arrow block : معمارى : بلوک پيکانى

arrow diagram : عمران : نمودار بردارى

arrow keys : کامپيوتر : کليدهاى جهت

arrow notch : سوفار

arrow rest : ورزش : تکيه گاه تير روى کمان

arrowhead : ورزش : نوک تير

arrowheaded : نوک تيز،ميخى

arrowroot : اروروت ( قسمى گياه نشاسته اى) ،نشاسته اى که از ريشه اوروت گرفته ميشود

arrowy : تير دار , تير مانند

arroyo : آبکند

arsacid : (پادشاه ) اشکانى

Arsalan : ارسلان

arsenal : زرادخانه , مهمات جنگي

arsenic (as) : علوم هوايى : ارسنيک

arsenide : علوم هوايى : ارسنايد شدن

Arshia : عرشيا

arsonist : کسيکه عمدا ايجاد حريق ميکند

arsonval meter movement : الکترونيک : سنجه ارسنوال

art : هنري , هنر

art bronze : علوم مهندسى : برنز صنعتى

art casting : علوم مهندسى : ريخته گرى صنعتى

art of drawing : معمارى : هنر ترسيم رسم

art student : هنر جو

art therapy : روانشناسى : هنر درمانى

artaxerxes : اردشير

artemis : (افسانه ء يونان )الهه ماه و شکار

arterial : شرياني

arterialization : تبديل خون وريدى به شريانى

arterialize : شريانى کردن ،تبديل کردن خون شريانى به وريدى

arteries : شريين

arteriole : شريانچه , شريان کوچک , سرخرگچه

arteriology : شريان شناسى

arteriotomy : برش يا گشايش شريان

arteriovenous : شريانى و وريدى ،مربوط به رگها

arteritis : (طب )ورم شريان ،اماس شريان

artery : شاهرگ , شريان , حبل , سرخرگ

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت بررسی داده کاوی (Data Mining)
پاورپوینت پیکره بندی تایمرکانترها 90 اسلاید
پرسش نامه معیارهای جهت گیری انگیزشی نیکولز و همکاران
پرسش نامه سبک شناختی کلب
پاورپوینت انواع درب
پاورپوینت فضاهای اجتماعی شهری
پرسش نامه انگیزش پیشرفت هرمنز
پژوهش مرمت بنای معتضدالدله وزیری
پاورپوینت تراکم جمعیتی و ساختمانی در شهرها
پاورپوینت دیوار برشی فولادی
پاورپوینت دستورالعمل تدوین طرح کارآفرینی
پاورپوینت خلاصه كتاب مدیریت بر قلبها
دستورالعمل اجرایی رسیدگی به تخلفات بهداشتی مراکز تهیه توزیع موادغذایی
پکیج کامل آزمون EPT به همراه نمونه سوالات و جزوه تضمینی آزمون زبان انگلیسی دانشگاه آزاد با تخفیف 50 درصد
رابطه سکوت سازمانی و رهبری اخلاقی از طریق عملکرد کارکنان The Association between Organizational Silence and Ethical Leadership through Employee Perf
پاورپوینت حسابداری علمی با پارادایم های گوناگون
پاورپوینت کارت امتیازی متوازن (BSC)
پاورپوینت همکاری در زنجیره تامین الکترونیکی
پاورپوینت مدیریت بحران