لغات مشابه
by the square : بدقت ،درست ،مطابق نمونه

by the title of : تحت عنوان

by the way : راستي

by this(time) : تا اين موقع

by under stamped : قانون ـ فقه : کسر تمبر داشتن

by undivided shares : قانون ـ فقه : به نحو اشاعه

by usage : برحسب عادت ،يا معمول سابق

by water : با کشتى ،از راه دريا،از راه رودخانه

by way : کوره راه , کوچه پرت

by way of : منباب

by way of example : قانون ـ فقه : تمثيلى

by way of exception : بطور استثناء

by way of relief : براى تنوع

by way of retaliation : در مقام تلافي

by way of undivided shares : قانون ـ فقه : undivided

by wire : باتلگراف ،بوسيله تلگراف

by word of mouth : سينه به سينه

by your leave : با اجازه شما

by yourself : خودتان( به تنهايى) ،تنها

by election : قانون ـ فقه : انتخابات ميان دوره اى

by law : قانون ـ فقه : ايين نامه

by name : کنيه

by product : محصول فرعي , متفرعه

by product cock oven plant : علوم مهندسى : محصولات فرعى کک سازى

by product coking practice : علوم مهندسى : محصولات فرعى کوره کک سازى

by product gas : علوم مهندسى : گاز تقطير شده

by product recovery : علوم مهندسى : بازده محصولات فرعى

by stander : ناظر،تماشاچى

by street : کوچه پرت

by way : بي راهه

bye bye : خدا حافظ

bye election : انتخابات فرعى

bye hole : ورزش : سوراخهاى باقيمانده پس از معلوم شدن نتيجه مسابقه گلف

bye end : غرض شخصى ،قصدپنهان

byelaw : قانون ويژه

bygone : مافات

Byjn : بيژن

bylaw : قانون ويژه

byname : لقب ،اسم فرعى ،اسم دوم

bypass capacitor : الکترونيک : خازن شنتى

bypass engine : علوم هوايى : موتور کنارگذر

bypass ratio : علوم هوايى : نسبت کنارگذارى

bypast : گذشته

bypath : جاده پرت

byplay : نمايش فرعى بين دوپرده

byre : اغل گاو

byroad : جاده فرعى ،پس کوچه ،جاده کم امد وشد

bystander effect : روانشناسى : اثر تماشاگرى

bystreet : کوچه پرت ،خيابان کنارى ،خيابان فرعى

byte oriented : لقمه گرا

bytes per inch : کامپيوتر : تعداد بايت ها در يک واحد اينچ

bytewide memory : کامپيوتر : بايت ادرس پذير در حافظه اصلى

byword : ضرب المثل , گفته اخلاقي

Byzantine : روم شرقي , رومقديم

byzantine architecture : معمارى : سبک معمارى بيزانسى

c battey : الکترونيک : باترى سى

c bias : الکترونيک : ولت شبکه

c clef : (مو ).کيدC

c++ : کامپيوتر : زبانC++

c battery : علوم مهندسى : باطرى شبکه

c display : الکترونيک : ارائه سى

c frame press : علوم مهندسى : پرس با قالب" سى " شکل

c i d : قانون ـ فقه : scotland yard

c o d indicator : الکترونيک : عقربه سى او دى

c ration : علوم دريايى : جيره رزمى

c. degrace : ضربه اخر،ضربه مرگ

c. prefrential shares : سهامى که سود پس افتاده انهايکى باسود جارى انها پرداخته شود

c.c.c : شيمى : countercurrent chromatographyکروماتوگرافى جريان مخالف

c.de oeil : نظر اجمالى

c.g.s. system : الکترونيک : دستگاه سگث

c.o.e : قانون ـ فقه : Council Of Europe

c.q.r. anchor : علوم دريايى : لنگر خميده

c.w. : الکترونيک : موج پايدار

ca (chronological age) : روانشناسى : سن زمانى

cab : تاکسي , جاي لوکوموتيوران

cabal : دوز و کلک ،دسيسه و توطئه ،روايت ،راز،سر،دسيسه کردن

cabala : )=cabbala - cabbalah(حديث يا روايت شفاهى وزبانى ،علوم اسرار اميز از قبيل علم ارواح

cabalism : مکتب حروفيون

caban : علوم هوايى : طرز قرار گرفتن پايه ها بصورت هرمى براى نگه داشتن بال بالاى بدنه

cabana : کلبه ،خانه کوچک ،کابين

cabaret : کاباره , شادخانه

cabbage : کلم

cabbage palm : فوفل امريکايى ،نخل هندى

cabbaging press : علوم مهندسى : پرس هيدروليک

cabbala : )=cabala - cabbalah(حديث يا روايت شفاهى وزبانى ،علوم اسرار اميز از قبيل علم ارواح

cabbalah : )=cabbala - cabala(حديث يا روايت شفاهى وزبانى ،علوم اسرار اميز از قبيل علم ارواح

cabbie : )=cab driver(راننده تاکسى

cabby : رانندهتاکسي

caber : تنه درخت ،شاه تير،لاپه( درشيروانى)

