صفحه اصلی

assume
فرض کردن , فرضکردن , پنداشتن , بر عهده داشتن , بخود بستن , گمان کردن
کلمات مشابه

assumed : فرضي , مفروض

assumed azimuth : علوم نظامى : گراى فرضى

assumed mean : روانشناسى : ميانگين فرضى

assumed portfolio : بازرگانى : اوراق بهادار مفروض

assuming : لاف زن , بفرض ينکه

معنی assume به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقاله اخلاق در حسابداری
دانلود مقاله ابزارهای مالی در بازار سرمایه
دانلود مقاله ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران
دانلود مقاله معاملات آتی در بورس یعنی چه