لغات مشابه
back dated : بازرگانى : پيش تاريخ شده

back dive : ورزش : شيرجه از پشت و فرود با پا

back donation : شيمى : بازپس دهى

back down : قانون ـ فقه : از ادعايى صرفنظر کردن

back drill : علوم مهندسى : از پشت سوراخ کردن

back drilling attachment : علوم مهندسى : تجهيزات سوراخ کردن از پشت

back driving axle : علوم مهندسى : محور گرداننده عقب

back emf : الکترونيک : نيروى برق وارانى

back facade : معمارى : نماى پشت ساختمان

back facing tool : علوم مهندسى : ابزار صيقل کارى

back fill : عمران : عمل دوباره پر کردن

back firing : علوم مهندسى : پس زنش

back float : ورزش : شناور شدن روى اب

back formation : لغت سازي

back frow : عمران : اولين شيار ايجاد شده توسط گاواهن که به شيار مرده معروف است

back gear : علوم مهندسى : يک رشته چرخ دنده که به پايه نظام ماشين تراش وصل مى شوند

back gear shaft : علوم مهندسى : محور چرخ دنده هايى که به پايه نظام ماشين تراش متصل مى شوند

back hoe : عمران : بيل حفارى

back house : عمران : حياط خلوت

back jackknife : ورزش : شيرجه از جلو بصورت کارد

back judge : ورزش : داور در محوطه دفاعى

back letter : بازرگانى : گواهى تضمين

back lift : ورزش : حرکت چوب کريکت به عقب پيش از ضربه

back line player : ورزش : بازيگر خط عقب واليبال

back nine : ورزش : نيمه دوم پيست 18 قسمت

back number : شماره کهنه ،چيز کهنه

back of : پس

back out : زه زدن , دبه کردن , دبه در آوردن

back panel : کامپيوتر : صفحه عقبى

back pay : حقوق عقب افتاده

back pitch : الکترونيک : گام خور پيچک

back plane : کامپيوتر : يک برد مدار چاپى PCB که شامل حفره هايى است که ساير بردها مى توانند با زاويه هاى صحيح در ان جاى بگيرند

back plate : علوم هوايى : صفحه متحرکى که سيلندر چرخ و کفشکها روى ان سوار ميشوند

back porch : الکترونيک : ميدان عقب

back pressure turbine : علوم مهندسى : توربين بخارى که تمام بخار خروجى ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب مى شود

back pressure valve : علوم مهندسى : سوپاپ مخصوص ممانعت از پس زنش مايعات در داخل لوله

