معنی arrearage

arrearage
پس افتادگى
کلمات مشابه

arreared : عقبافتاده

arrears : پس افت

arrears of debt : قانون ـ فقه : ديون معوقه

arrears of rent : قانون ـ فقه : اجور معوقه

arrears of taxes : قانون ـ فقه : بقاياى مالياتى

arrefication : رقيق سازى ،ترقيق ،لطيف سازى ،لطافت

arrendare : قانون ـ فقه : اجاره دادن ملک يا زمين به طور سالانه

arrengement : عمران : ترتيب دادن

arrengement of the reonforcement : عمران : توزيع اماتور

arrentation : قانون ـ فقه : پروانه يا جواز بهره بردارى ار اراضى جنگلى در ازاى پرداخت اجاره سالانه معين

arrest : بازداشت , دستگير کردن , توقيف , دستگير , جلب , بازداشت کردن , گرفتار کردن , دستگيري

arrest of judgment : قانون ـ فقه : سرباز زدن قاضى از صدور حکم پس از اعلام نظر هيات منصفه به علت مطالبى که در مدارک ارائه شده به نظر رسيده و انهارا غلط يا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت ديگر خوددارى قاضى از صدور راى است تا رفع اشتباهات موجود

arrest warrant : قانون ـ فقه : قرار توقيف

arrested : دستگير شده

arrester gear : علوم دريايى : سيم نگهدارنده

arresting : توقيف کننده ،جالب

arresting barrier : علوم نظامى : چتر کم کننده سرعت هواپيما در روى باند

arresting net stanchion : علوم نظامى : قلاب تور مهار هواپيما

arresting sheave span : علوم نظامى : محوطه ريل و سرسره مهار هواپيما

arresting system cycle time : علوم نظامى : زمان تناوب سيستم مهار هواپيما

معنی arrearage به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی