لغات مشابه
barrier plan : علوم نظامى : طرح موانع

barrier to entry : بازرگانى : منع ورود به صنعت

barrier layer detector : شيمى : اشکارساز لايه سدى

barriers : موانع

barring : بجز،باستثناء

barrister : وکيل مشاور , وکيل دعاوي

barrister at law : وکيل مرافعه ،وکيل قانونى

barroom : نوشابه فروشى ،بار يا پياله فروشى ،بار

barrow : خاک کش , چرخ دستي , زنبه

bartender : متصدي بار

barter : پاياپاي , دادوستد کالا , تهاتر , تهاتر کردن

barter away : قانون ـ فقه : تجارت يا معامله پاياپاى کردن

bartered : تهاتري

barterer : معامله گر پاياپاى

bartizan : کنگره بالاى برج

bartlett test : روانشناسى : ازمون بارتلت

barton : حياط رعيتى صاحب ملک

barylalia : روانشناسى : گفتار بيخ حلقى

baryphonia : روانشناسى : کلفت صدايى

barytone : ميان صداى مردانه ،کلمه اى که اخران بى تکيه است ،ميانه ،وسط

Barzani : بارزاني

Barzin : برزين

bas relif : حجارى ونقوش برجسته ،کوتاه ،نقش کم برجسته

bas relief : برجسته کوتاه ،نقش کم برجسته

basal : اساسى ،مربوط به ته يابنيان

basal age : روانشناسى : سن پايه

basal ganglia : روانشناسى : عقده هاى پايه

basal metabolic rate : روانشناسى : اهنگ سوخت و ساز پايه

basalt : سياسنگ , بازالت , مرمر سياه , مرمرسياه

basan : ميشن

bascket catch : ورزش : گرفتن توپ با کف دست به طرف بالا در سطح کمر

bascula : ورزش : پرش قوسى کامل اسب از روى مانع

bascule : قپان ،اهرام يا لنگرپل متحرک

base : پايگاه , دني الطبع , پست فطرت , فرومايه , لئيم , پايه ستون

base address : نشاني پايه

base command : علوم نظامى : فرماندهى پايگاه

base complex : علوم نظامى : مجتمع پايگاه هوايى يا دريايى يا زمينى و غيره

base frame : علوم مهندسى : چهارچوب زير دستگاهها

base hit : ورزش : ضربه به داخل محوطه با امتياز

base ignition : علوم نظامى : احتراق تحتانى

base level : معمارى : تهتراز

base line end station : علوم نظامى : ايستگاه انتهايى خط مبنا

base memory : کامپيوتر : حافظه پايه

base of fire : علوم نظامى : مبناى اتش

base of wall : معمارى : روپى

base on halls : ورزش : گرفتن امتياز با رسيدن به پايگاه نخست

base operation : علوم نظامى : عمليات پايگاهى

base ore : شيمى : کانه کم عيار

base pairing : شيمى : جفت شدن بازى

base path : ورزش : مسير بين پايگاهها

base pay : حقوق ثابت بدون مزايا وفوق العاده

base peak : شيمى : پيک مبنا

base period : علوم نظامى : زمان مبنا

base piece : توپ مبنا

base pitch : علوم مهندسى : فاصله بين نيمرخهاى مشابه دو دندانه مجاور از يک چرخ دنده

base point : کامپيوتر : نقطه مبنا

base rate earnings : علوم مهندسى : کسب ارزش اوليه

base register : ثبات پايه

base runner : ورزش : توپزنى که در پايگاه است يا بسوى ان مى رود

base running : ورزش : دويدن بسوى پايگاه

base shear : عمران : نيروى کلى حاصل از زلزله در پاى ساختمان برش پاى ساختمان

base stock control : بازرگانى : کنترل موجودى مبنا

base stone : علوم مهندسى : سنگ زيرين

base symbol : علوم نظامى : علايم قراردادى مبنا

base thickness of buttress : معمارى : عرض پنجه پشت بند

base wage rate : علوم مهندسى : حداقل دستمزد

base born : حرامزاده ،فرومايه ،بدگهر

base court : حياط بيرونى ياعقبى

base minded : دون همت

basebal billiard : ورزش : نوعى بيليارد کيسه دار با 21 گوى شماره گذارى شده از 1 تا21

baseball : بيسبال

baseball pass : ورزش : پاس با يک دست از کنار گوش در بسکتبال نوعى پرتاب توپ

baseball throw : ورزش : مسابقه پرتاب توپ از لحاظ مسافت

baseballer : ورزش : بازيگر بيس بال

baseband : کامپيوتر : باند پايه

baseband transmission : کامپيوتر : روشى که براى بکارگيرى انتقال سيگنالهاى فرکانس پايين از ميان کابل کواکسيال جهت انتقال داده در شبکه با محلى با فاصله کوتاه

baseboard : چوب يا تخته اى که بعنوان ستون يا پايه بکار ميرود

baseborn : حرامزاده ،پست ،فرومايه ،بدگهر

based : متکي , مستند , مبتني , مبني

based on : بنابر , از قول , براساس , بر طبق , برابر , مبني بر , برپايه , بر مبناي , برحسب

based on a contract : قانون ـ فقه : قراردادى

based on duty : حسب الوظيفه

based on guesses : حدسي

based on the fact that : مبني بر اين که

based on trusteeship : قانون ـ فقه : امانى

based on truth : مبني بر حقيقت

baseless : بي اساس , بي ماخذ , بي پايه

baselessness : بي اساسي

baseline document : کامپيوتر : سندى که يک مرجع براى تغييرات يک سيستم کامپيوترى مى باشد