back rake angle : علوم مهندسى : زاويه شيب

back rank : ورزش : عرض اول شطرنج

back resistance : الکترونيک : مقاومت معکوس

Back rest : تکيه گاه

back room : ورزش : محوطه بين خط پايانى و ديوار

back sacrifice throw : ورزش : افکندن حريف ازپشت ،فن تومئوناگه

back seat : علوم مهندسى : صندلى عقب اتومبيل

back sight : عمران : ديد عقب در نقشه بردارى

back slider : قانون ـ فقه : مرتد

back square : علوم مهندسى : گونياى فلزى که در کارگاهها استفاده مى شود

back stroke : علوم مهندسى : ضربه برگشت پيستون

back swing : الکترونيک : نوسان به عقب

back talk : پيش جوابى

back to back credit : بازرگانى : اعتبار اتکايى

back to your seats : برگرديد بجاى خود

back turns of armature : الکترونيک : سيمپيچى معکوس ارميچر

back up : بعقب بردن , بعقب رفتن , پشتي کردن

back up (ball) : ورزش : گوى چرخنده و پيچدار

back up frequency : علوم مهندسى : فرکانس کمکى

back up material : علوم مهندسى : مواد پشت بند

back up roll : علوم مهندسى : غلطک پشت بند

back voltage : علوم هوايى : نيروى ضد محرکه الکتريکى

back washing : معمارى : بازشوئى

back water : عمران : برگشت اب

back water curve : عمران : منحنى برگشت اب

back yard : حياط

back zone : ورزش : منطقه عقب زمين واليبال

back(ward) dive : ورزش : شيرجه از پشت و فرود با دست

back and knee climbing : ورزش : صعود تنوره اى

back check : ورزش : عقب نشينى براى دفاع

back checker : ورزش : بازگشته براى دفاع

backache : پشت درد , درد کمر , کمردرد

backalley : پس کوچه

backarod forth : پيش و پس ،عقب و جلو

backbencher : عضو هيئت قانونگذارى

backbite : غيبت کردن

backbiter : غيبت کننده ،بدگو

backbiting : غيبت

backbone : استواري , ستون فقرات , مازه

backcast : ورزش : تاب دادن چوب ماهيگيرى به عقب

backcourt violation : ورزش : خطاى ¹ 1ثانيه

backcourtman : ورزش : گارد

backcross : چند پشت بعقب برگشتن

backdating date : بازرگانى : پيش تاريخ

backdoor : درعقب ،وسيله نهايى يا زير جلى ،پنهان

backed : پشت گرم , پشتي دار

backed bow : ورزش : کمان نوار پيچى شده براى ازدياد مقاومت

backer up : ورزش : مدافع

backfall : زمين خوردگى

backfire : نتيجه معکوس گرفتن

backfour : ورزش : چهار مدافع

backfreight : بازرگانى : پس کرايه

backgammon : مهره , نرد , تخته نرد

backgammon player : شش انداز , نراد

background : دورنما , سابقه , پيشينه

background reflection : بازتاب زمينه اى

background communication : کامپيوتر : ارتباط پس زمينه

background current : شيمى : جريان زمينه

background job : کامپيوتر : background program

background printing : کامپيوتر : چاپ پس زمينه

background process : کامپيوتر : فرايندهاى پس زمينه

background processing : پردازش زمينهاي

background program : برنامه زمينهاي

background recalculation : کامپيوتر : محاسبه مجدد پس زمينه

backhand cast : ورزش : انداختن قلاب ماهيگيرى از پشت دست

backhand stroke : ضربت چوگان از پشت سر

backhand welding : علوم مهندسى : جوشکارى به سمت عقب

backhanded : با پشت دست نوشته شده ،چپ طعنه اميز

backheader : ورزش : ضربه با عقب سر

backhoe : معمارى : کج بيل

backhouse : حياط پشت ،مستراح

backing : پشتي

backing material : علوم هوايى : مواد محافظ

backing metal : علوم مهندسى : فلز اصلى

backing plate : علوم هوايى : صفحه تقويتى در هنگام تعمير ورقه هاى فلزى

backing run : علوم مهندسى : بخيه

backing sand : علوم مهندسى : ماسه پشت قالب

backing storage : کامپيوتر : انباره پشتيبان

backing store : انباره پشتيبان

backing up : کامپيوتر : پشتيبان گيرى

backiron : ورزش : صفحه فلزى پشت حلقه بسکتبال

backlash : واکنش شديد

backlit display : کامپيوتر : صفحه نمايش پشت نور

backload : بازرگانى : محموله مراجعت

backman : ورزش : بازيگر مدافع

backmarker : ورزش : از پيشتازان بسيارعقبمانده

backmost : پس ترين ،عقب ترين

backpack : کوله

backpart : پشتى ،عقبى

backrent : اجاره ء پس افتاده

backrest : تکيه گاه ،پشتى ،متکا

backset : عقب زني

backshop : پستوى دکان

backside : دبر

backside attack : ورزش : حمله از پشت

backslap : تظاهر بصميميت کردن ،چاخان کردن

backslide : (از دين )برگشتن ،سيرقهقرايى کردن

backslider : کافر

backspace : پسبرد , پسبردن

backspace character : دخشه پسبرد

backspace tape : کامپيوتر : فرايند برگرداندن نوار مغناطيسى به ابتداى رکورد قبلى

backspacing : پسبرد

backspin : ورزش : چرخش و غلطيدن گوى بعقب

backstage : در پس پرده ،محرمانه ،خصوصى ،مربوط به پشت پرده ء نمايش( مخصوصااطاق رخت کن)

backstair : نهانى ،غير مستقيم ،پلکان پشت

backstairs : پلهکان پشت

backstitch : کوک زيگزاگ ،کوک چپ و راست

backstraight : ورزش : قسمت دراز و مستقيم پيست

backstretch : خط سيرجهت مخالف مبداء مسابقه

backstroker : ورزش : شناگر پشت

backswept : برگشته بطور مايل واريب

backswing : ورزش : تاب اوليه راکت تنيس بسمت عقب

backsword : شمشير يکدمه

backsword man : شمشيرباز

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

تحقیق درباره میوكاردیت
تحقیق درباره نانو تكنولوژی و الكترونیك بیومولكولی
مقاله درباره ی جهانی شدن و توسعه پایدار
مقاله درباره ی جهانی شدن و چالشهای فرا روی مدیران
مقاله درباره ی جهانی شدن یا جهانی سازی؟
مقاله درباره ی جهانی شدن
مقاله درباره ی جهانی کردن یک رویکرد وابستگی است
مقاله درباره حقوق تجارت و تعاریف آن
کسب درآمد
مقاله درباره خلاقیت و نواوری در افراد و سازمانها
مقاله نقدی بر دیدگاه های استیون ویلیام هاوکینگ
سیستم های كنترل فازی نوسانات میرابای یک روبات انعطاف پذیر
پژوهش درباره نیروگاه ها و راكتورهای هسته ای
تحقیق درباره ورق مركب
تحقیق درباره ویژگی های ترمودینامیكی الاستومرها
تحقیق درباره همدوسی نور
تحقیق درباره دنی کوا و زندگی نامه اش
دانلود آموزش آرایشگری با بهترین روش های روز دنیا
مقاله درباره راه کارهای اندازه گیری شاخص های بهره وری