معنی back lift

back lift
ورزش : حرکت چوب کريکت به عقب پيش از ضربه
کلمات مشابه

back line player : ورزش : بازيگر خط عقب واليبال

back nine : ورزش : نيمه دوم پيست 18 قسمت

back number : شماره کهنه ،چيز کهنه

back of : پس

back out : زه زدن , دبه کردن , دبه در آوردن

back panel : کامپيوتر : صفحه عقبى

back pay : حقوق عقب افتاده

back pitch : الکترونيک : گام خور پيچک

back plane : کامپيوتر : يک برد مدار چاپى PCB که شامل حفره هايى است که ساير بردها مى توانند با زاويه هاى صحيح در ان جاى بگيرند

back plate : علوم هوايى : صفحه متحرکى که سيلندر چرخ و کفشکها روى ان سوار ميشوند

back porch : الکترونيک : ميدان عقب

back pressure turbine : علوم مهندسى : توربين بخارى که تمام بخار خروجى ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب مى شود

back pressure valve : علوم مهندسى : سوپاپ مخصوص ممانعت از پس زنش مايعات در داخل لوله

back rake angle : علوم مهندسى : زاويه شيب

back rank : ورزش : عرض اول شطرنج

back resistance : الکترونيک : مقاومت معکوس

Back rest : تکيه گاه

back room : ورزش : محوطه بين خط پايانى و ديوار

back sacrifice throw : ورزش : افکندن حريف ازپشت ،فن تومئوناگه

back seat : علوم مهندسى : صندلى عقب اتومبيل

معنی back lift به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی