لغات مشابه
cactus : (گ.ش ).انجيرهندى ،کاکتوس ،صباره خنجرى

caculated : محاسبه شده

cacuminal : وابسته به نوک وانتهاى درخت ،مغزى ،دماغى

cadastral : مربوط به مميزى عوايد و ثبت اراضى واملاک ،مربوط به املاک مزروعى

cadastral surveys : عمران : عمليات نقشه بردارى به منظور تفکيک و تعيين حدود اراضى

cadastre : مامور ثبت ومميزى املاک مزروعى وغير منقول ،دفتر مميزى وتقويم وثبت اراضى واملاک

cadaver : لاشه ،نعش( انسان)،جسد( براى تشريح)

cadaveric : لاشه اى ،لاشه مانند،نعشى ،داراى رنگ مرده

cadaverous : لاشه مانند،داراى رنگ پريده و مرده ،جسدوار

cadd : کامپيوتر : Computer Aided Design and Draftingطراحى و نقشه کشى به کمک کامپيوتر

caddice : نخ قلابدوزي , لباس مندرس

caddie : پادوي کردن

caddis : نخ قلابدوزي , لباس مندرس

caddish : اوباش صفت ،بى تربيت ،پست

cade : دست پرورده

cade oil : روغن عرعر

cadence : هم آهنگي , سجع

cadency : وزن ،اهنگ ،تاب ،افت صدا،ايقاع

cadenza : (مو ).اهنگ معترضه اى که طى اهنگ يا اوازى اورده شود،قطعه اواز يکنفرى

cadge : باربري کردن

cadi : قاضى

cadminum plate : علوم مهندسى : ابکارى کادميومى کردن

cadmium meter : الکترونيک : ولت سنج کادميمى

cadmium test : الکترونيک : ازمايش با کادميم

cadre strength column : علوم نظامى : ستون مربوط به استعداد پرسنل يکان ستون استعداد پرسنل کادر

caduceus : عصاي چاووش

caducity : قابل زوال ،زودگذرى ،ضعف دوران کهولت ،ضعف پيرى

caducous : زود افت , تند گذر

cae : کامپيوتر : Computer Aided Engineeringمهندسى توسط کامپيوتر

caecum : روده کنر

caeli : نجوم : اسکنه

caesar : قيصر،امپراطور

caesarean : قيصرى ،امپراطورى

caesarian : مربوط به عمل سزارين يا شکافتن رحم و دراوردن بچه

caesarism : حکومت امپراطورى ،حکومت مطلقه

caesura : وقفه ياسکوت شعردرانتهاى کلمه يا وتد،سکته ،وقفه ،ايست

cafe : کافه

cafeteria : کافه

cafeteria messing : علوم دريايى : ناهار خورى همگانى

caffeine : کافئين

caftan : خفتان( نوعى لباس مردانه)

cage : درزندان افکندن , درقفس نهادن , قفس

cage compound : شيمى : ترکيب قفسى

cageling : مرغ قفس

cager : ورزش : بسکتباليست

cagey : ( )=cagy(ز.ع ).حيله گر،زيرک ،کمرو

cagy : ( )=cagey(ز.ع ).حيله گر،زيرک ،کمرو

cahier : دفتر،کتابچه

cahoot : همدم ،شرکت ،تبانى

cai : کامپيوتر : Computer Assisted Instructionاموزش به کمک کامپيوتر

caiman : يکجورسوسمارامريکايى

cain : قانون ـ فقه : قابيل

caique : قايق ،کرجى که دربوسفوربکارميرود

caird : دوره گرد،ادم خانه بدوش

cairn : سنگ قبر

Cairo : قاهره

caitiff : )=captive(اسير،دستگير،ترسو،نامرد

cajole : ريشخندکردن ،گول زدن ،چاپلوسى ،گول

cajolement : )=cajolery(ريشخند،گول ،دست بسر کردن

cajolery : )=cajolement(ريشخند،گول ،دست بسر کردن

cakamander : درخت خرماندو

cake : کيک

caking coal : علوم مهندسى : ذغال کوره

calabash : کدوى قليانى يا کشکولى

calaboose : زندان ،محبس ،حبس

calamanco : قره منگوله ،قره مندول

calamine : سنگ توتيا

calamint : فرنجمشک ،بادرنجبويه

calamite : سنگ اهن ربا

calamities : بليات , مصائب

calamitous : مصيبت بار , پربلا

Calamity : مصیبت

calamity : ويل , بلا , بليه , آفت

Calamity : مصیبت

calamity pours : بلا ميبارد،بلاميريزد

calamus : سوسن اصغر

calareous : عمران : اهکى

calareous soil : عمران : خاک اهکى

calash : کروک درشکه

calcaneum : استخوان پاشنه

calcareous deposit : معمارى : ته نشست اهکى

calcareous marl : معمارى : سنگ اهک رسدار

calcareous sandstone : معمارى : ماسه سنگ اهکى

calcarine fissure : روانشناسى : شيار مهميزى

calcic : آهکي

calciferous : داراى کالسيت يا کربنات اهک

calcification : آهکي شدن

calcify : آهکي کردن

calcimeter : آهک سنج

calcination : تکليس

calcine : خشک کردن , مکلس کردن

calcined : مکلس

calcined magnesia : منيزى مکلس ،منيزى کلسينه

calcity : اهکى ياسنگى کردن ،اهکى شدن ،متحجر شدن

calcium oxide : شيمى : کلسيم اکسيد

calcspar : شيمى : کلسيت

calculability : قابليت شمارش

calculable : قابل اعتماد

calculate : احتساب کردن , حساب کردن

Calculate : محاسبه کردن

Calculate : محاسبه کردن

calculated field : کامپيوتر : فيلد محاسبه

calculating : کامپيوتر : دوباره سازى يا ايجاد داده جديد از طريق فشرده سازى وقايع عددى معين

