لغات مشابه
calcity : اهکى ياسنگى کردن ،اهکى شدن ،متحجر شدن

calcium oxide : شيمى : کلسيم اکسيد

calcspar : شيمى : کلسيت

calculability : قابليت شمارش

calculable : قابل اعتماد

calculate : احتساب کردن , حساب کردن

Calculate : محاسبه کردن

Calculate : محاسبه کردن

calculated field : کامپيوتر : فيلد محاسبه

calculating : کامپيوتر : دوباره سازى يا ايجاد داده جديد از طريق فشرده سازى وقايع عددى معين

calculating punch : کامپيوتر : پانچ محاسباتى

calculation : احتساب , محاسبه , محاسبات , شمارش

calculation sheet : عمران : برگ محاسبه

calculation variation : عمران : اناليز تغييرات

calculations : محاسبات

calculator : محاسب , حسابگر , ماشين حساب

calculus : حساب ديفرانسيل و انتگرال ،جبر،حساب جامعه و فاضله ،جامع و فاضل ،سنگ

calculus of variations : حساب تغييرات

Calcutta : کلکته

caldarium : معمارى : گرمخانه در حمام رومى

caldron : کتري بزرگ

calebrate : بجا اوردن مراسم ،با تشريفات انجام دادن ،مشهور کردن ،جشن گرفتن ،عيد گرفتن ،ذکر کردن

calefacient : داروى گرم کننده ،گرمى ده

calefaction : گرم کردن ،يا گرم شدن

calefactory : گرماده

calendar : سالنما , تقويم

calendar year : علوم هوايى : سال تقويمى

calendaring : علوم هوايى : قرار دادن الياف کتان يا پارچه در محلول داغ و غليظ سود براى افزايش مقاومت و شفافيت ان

calender : فشار دهنده

calendering : شيمى : غلتک زنى

calends : روز يکم ماه ،غره

calendula : (گ.ش ).گل هميشه بهار،گل اشرفى ،اذريون

calenture : تب کردن

calf : گوساله , چرم گوساله , عجل

calf love : علاقه دمدمي

calf machine : ورزش : دستگاه پرورش عضله

calf skin : پوست گوساله ،تيماج

calfskin : تيماج

calgary : کَلگِری شهری در جنوب استان آلبرتای کانادا است که در منطقه کوهپایه و دشت‌های غربی کانادا در ۸۰ کیلومتری شرق رشته کوههای راکی کانادا جای گرفته است. این شهر یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی این کشور بشمار می‌آید.

calibrated airspeed : علوم هوايى : سرعت کاليبره شدن

calibrated altitude : علوم نظامى : ارتفاع تنظيم شده هواپيما

calibrated focal lenght : علوم نظامى : فاصله کانونى تنظيم شده

calibrated orifice : علوم هوايى : سوراخ يا تنگنايى با قطر داخلى مشخص جهت اندازه گيرى يا کنترل جريانى که از ان عبور ميکند

calibratin : واسنجي

calibrating standard : علوم مهندسى : تنظيم شده به صورت استاندارد

calibration : درجه بندي

calibration capacitor : علوم مهندسى : خازن کاليبراسيون

calibration constant : شيمى : ثابت درجه بندى

calibration curve : شيمى : منحنى درجه بندى

calibration error : شيمى : خطاى درجه بندى

calibration mark : علوم مهندسى : علامت کاليبراسيون

calibration marker : الکترونيک : فاصله ياب رادارى

calices : فنجان

calico : چلوار

calico printing : عمل باسمه کردن پارچه ،چيت سازى

California : کاليفرنيا

california achievement tests : روانشناسى : ازمونهاى پيشرفت کاليفرنيا

california psychological inventory : روانشناسى : پرسشنامه روانى کاليفرنيا

california tests of mental maturity : روانشناسى : ازمونهاى کاليفرنيا براى بلوغ ذهنى

california tests of personality : روانشناسى : ازمونهاى کاليفرنيا براى سنجش شخصيت

Californian : کاليفرنيايي

caliginous : مه الود،تاريک ،تيره ،تار،غليظ

calipash : قسمت بالاى کاسه لاک پشت

calipee : کاسه زيرين لاک پشت

caliper : فندق شکن , کوليس

caliper setting : علوم مهندسى : تنظيم پرگار

caliph : خليفه

caliphate : خلافت

Caliphs : خلفا

calisthenic : وابسته به ورزشهاى سبک سوئدى

calix : ( )pl.calices(گ.ش ).کاسبرگ ،کاسه گل ،پياله ،فنجان

calk weld : علوم مهندسى : درز جوش

calk(ins) : ورزش : برامدگى زير نعل اسب

calked joint : علوم مهندسى : اتصال فاق و زبانه

calker : caulk(،calk، )=caulkerبتونه کارى کردن ،زيرپوش سازى کردن ،مسدود کردن ،نعل زدن

calkin : نوک برگشته نعل ،نعل روسى

calking (am) : معمارى : کوبش

calking chisel : علوم مهندسى : نوعى اسکنه براى فاق دراوردن

calking hammer : علوم مهندسى : چکش کام کنى

call : تماس تلفني گرفتن , ناميدن , خبر کردن , نام بردن , مراجعه کردن , خواندن , صدا کردن , فرا خوان , صدا زدن , نام نهادن , صلا در دادن , احضار کردن , آوا , صلا , صدا , ناميده

call a metting : قانون ـ فقه : تعيين وقت و دعوت براى جلسه

call back to life : زنده کردن

call bad names : فحش دادن ،ناسزا گفتن

call bearing : علوم هوايى : بلبرينگ

call board : تخته اعلانات

call by name : فراخوانى با نام

call by reference : فراخوانى با ارجاع

call by result : فراخوانى با نتيجه

call by value : فراخوانى با ارزش

call directing code : کامپيوتر : يک کد دو يا سه کاراکترى است که در سيستم تله تايپ بکار مى رود

call down : سرزنش کردن ،ملامت کردن ،تحقير کردن

call for : ايجاب کردن ،مستلزم بودن

call for ..... under the credit : بازرگانى : درخواست کردن ..... تحت اعتبار

call for help to god : قانون ـ فقه : دعا

call for some one : پى کسى فرستادن

call for tender : بازرگانى : براى مزايده يا مناقصه فراخواندن

call forth : بکار انداختن

call girl : فاحشه تلفنى

call in : تو خوانى ،تو خواندنى

call in evidence : قانون ـ فقه : گواهى خواستن از

call in question : ترديد کردن در

call instruction : دستورالعمل فراخوانى

call into requisition : قانون ـ فقه : به مصادره گرفتن

call mission : علوم نظامى : درخواست پشتيبانى فورى هوايى ماموريت هوايى طبق درخواست

call of more : قانون ـ فقه : حق تقاضاى زياد کردن مبيع

call over the coals : سرزنش کردن

call price : قانون ـ فقه : ارزش اسمى

call processing : فراخوان پردازي

call statement : حکم فرا خوانى

call to mind : بخاطر اوردن

call to order : به حفظ انتظام دعوت کردن ،نظم مجلسى را برقرار کردن

call to prayer : اذان گفتن

call to quarters : شيپور احضار

call to witness : گواه خواستن , گواه آوردن , گواه گرفتن

call up : شيپور احضار

call fee indicator : علوم مهندسى : دستگاه نشاندهنده نرخ تلفن

call meter : علوم مهندسى : کنتور مکالمات تلفنى

call sign : علوم دريايى : معرف

callable : صدازدني

callable bond : قانون ـ فقه : نوعى قرضه که صادر کننده حق بازخريد ان را قبل از موعد اسمى ندارد

callan : پسربچه ،جوان ،جوانک

callboy : پادو يا پيشخدمت( درتاتر)

callective note : قانون ـ فقه : بيانيه يا يادداشت دسته جمعى

called : فرا خوانده , ناميده , مسما , مسمي , با عنوان , بنام

called program : برنامه فرا خوانده

called strick : ورزش : پرتابى که از منطقه توپزن مى گذرد ولى ضربه نمى خورد

caller : هاتف , صدا زننده , ملاقات کننده

callet : فاحشه ،پتياره ،دعوا و غوغا

calligraph : قطعه ،نمونه ،خط خوب

calligrapher : خطاط

calligraphic : مربوط به خطاطى

calligraphic graphics : کامپيوتر : گرافيک خطاطى

calligraphist : خوش نويس

calligraphy : رسم الخت , مشق خط , رسم الخط , خطاطي , مشق

calling : فراخواني , فراخواننده

calling card : )= visiting card(کارت ويزيت

calling in : تو خواني

calliper : فندق شکن

calliper compasses : پرگارقطرپيما

callipers : پرگار قطر پيما

callisthenics : ورزش سبک

callisto : نجوم : کاليستو

callithump : رژه پر سروصدايى همراه با کرنا و بوق ،(امر ).اواز يا تصنيف هزلى وتفريحى

callmness : ارامش ،ملايمت

callose : برامده ،پينه دار،سخت

callosity : سخت شدن يا پينه کردن پوست

callous : پينهدار , سنگ دل , پينه زدن

callout : کامپيوتر : نوشته راهنما

callow : جوجه اى که هنوز پر درنياورده ،شخص بى تجربه وناشى

callus : پينه اي , پينه

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

تحقیق پیش بینی هوشمند حملات قلبی با استفاده از تکنیک های داده کاوی و شبکه های عصبی
مقاله بررسی ساخت یک قفل الکترونیکی با استفاده از میکرو کنترلر AVR (ATMEGA8)
مقاله بررسی سكولاریسم وآسیب‌شناسی فرهنگی واجتماعی‌نسل‌ها
مقاله بررسی سیمان و عوارض ناشی از آن
مقاله بررسی شاخه نرمتنان
مقاله بررسی شرایط ازدواج و عقد
مقاله بررسی شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم
بررسی شناخت پیدا كردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان
مقاله بررسی شهر تهران و اكوسیستم طبیعی آن جهت اوقات فراغت
مقاله بررسی شوراها
مقاله بررسی شورای نگهبان
مقاله بررسی صنعت ریخته گری (خاك)
35 قالب پاورپوینت زیبا
دانلود اکسل داده های ترازنامه ای شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1386 الی 1394
کتاب دانشنامه بیماری های گوارشی
مقاله بررسی ضرب المثل ها و ریشه های آنها
کتاب دانشنامه بیماری های پوستی
مقاله بررسی طراحی و برنامه ریزی یادگیری
مقاله بررسی طراحی و ساخت PLC توسط میكروكنترلر 80C195