صفحه اصلی

censor
مامور سانسور،بازرس مطبوعات و نمايشها
کلمات مشابه

censorial : مبنى بر بازرسى مطبوعات و،نمايشها

censorious : عيب جو , عيب جويانه

censoriousness : خرده گيرى ،عيب جويى

censorship : سانسور

censurable : انتقاد اميز،قابل توبيخ وسرزنش

معنی censor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود "تحقیق کارهای صحرایی،ابزارها و وسایل موردنیاز و کارکرد صحیح با آنها"
دانلود تحقیق كاشفان فروتن آب
دانلود تحقیق کرج
دانلود تحقیق کردستان
دانلود تحقیق کشور ترکیه
دانلود تحقیق کوهستان
دانلود تحقیق گاز اوزون
دانلود تحقیق گناباد
دانلود تحقیق لایه بندی آب