cabiler : قطر دهنه ،استعداد

cabin : کابين

cabin altitude : علوم هوايى : فشار کابين برحسب فشار معادل ارتفاع بالاى سطح زمين

cabin blower : علوم هوايى : در بعضى هواپيماها کوپروسورى براى حفظ فشار کابين بالاتر از فشار محيط

cabin pressure altimeter : علوم نظامى : ارتفاع سنج نشان دهنده فشار کابين خلبان فشار سنج کابين

cabin pressurization safety valve : علوم هوايى : شيرى مرکب از شير خلاص فشار و خلاء و شير تخليه براى جلوگيرى از افزايش بيش از حد فشار داخل کابين

cabin scooter : علوم مهندسى : قفسه متحرک

cabin supercharger : علوم هوايى : کوپروسورى براى حفظ فشار کابين بالاتر از فشار محيط

cabinet : گنجه , کابينه , هيئت وزيران , جاي اغذيه

cabinet clamp : علوم مهندسى : گيره قفسه

cabinet council : قانون ـ فقه : جلسه هيات وزيران

cabinet government : قانون ـ فقه : حکومت حزب حائز اکثريت

cabinet prejection : عمران : نمايش اجسام برروى يک صفحه بوسيله تصاوير

cabinet reshuffle : ترميم کابينه

cabinet soildarity : قانون ـ فقه : وحدت کابينه

cabinet maker : مبل ساز،قفسه ساز،فرنگى ساز

cabinetmaker : مبل ساز

cabinetwork : مبل سازي

cable : تلگراف , طناب سيمي

cable box : الکترونيک : اتاقک کابل

cable car : ترامواى برقى

cable clamp : الکترونيک : بست کابل

cable clip : الکترونيک : پل کابل

cable connector : کامپيوتر : دو شاخه کابل

cable control system : علوم هوايى : سيستم کنترل کابلى

cable core : الکترونيک : سيم کابل

cable distribution head : علوم مهندسى : مقسم سر کابل

cable drum : علوم هوايى : قرقره استوانه شکلى که کابل کنترل به دور ان پيچيده شده و مقدار کابلى که با هر چرخش دسته حرکت ميکند را افزايش ميدهد

cable duct : عمران : لوله محافظ کابل برق

cable grip : الکترونيک : چنگال کابل

cable guard : علوم هوايى : نگهدارنده کابل

cable head : الکترونيک : سر کابل

cable laid rope : طنابيکه ازسه رشته سه لايى بافته شده باشد

cable locker : علوم دريايى : چاه زنجير

cable match : ورزش : رويارويى تلگرافى شطرنج

cable officer : علوم دريايى : افسر لنگر

cable party : علوم دريايى : گروه لنگر

cable rigging tension chart : علوم هوايى : جدولى که ارتباط بين تنش کابل کنترل و درجه حرارت را نشان ميدهد

cable shield : الکترونيک : لوله کابل

cablegram : تلگراف

cablet : کابل کوچک

cableway : عمران : پل تلفريک

cabling diagram : کامپيوتر : نمودار سيم کشى

cabman : راننده تاکسى

cabonic : (ش ).ذغالى ،حاصل از کربن

caboodle : اسباب سفر،مجموعه ،قسمت( با)whole

caboose : اشپزخانه کشتى ،اطاق کارگران قطار

cabretta : چرم نرم گوسفند،ميشن

cabriolet : درشکه دوچرخه

cabstand : توقفگاه تاکسى ،ايستگاه درشکه

cacao : کاکائو

cacao butter : کره نارگيل

cachalot : اب منى ،نطفه

cache : نهانگاه ،ذخيره گاه ،چيز نهان شده ،مخزن ،پنهان کردن

cachectic : ضعيف البنيه

cachet : مهر،خاتم ،کپسول ،پهن ،کاشه

cachexis : روانشناسى : نزارى

cachexy : فسادخون ومزاج

cachinnate : قاه قاه خنديدن ،در خنده افراط کردن

cachinnation : قاه قاه خنده

cachou : قرص ياحبى که نفس را خوشبوکند

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

فیبرنوری
شناخت شبكه های بی سیم و مبانی آنتن
سمینار سیستم های لرزه بر فولادی و بررسی رفتار انواع بادبندها در زلزله
فناوری نانو در لاستیک
کاربراتور ماشین
تحقیق کوپلینگ ها و کلاچ ها
مبدل کاتالیکی
مدلسازی و شبیه سازی سوئیچ MPLSو بررسی مقایسه ای نرم افزارهای موجود
مدیریت و محافظت از شبكه های كامپیوتر
طراحی سایت مرکز درمانی
آموزش تصویری کاربردی Comic Life
خواب و مرگ و مقایسه‌ی آن دو
"بررسی و مقایسه ضرب المثل های عربی، فارسی و انگلیسی"
نگاهی به زندگی و آثار ناصیف یازجی و بررسی مقامات و دیوان
عیب یابی خودرو پراید
نقش برجسته های تخت جمشید
بررسی و تدوین ویژگیهای کیفی ابریشم مورد استفاده در فرش دستباف
طراحی کتابخانه عمومی
گذر و نظری بر سقاخانه