صفحه اصلی

be delayed
به تاخير افتادن , وقفه داشتن
کلمات مشابه

be delighted : محظوظ شدن

be delivered : ايراد شدن

be deposed : خلع شدن

be deprived : محروم شدن

be destroyed : منهدم شدن , منعدم شدن , مضمحل شدن , منقرض شدن , از ميان رفتن , نابود شدن , از بين رفتن

معنی be delayed به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود دانلود مبانی نظری درباره درد
دانلود مبانی نظری بهزیستی روانشناختی
دانلود مبانی نظری امید به زندگی
دانلود مبانی نظری ذهن آگاهی