معنی characterize

characterize
منش نمايى کردن ،توصيف کردن ،مشخص کردن ،منقوش کردن
کلمات مشابه

characterless : بى اخلاق

characterologist : روانشناسى : منش شناس

characterology : روانشناسى : منش شناسى

characters : حروف

characters of economic growth : بازرگانى : خصوصيات رشد اقتصادى

characters per second : کامپيوتر : دخشه بر ثانيه

charactristic curve : علوم هوايى : نمودارى براى نمايش خواص نيروهاى برا و پساى حاصل از يک ايرفويل

charactristic lenght : علوم هوايى : نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودى موتور در راکت

charactristic velocity : علوم هوايى : مجموع تغييرات سرعت در مسير يک ماموريت فضايى

charactristics : علوم هوايى : مشخصات مقدماتى يا اصلى که عبارتند از ضريب برا ضريب پسا نسبت برا به پسا موقعيت مرکز فشار و ضريب گشتاور براى هر زاويه حمله

charactrization : وصف

charade : نوعي بازي

chararcter mode : کامپيوتر : حالت دخشه اى

charbon : کفگيرک ،سياه زخم

charcoal : زغال , زغال چوب , زغالي , ذغال چوب , ذغال

charcoal dust : خاک زغال

charcoal hearth iron : علوم مهندسى : اهن بوته ذغالى

charcoal running : ذغلي

chare : برگشتن ،انجام دادن ،کردن ،بازگشت ،فرصت ،کار روز مزد و اتفاقى

charge : تهمت , مطالبه هزينه , اتهام , عهده , عهده داري

معنی characterize به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی