صفحه اصلی

assumable
فرض کردنى ،بخود گرفتنى
کلمات مشابه

assumably : فرضا`،چنانکه بتوان فرض کرد

assume : فرض کردن , فرضکردن , پنداشتن , بر عهده داشتن , بخود بستن , گمان کردن

assumed : فرضي , مفروض

assumed azimuth : علوم نظامى : گراى فرضى

assumed mean : روانشناسى : ميانگين فرضى

معنی assumable به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقولات عشر
دانلود نقش آب در انتقال بیماریها
دانلود نقش فیزیک در پزشکی
دانلود نقش ورزش در سلامتی قلب