لغات مشابه
assume : فرض کردن , فرضکردن , پنداشتن , بر عهده داشتن , بخود بستن , گمان کردن

assumed : فرضي , مفروض

assumed azimuth : علوم نظامى : گراى فرضى

assumed mean : روانشناسى : ميانگين فرضى

assumed portfolio : بازرگانى : اوراق بهادار مفروض

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: