معنی carbonic

carbonic
زغالى
کلمات مشابه

carbonic acid gas : گازاسيد کربونيک

carboniferous : ذغال دار،ذغال خيز

carbonification : زيست شناسى : ذغالى شدن

carboning a lamp : الکترونيک : کربن گذارى لامپ

carbonitride : علوم مهندسى : کربونيزه کردن

carbonization : زغالش

carbonyl : شيمى : کربونيل

carbonyl group : شيمى : گروه کربونيل

carborane : شيمى : کربوران

carborizing : علوم هوايى : کربنيزه کردن

carborundum brick : عمران : اجر کاربوراندوم

carboxyl terminus : شيمى : کربوکسيل انتهايى

carboxylic group : شيمى : کروه کربوکسيلى

carbuncle : ياقوت آتشي , شب چراغ

carbuncled : )=carbuncular(مزين به ياقوت قرمز،مرضع ،دمل دار

carbuncular : گنده تاولى ،کورکى

carburator restricter plate : ورزش : صفحه فلزى روى کاربوراتور براى کاستن هواى ورودى در اتومبيل

carburet(t)or : ناقل سوخت واکسيژن

carbureted steel : شيمى : پولاد کربن دار

carburetion : عمل ترکيب باذغال

معنی carbonic به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی