لغات مشابه
caffeine : کافئين

caftan : خفتان( نوعى لباس مردانه)

cage : درزندان افکندن , درقفس نهادن , قفس

cage compound : شيمى : ترکيب قفسى

cageling : مرغ قفس

cager : ورزش : بسکتباليست

cagey : ( )=cagy(ز.ع ).حيله گر،زيرک ،کمرو

cagy : ( )=cagey(ز.ع ).حيله گر،زيرک ،کمرو

cahier : دفتر،کتابچه

cahoot : همدم ،شرکت ،تبانى

cai : کامپيوتر : Computer Assisted Instructionاموزش به کمک کامپيوتر

caiman : يکجورسوسمارامريکايى

cain : قانون ـ فقه : قابيل

caique : قايق ،کرجى که دربوسفوربکارميرود

caird : دوره گرد،ادم خانه بدوش

cairn : سنگ قبر

Cairo : قاهره

caitiff : )=captive(اسير،دستگير،ترسو،نامرد

cajole : ريشخندکردن ،گول زدن ،چاپلوسى ،گول

cajolement : )=cajolery(ريشخند،گول ،دست بسر کردن

cajolery : )=cajolement(ريشخند،گول ،دست بسر کردن

cakamander : درخت خرماندو

cake : کيک

caking coal : علوم مهندسى : ذغال کوره

calabash : کدوى قليانى يا کشکولى

calaboose : زندان ،محبس ،حبس

calamanco : قره منگوله ،قره مندول

calamine : سنگ توتيا

calamint : فرنجمشک ،بادرنجبويه

calamite : سنگ اهن ربا

calamities : بليات , مصائب

calamitous : مصيبت بار , پربلا

Calamity : مصیبت

calamity : ويل , بلا , بليه , آفت

Calamity : مصیبت

calamity pours : بلا ميبارد،بلاميريزد

calamus : سوسن اصغر

calareous : عمران : اهکى

calareous soil : عمران : خاک اهکى

calash : کروک درشکه

calcaneum : استخوان پاشنه

calcareous deposit : معمارى : ته نشست اهکى

calcareous marl : معمارى : سنگ اهک رسدار

calcareous sandstone : معمارى : ماسه سنگ اهکى

calcarine fissure : روانشناسى : شيار مهميزى

calcic : آهکي

calciferous : داراى کالسيت يا کربنات اهک

calcification : آهکي شدن

calcify : آهکي کردن

calcimeter : آهک سنج

calcination : تکليس

calcine : خشک کردن , مکلس کردن

calcined : مکلس

calcined magnesia : منيزى مکلس ،منيزى کلسينه

calcity : اهکى ياسنگى کردن ،اهکى شدن ،متحجر شدن

calcium oxide : شيمى : کلسيم اکسيد

calcspar : شيمى : کلسيت

calculability : قابليت شمارش

calculable : قابل اعتماد

calculate : احتساب کردن , حساب کردن

Calculate : محاسبه کردن

Calculate : محاسبه کردن

calculated field : کامپيوتر : فيلد محاسبه

calculating : کامپيوتر : دوباره سازى يا ايجاد داده جديد از طريق فشرده سازى وقايع عددى معين

calculating punch : کامپيوتر : پانچ محاسباتى

calculation : احتساب , محاسبه , محاسبات , شمارش

calculation sheet : عمران : برگ محاسبه

calculation variation : عمران : اناليز تغييرات

calculations : محاسبات

calculator : محاسب , حسابگر , ماشين حساب

calculus : حساب ديفرانسيل و انتگرال ،جبر،حساب جامعه و فاضله ،جامع و فاضل ،سنگ

calculus of variations : حساب تغييرات

Calcutta : کلکته

caldarium : معمارى : گرمخانه در حمام رومى

caldron : کتري بزرگ

calebrate : بجا اوردن مراسم ،با تشريفات انجام دادن ،مشهور کردن ،جشن گرفتن ،عيد گرفتن ،ذکر کردن

calefacient : داروى گرم کننده ،گرمى ده

calefaction : گرم کردن ،يا گرم شدن

calefactory : گرماده

calendar : سالنما , تقويم

calendar year : علوم هوايى : سال تقويمى

calendaring : علوم هوايى : قرار دادن الياف کتان يا پارچه در محلول داغ و غليظ سود براى افزايش مقاومت و شفافيت ان

calender : فشار دهنده

calendering : شيمى : غلتک زنى

calends : روز يکم ماه ،غره

calendula : (گ.ش ).گل هميشه بهار،گل اشرفى ،اذريون

calenture : تب کردن

calf : گوساله , چرم گوساله , عجل

calf love : علاقه دمدمي

calf machine : ورزش : دستگاه پرورش عضله

calf skin : پوست گوساله ،تيماج

calfskin : تيماج

calgary : کَلگِری شهری در جنوب استان آلبرتای کانادا است که در منطقه کوهپایه و دشت‌های غربی کانادا در ۸۰ کیلومتری شرق رشته کوههای راکی کانادا جای گرفته است. این شهر یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی این کشور بشمار می‌آید.

calibrated airspeed : علوم هوايى : سرعت کاليبره شدن

calibrated altitude : علوم نظامى : ارتفاع تنظيم شده هواپيما

calibrated focal lenght : علوم نظامى : فاصله کانونى تنظيم شده

calibrated orifice : علوم هوايى : سوراخ يا تنگنايى با قطر داخلى مشخص جهت اندازه گيرى يا کنترل جريانى که از ان عبور ميکند

calibratin : واسنجي

calibrating standard : علوم مهندسى : تنظيم شده به صورت استاندارد

calibration : درجه بندي

calibration capacitor : علوم مهندسى : خازن کاليبراسيون

calibration constant : شيمى : ثابت درجه بندى

calibration curve : شيمى : منحنى درجه بندى

calibration error : شيمى : خطاى درجه بندى

calibration mark : علوم مهندسى : علامت کاليبراسيون

calibration marker : الکترونيک : فاصله ياب رادارى

calices : فنجان

calico : چلوار

calico printing : عمل باسمه کردن پارچه ،چيت سازى

California : کاليفرنيا

california achievement tests : روانشناسى : ازمونهاى پيشرفت کاليفرنيا

california psychological inventory : روانشناسى : پرسشنامه روانى کاليفرنيا

california tests of mental maturity : روانشناسى : ازمونهاى کاليفرنيا براى بلوغ ذهنى

california tests of personality : روانشناسى : ازمونهاى کاليفرنيا براى سنجش شخصيت

Californian : کاليفرنيايي

caliginous : مه الود،تاريک ،تيره ،تار،غليظ

calipash : قسمت بالاى کاسه لاک پشت

calipee : کاسه زيرين لاک پشت

caliper : فندق شکن , کوليس

caliper setting : علوم مهندسى : تنظيم پرگار

caliph : خليفه

caliphate : خلافت

Caliphs : خلفا

calisthenic : وابسته به ورزشهاى سبک سوئدى

calix : ( )pl.calices(گ.ش ).کاسبرگ ،کاسه گل ،پياله ،فنجان

calk weld : علوم مهندسى : درز جوش

calk(ins) : ورزش : برامدگى زير نعل اسب

calked joint : علوم مهندسى : اتصال فاق و زبانه

calker : caulk(،calk، )=caulkerبتونه کارى کردن ،زيرپوش سازى کردن ،مسدود کردن ،نعل زدن

calkin : نوک برگشته نعل ،نعل روسى

calking (am) : معمارى : کوبش

calking chisel : علوم مهندسى : نوعى اسکنه براى فاق دراوردن

calking hammer : علوم مهندسى : چکش کام کنى

call : تماس تلفني گرفتن , ناميدن , خبر کردن , نام بردن , مراجعه کردن , خواندن , صدا کردن , فرا خوان , صدا زدن , نام نهادن , صلا در دادن , احضار کردن , آوا , صلا , صدا , ناميده

call a metting : قانون ـ فقه : تعيين وقت و دعوت براى جلسه

call back to life : زنده کردن

call bad names : فحش دادن ،ناسزا گفتن

call bearing : علوم هوايى : بلبرينگ

call board : تخته اعلانات

call by name : فراخوانى با نام

call by reference : فراخوانى با ارجاع

call by result : فراخوانى با نتيجه

call by value : فراخوانى با ارزش

call directing code : کامپيوتر : يک کد دو يا سه کاراکترى است که در سيستم تله تايپ بکار مى رود

call down : سرزنش کردن ،ملامت کردن ،تحقير کردن

call for : ايجاب کردن ،مستلزم بودن

call for ..... under the credit : بازرگانى : درخواست کردن ..... تحت اعتبار

call for help to god : قانون ـ فقه : دعا

call for some one : پى کسى فرستادن

call for tender : بازرگانى : براى مزايده يا مناقصه فراخواندن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پروژه کارآفرینی سنگ بری سخت بر (با ظرفیت 60000 متر مربع در سال)
پروژه کارآفرینی سنگ معدن تراورتن
پروژه کارآفرینی شالیکوبی و تولید حبوبات (به ظرفیت 3300 تن در سال )
پروژه کارآفرینی سنگبری نرم بر
پروژه کارآفرینی شرکت خدمات تاسیسات ساختمانی (گرمایش و سرمایش)
پروژه کارآفرینی شرکت خدمات حسابداری و حسابرسی
پروژه کارآفرینی شرکت سرویس دهنده اینترنت
پروژه کارآفرینی شرکت کنتور سازی ایران
پروژه طرح کارآفرینی نساجی و پارچه بافی
پروژه طرح کارآفرینی بازیابی ضایعات پلاستیک
پروژه طرح کارآفرینی بازیافت فیلترهای روغنی خودرو
پروژه طرح کارآفرینی تاسیس کارگاه چاپ صنعتی
پروژه طرح کارآفرینی تولید آب میوه به روش صنعتی
پروژه طرح کارآفرینی تولید باند و گاز پزشکی
پروژه طرح کارآفرینی تولید چیپس میوه
پروژه طرح کارآفرینی تولید دستکش چرمی
پروژه طرح کارآفرینی کارگاه تولید لوله های سوپر پایپ
پروژه طرح کارآفرینی کارگاه تولید محصولات MDF
پروژه طرح کارآفرینی کارگاه تولید نخ POY پلی استر