معنی cabin blower

cabin blower
علوم هوايى : در بعضى هواپيماها کوپروسورى براى حفظ فشار کابين بالاتر از فشار محيط
کلمات مشابه

cabin pressure altimeter : علوم نظامى : ارتفاع سنج نشان دهنده فشار کابين خلبان فشار سنج کابين

cabin pressurization safety valve : علوم هوايى : شيرى مرکب از شير خلاص فشار و خلاء و شير تخليه براى جلوگيرى از افزايش بيش از حد فشار داخل کابين

cabin scooter : علوم مهندسى : قفسه متحرک

cabin supercharger : علوم هوايى : کوپروسورى براى حفظ فشار کابين بالاتر از فشار محيط

cabinet : گنجه , کابينه , هيئت وزيران , جاي اغذيه

cabinet clamp : علوم مهندسى : گيره قفسه

cabinet council : قانون ـ فقه : جلسه هيات وزيران

cabinet government : قانون ـ فقه : حکومت حزب حائز اکثريت

cabinet prejection : عمران : نمايش اجسام برروى يک صفحه بوسيله تصاوير

cabinet reshuffle : ترميم کابينه

cabinet soildarity : قانون ـ فقه : وحدت کابينه

cabinet maker : مبل ساز،قفسه ساز،فرنگى ساز

cabinetmaker : مبل ساز

cabinetwork : مبل سازي

cable : تلگراف , طناب سيمي

cable box : الکترونيک : اتاقک کابل

cable car : ترامواى برقى

cable clamp : الکترونيک : بست کابل

cable clip : الکترونيک : پل کابل

cable connector : کامپيوتر : دو شاخه کابل

cable control system : علوم هوايى : سيستم کنترل کابلى

cable core : الکترونيک : سيم کابل

cable distribution head : علوم مهندسى : مقسم سر کابل

cable drum : علوم هوايى : قرقره استوانه شکلى که کابل کنترل به دور ان پيچيده شده و مقدار کابلى که با هر چرخش دسته حرکت ميکند را افزايش ميدهد

cable duct : عمران : لوله محافظ کابل برق

cable grip : الکترونيک : چنگال کابل

cable guard : علوم هوايى : نگهدارنده کابل

cable head : الکترونيک : سر کابل

cable laid rope : طنابيکه ازسه رشته سه لايى بافته شده باشد

cable locker : علوم دريايى : چاه زنجير

cable match : ورزش : رويارويى تلگرافى شطرنج

cable officer : علوم دريايى : افسر لنگر

cable party : علوم دريايى : گروه لنگر

cable rigging tension chart : علوم هوايى : جدولى که ارتباط بين تنش کابل کنترل و درجه حرارت را نشان ميدهد

cable shield : الکترونيک : لوله کابل

cablegram : تلگراف

cablet : کابل کوچک

cableway : عمران : پل تلفريک

cabling diagram : کامپيوتر : نمودار سيم کشى

cabman : راننده تاکسى

cabonic : (ش ).ذغالى ،حاصل از کربن

caboodle : اسباب سفر،مجموعه ،قسمت( با)whole

caboose : اشپزخانه کشتى ،اطاق کارگران قطار

cabretta : چرم نرم گوسفند،ميشن

cabriolet : درشکه دوچرخه

cabstand : توقفگاه تاکسى ،ايستگاه درشکه

cacao : کاکائو

cacao butter : کره نارگيل

cachalot : اب منى ،نطفه

cache : نهانگاه ،ذخيره گاه ،چيز نهان شده ،مخزن ،پنهان کردن

cachectic : ضعيف البنيه

cachet : مهر،خاتم ،کپسول ،پهن ،کاشه

cachexis : روانشناسى : نزارى

cachexy : فسادخون ومزاج

cachinnate : قاه قاه خنديدن ،در خنده افراط کردن

cachinnation : قاه قاه خنده

cachou : قرص ياحبى که نفس را خوشبوکند

cackle : نعيب کردن , قات قات کردن , غد غد کردن , غار غار , غات غات

cackling : غد غد , نعيب

cacodemon : روح پليد،شيطان ،ديو،کابوس

cacodemonomania : روانشناسى : جن زدگى

cacoepy : تلفظ بد

cacoethes : خوى بد

cacogenesis : فساد نژادى دراثر حفظ وابقاء صفات بد

cacogenics : رشته اى از علم درباره فساد و خرابى نژاد

cacographer : بدچيزنويس ،بدخط،بداملاء

cacography : خط بد،املاء غلط

cacology : تلفظ يا انشاء غلط

cacophonous : ناخوش آواز

cacophony : صداى ناهنجار و خشن ،بدصدايى ،بداهنگى

cactus : (گ.ش ).انجيرهندى ،کاکتوس ،صباره خنجرى

caculated : محاسبه شده

cacuminal : وابسته به نوک وانتهاى درخت ،مغزى ،دماغى

cadastral : مربوط به مميزى عوايد و ثبت اراضى واملاک ،مربوط به املاک مزروعى

cadastral surveys : عمران : عمليات نقشه بردارى به منظور تفکيک و تعيين حدود اراضى

cadastre : مامور ثبت ومميزى املاک مزروعى وغير منقول ،دفتر مميزى وتقويم وثبت اراضى واملاک

cadaver : لاشه ،نعش( انسان)،جسد( براى تشريح)

cadaveric : لاشه اى ،لاشه مانند،نعشى ،داراى رنگ مرده

cadaverous : لاشه مانند،داراى رنگ پريده و مرده ،جسدوار

cadd : کامپيوتر : Computer Aided Design and Draftingطراحى و نقشه کشى به کمک کامپيوتر

caddice : نخ قلابدوزي , لباس مندرس

caddie : پادوي کردن

caddis : نخ قلابدوزي , لباس مندرس

caddish : اوباش صفت ،بى تربيت ،پست

cade : دست پرورده

cade oil : روغن عرعر

cadence : هم آهنگي , سجع

cadency : وزن ،اهنگ ،تاب ،افت صدا،ايقاع

cadenza : (مو ).اهنگ معترضه اى که طى اهنگ يا اوازى اورده شود،قطعه اواز يکنفرى

cadge : باربري کردن

cadi : قاضى

cadminum plate : علوم مهندسى : ابکارى کادميومى کردن

cadmium meter : الکترونيک : ولت سنج کادميمى

cadmium test : الکترونيک : ازمايش با کادميم

cadre strength column : علوم نظامى : ستون مربوط به استعداد پرسنل يکان ستون استعداد پرسنل کادر

caduceus : عصاي چاووش

caducity : قابل زوال ،زودگذرى ،ضعف دوران کهولت ،ضعف پيرى

caducous : زود افت , تند گذر

cae : کامپيوتر : Computer Aided Engineeringمهندسى توسط کامپيوتر

caecum : روده کنر

معنی cabin blower به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی