صفحه اصلی

assorted
جور کرده
کلمات مشابه

assortment : طبقه بندي , جوري

assuage : ارام کردن ،تخفيف دادن

assuagement : فرونشانى ،تسکين ،تخفيف

assuasive : ساکت کننده

assumable : فرض کردنى ،بخود گرفتنى

معنی assorted به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پروژه کارآفرینی تولید کاغذ
دانلود پروژه کارآفرینی تولید کاغذ تایپ لاینر و وایت تاپ
دانلود پروژه کارآفرینی تولید کمپوت کنسانتره
دانلود پروژه کارآفرینی تولید کمپوت و کنسرو (با ظرفیت 1000 تن در سال)