baseline game : ورزش : بازى در انتهاى زمين تنيس

baseliner : ورزش : بازيگر انتهاى زمين

baselinesman : ورزش : خط نگهدار خط عرضى

basely : ازروى پستى ،بافرومايگى

basement : زير زمين , زيرزمين , سرداب

baseness : دوني , پست فطرتي , فرومايگي , دنائت

baseplate : علوم مهندسى : پايه فولادى پيش ساخته چدنى که به عنوان فونداسيون براى يک موتور به کار مى رود

bases boaded : ورزش : ضربه با حضور بازيگران در پايگاههاى 1 و 2 و3

bases empty : ورزش : ضربه بدون حضور بازيگر در پايگاهها

baseui : ورزش : قلعه

bash : برهم زدن ،ترساندن ،دست پاچه نمودن ،شرمنده شدن ،ترسيدن ،خجلت

bashaw : نجيب زاده

bashful : محجوبانه , شرمرو

bashfullness : کمروئى ،ترسوئى

bashfully : با کمروئى ،از روى خجالت

bashfulness : کمروئي

basic : پايهاي , اصلي , اساسي

basic access method : کامپيوتر : روش دستيابى اصلى

basic allowance for quarters : علوم نظامى : حق مسکن

basic anxiety : روانشناسى : اضطراب بنيادى

basic bessemer converter : علوم مهندسى : مبدل مقدماتى بسمر

basic bessemer pig iron : علوم مهندسى : اهن خام مقدماتى توماس

basic bessemer steel : علوم مهندسى : فولاد مقدماتى بسمر

basic branch : علوم نظامى : رسته اوليه

basic brick : معمارى : اجر قليائى

basic circuit : علوم مهندسى : مدار ساده

basic circuit arrangement : علوم مهندسى : ترتيب مدار ساده

basic combat training : علوم نظامى : اموزش رزم مقدماتى

basic conflict : روانشناسى : تعارض بنيادى

basic construction unit : علوم مهندسى : واحد ساختمانى

basic converter pig iron : علوم مهندسى : اهن خام توماس

basic converter steel : علوم مهندسى : فولاد توماس

basic course : علوم نظامى : دوره مقدماتى

basic cover : علوم نظامى : عکسبردارى اوليه هوايى

basic direct access method : کامپيوتر : روش دستيابى مستقيم اساسى

basic dye : شيمى : رنگينه بازى

basic fortran : کامپيوتر : استاندارد امريکايى و تاييد شده از زبان برنامه نويسى فرترن

basic hole : علوم مهندسى : سوراخ مقدماتى

basic indexed sequential acess method : کامپيوتر : روش دستيابى ترتيبى شاخص دار اساسى

basic input output system : کامپيوتر : سيستم ورودى و خروجى پايه

basic intent : قانون ـ فقه : نيت عام

basic language : زبان بيسيک

basic lining : علوم مهندسى : پوشش يا استر قليايى

basic linkage : کامپيوتر : پيوند اساسى

basic machine unit : علوم مهندسى : واحد دستگاه مقدماتى

basic open hearth furnace : علوم مهندسى : کوره باز قليايى

basic partitioned access method : کامپيوتر : روش دستيابى قسمت بندى شده اساسى

basic planning guide : علوم نظامى : راهنماى اوليه طرح ريزى

basic point : بازرگانى : نقطه مبداء

basic relay post : علوم نظامى : پايگاه مقدماتى تحويل و تحول بيماران

basic research : علوم نظامى : تحقيقات مقدماتى

basic responsibility : وظيفهاساسي

basic salt : شيمى : نمک بازى

basic sciences : روانشناسى : علوم پايه

basic sequential access method : کامپيوتر : روش دستيابى ترتيبى اساسى

basic slag : علوم مهندسى : سرباره قليايى

basic speed : علوم مهندسى : سرعت اوليه

basic standard : علوم مهندسى : استاندارد اوليه

basic surplus : قانون ـ فقه : مازاد اساسى

basic tactical unit : علوم نظامى : يکان مبناى تاکتيکى

basic telecommunications access method : کامپيوتر : روش دستيابى ارتباطات راه دور اساسى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مطالعه رابطه بین خط مشی های تقسیم سود سهام با معیارهای مختلف نقد شوندگی و عامل عدم نقد شوندگی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
"بررسی رابطه تمركز مالكیت،عملكرد شركت و سیاست تقسیم سود در شرکتهای پذیرفته شده در صنایع مواد غذایی و صنایع دارویی بورس اوراق بهادار تهران"
بررسی تاثیر هموارسازی سود بر بازده غیرعادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
بررسی اثرمالكیت سهام مدیرانه بر ارتباط بین ثبات سود و اقلام تعهدی
بررسی قابلیت اعتماد و مربوط بودن ارزش های گزارش شده سرقفلی و دارایی های نامشهود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران
"دانلود لغات کتاب لزگی""زبان کارشناسی ارشد علوم پزشکی"""
بیگانگان باستانی
کتاب اصول بازاریابی تلفنی
طرح معدن دالی
"تعین سنگ میزبان،کانی شناسی و ژئوشیمی کانسار سرب و روی استان مرکزی"
گزارش کارآموزی معدنی مربوط به ژئوفیزیک
کتاب رموز موفقیت در بازاریابی شبکه ای موفقیت یا شکست در 90روز نخست
کتاب چگونه یک سوپر استار بازاریابی شبکه ای شوید
کتاب شهروند الکترونیکی
امتحان از فصل اول ریاضی هفتم
امتحان از درس اول علوم پایه پنجم ابتدایی
دانلود پاورپوینت حساب مستقل وجوه سپرده
دانلود پاورپوینت حساب مستقل وجوه درآمد اختصاصی
"دانلود پاورپوینت نقش مدیریت خرید و تداركات در بازرگانی و اقتصاد ایران (فصل اول کتاب سیستمهای خرید، انبارداری و توزیع انواری رستمی)"