calculating punch : کامپيوتر : پانچ محاسباتى

calculation : احتساب , محاسبه , محاسبات , شمارش

calculation sheet : عمران : برگ محاسبه

calculation variation : عمران : اناليز تغييرات

calculations : محاسبات

calculator : محاسب , حسابگر , ماشين حساب

calculus : حساب ديفرانسيل و انتگرال ،جبر،حساب جامعه و فاضله ،جامع و فاضل ،سنگ

calculus of variations : حساب تغييرات

Calcutta : کلکته

caldarium : معمارى : گرمخانه در حمام رومى

caldron : کتري بزرگ

calebrate : بجا اوردن مراسم ،با تشريفات انجام دادن ،مشهور کردن ،جشن گرفتن ،عيد گرفتن ،ذکر کردن

calefacient : داروى گرم کننده ،گرمى ده

calefaction : گرم کردن ،يا گرم شدن

calefactory : گرماده

calendar : سالنما , تقويم

calendar year : علوم هوايى : سال تقويمى

calendaring : علوم هوايى : قرار دادن الياف کتان يا پارچه در محلول داغ و غليظ سود براى افزايش مقاومت و شفافيت ان

calender : فشار دهنده

calendering : شيمى : غلتک زنى

calends : روز يکم ماه ،غره

calendula : (گ.ش ).گل هميشه بهار،گل اشرفى ،اذريون

calenture : تب کردن

calf : گوساله , چرم گوساله , عجل

calf love : علاقه دمدمي

calf machine : ورزش : دستگاه پرورش عضله

calf skin : پوست گوساله ،تيماج

calfskin : تيماج

calgary : کَلگِری شهری در جنوب استان آلبرتای کانادا است که در منطقه کوهپایه و دشت‌های غربی کانادا در ۸۰ کیلومتری شرق رشته کوههای راکی کانادا جای گرفته است. این شهر یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی این کشور بشمار می‌آید.

calibrated airspeed : علوم هوايى : سرعت کاليبره شدن

calibrated altitude : علوم نظامى : ارتفاع تنظيم شده هواپيما

calibrated focal lenght : علوم نظامى : فاصله کانونى تنظيم شده

calibrated orifice : علوم هوايى : سوراخ يا تنگنايى با قطر داخلى مشخص جهت اندازه گيرى يا کنترل جريانى که از ان عبور ميکند

calibratin : واسنجي

calibrating standard : علوم مهندسى : تنظيم شده به صورت استاندارد

calibration : درجه بندي

calibration capacitor : علوم مهندسى : خازن کاليبراسيون

calibration constant : شيمى : ثابت درجه بندى

calibration curve : شيمى : منحنى درجه بندى

calibration error : شيمى : خطاى درجه بندى

calibration mark : علوم مهندسى : علامت کاليبراسيون

calibration marker : الکترونيک : فاصله ياب رادارى

calices : فنجان

calico : چلوار

calico printing : عمل باسمه کردن پارچه ،چيت سازى

California : کاليفرنيا

california achievement tests : روانشناسى : ازمونهاى پيشرفت کاليفرنيا

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله درمورد خون
مقاله درمورد درمان و مراقبت
مقاله در مورد دست مصنوعی
کسب درامد از اینترنت ماهیانه 8 میلیون تومان
مقاله درمورد دیابت و عواض آن
چگونه دانش آموزان را به درس تعلیمات اجتماعی علاقه مند سازم
چگونه به کمک آموزش فرایض دینی و تربیت اسلامی دانش آموزان زمینه را برای انحراف آنها از بین بردم
چگونه دانش آموزان را به مباحث تاریخی علاقه مند سازم
چگونه تاثیر طرح همیار معلم را بر دانش آموزان پایه دبیرستان
نمونه سوال دینی هفتم
مقاله درمورد راهنمای تغذیه برای افرادی که ورزش میکنند
مقاله در مورد رفلاكس ادراری و درمان آندوسكوپیك آن با ماده جدید زیست محیط سازگار در سگ
مقاله درمورد روش های ضد بارداری
چگونه در مدرسه شبانه روزی برای دانش آموزان خوابگاهی انگیزه بیشتری در درس زبان انگلیسی ایجاد کنم
چگونه به کمک ارائه راهکار های جذاب و دانش آموز علاقه به درس ریاضی را در دانش آموزانم نهادینه سازم
چگونه به کمک روش های نوین تدریس دانش آموزان را به درس ریاضی علاقه مند نمایم
چگونه نقش مدرسه را در بالا بردن سطح سلامت روان در دانش آموزان زیاد کنیم نمایم
چگونه یادگیری و محفوظات اصطلاحات زیست شناسی را در دانش آموزانم بهبود وعلاقه مندکرده
چگونه با جذاب سازی کلاس و منسوخ نمودن روش های تدریس سنتی دانش آموزان را به درس زیست شناسی علاقه مند نمایم