معنی bead

bead
مهره ساختن , بريسمان کشيدن , منجوق زدن , مهره , دانه , خرمهره , دانه تسبيح
کلمات مشابه

bead maker : معمارى : مهره ساز

bead polymwerization : شيمى : بسپارش حبه اى

bead tire : علوم مهندسى : لاستيک با لبه هاى گرد شده

bead roll : صورت مردگانى که براى ارواح انها فاتحه يادعاميخوانند

beaded edge : علوم مهندسى : لبه برگردانده شده

beaded flats : علوم مهندسى : فولاد تخت

beaded section : عمران : شيار برجسته روى گچ و چوب

beading : روکوب

beadle : منادي دادگاه

beadledom : تشريفات ورسميت زياد

beadroll : فهرست اسامي , تسبيح

beads : منجوق

beadsman : دعاخوان

beadwork : تسبيح سازى ،بريسمان کشى( تسبيع)

beady : دانه دار،مهره دار،داراى چشمان ريز وگرد

beady eyes : چشمان ريز براق

beagle : (ج.ش ).تازى شکارى پاکوتاه ،(مج ).جاسوس ،کاراگاه

beak : تک , نوک , نک , منقار

beak like : منقاري

beaked : نوکدار , منقاردار

معنی bead به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی