لغات مشابه
claim of compensation : بازرگانى : ادعاى خسارت

claim of insurance : بازرگانى : ادعاى اخذ بيمه

claim under a guarantee : بازرگانى : مطالبه تحت ضمانتنامه

claimable : قابل مطالبه

claimant : مدعي , ادعا کار , مطالبه کننده

claimants : قانون ـ فقه : اصحاب دعوى

claimers : ورزش : اسبهاى هم قيمت

claiming race : ورزش : مسابقه اسبهاى هم قيمت

claims : مطالبات , دعاوي

claims handling : بازرگانى : رسيدگى به شکايات

clairaudience : روانشناسى : غيب شنوى

clairecelle : عمران : چسب بتونه

clairvoyant : نهان بين

claisen ester condensation : شيمى : تراکم کلايزنى استر

claisen flask : شيمى : بالن کلايزن

claisen rearrangement : شيمى : نوارايى کلايزنى

clam : گوشت صدف

clamant : دادزننده ،نيازمند برسيدگى( فورى)

clambake : پيک نيک ،اجتماعى درخارج

clamber : بادست وپا بالارفتن ،بسختى بالارفتن

clamminess : چسبانکى ،چسبندگى

clammy : بي حرارت , سرد ومرطوب

clamor : سروصدا , غريو کشيدن , مصرانه تقاضا کردن , بجوش وخروش آمدن , سروصدا راه انداختن

clamorous : خروشان , پرخروش , غوغائي , جيغ ودادکن

clamorously : با جيغ و داد،مصرانه

clamour : )=clamor(بانگ ،غوغا،سروصدا،غريو کشيدن ،مصرانه تقاضا کردن

clamp : گيره , سوزن بند , پشت بند زدن

clamp base vise : علوم مهندسى : گيره با فکهاى موازى

clamp coupling : علوم مهندسى : قيد و بست

clamp holder : شيمى : گيره بند

clamping (am) : معمارى : گيردارى

clamping chuck : علوم مهندسى : سه نظام بست دار

clamping circuit : الکترونيک : مدار محدودکننده

clamping device : علوم مهندسى : وسايل قيد و بست

clamping sleeve : علوم مهندسى : مفصل مهار کننده

clamshell : علوم هوايى : کاناپه خلبان که از جلو يا عقب لولا شده

clan : قبيله , طايفه

clandestine : غيرمشروع

clandestinely : بطور مخفى ،نهانى

clandestinity : خفا،خفيه

clang : صداي شيپور

clang association : روانشناسى : تداعى اوايى

clangor : )=clangour(جرنگ جرنگ ،طنين ناقوس ها

clangorous : درنگ درنگ کننده ،جلنگ جلنگ کننده

clangour : )=clangor(جرنگ جرنگ ،طنين ناقوس ها

clank : چکاچاک( صداى زنجير)،چکاچاک کردن

clannish : داراى تعصب قبيله اى ،پيوستگى ايلى

clannishly : مانند يک خانواده ياقبيله دراتحاد،متحدا

clannishness : هوادارى خانوادگى ،خانواده پرستى

clans : قبايل , عشاير , طوايف

clanship : دسته بندى قبيله اى ،پيوستگى بخانواده خود

clansman : عضو خانواده ،عضوقبيله يا طايفه

clap : کف زدن , صداي ناگهاني , دست زدن , صداي دست زدن

clapboard : قطعات چوب که به مصرف روکوبى ميرسد،توفال سقف

clapeyron clausius equation : شيمى : معادله کلازيوس - کلاپيرون

clapper : کف زننده

clapper bridge : معمارى : پل سنگى

clapperclaw : چنگ زدن ،پنجول زدن ،بدزبانى کردن

claptrap : سخنى که براى ستايش ديگران بگويند

claque : دسته اى که ( درنمايشگاه ) پول گرفته اند دست بزنند

clarence : درشکه چهارچرخه پوشيده

claret : نوعى شراب قرمز،رنگ قرمز مايل بارغوانى

claret coloured : لعل گون ،لعل فام ،سرخ

clarificant : شيمى : ماده تصفيه کننده

clarification : تبيين

clarified : صاف کرده ،پالوده ،ناب ،تصفيه شده

clarifier : واضح کننده

clarify : واضح کردن

clarinet : ( )=clarionet(مو ).قره نى ،کلارينت

clarinetist : قره نى زن

clarion : شيپور تيز

clarionet : قره نى

clarity : نظم وترتيب , تميزي , وضوح , روشني

Clark : کلارک

clark (standard) cell : الکترونيک : پيل استاندارد کلارک

clary : راويد

clash : بر خوردن , برهم زدن , به زد و خورد پرداختن , تصادم شديد کردن , تصادم , تضاد داشتن , درگير شدن , بهم خوردن

clashing : تصادم کننده ،برخوردکننده ،مخالف

clasp : سرچسب , جفت چپراست

clasp knife : چاقوى ضامن دار

clasper : پيچنده

class : رسته , سلک , طبقاتي , سنخ , صنف , طبقه , دانشپايه , کلاس

class a agent officer : علوم نظامى : افسر عامل پرداخت حقوق و جيره نقدى افسر عامل

class a amplifier : الکترونيک : فزون ساز درجه ا

class a pay reservation : علوم نظامى : کسورات مربوط به پس انداز حقوق کسورات قرضه حقوقى

class ab amplifier : الکترونيک : فزون ساز درجه ا ب

class b allotment : علوم نظامى : کسورات سهميه قرضه حقوقى کسورات سهام قرضه حقوقى

class b amplifier : الکترونيک : فزون ساز درجه ب

class b1 allotment : علوم نظامى : کسورات سهميه قرضه حقوقى سه ماهه

class barrier : روانشناسى : مانع طبقه اى

class c amplifier : الکترونيک : فزون ساز درجه سى

class conscious : داراى حساسيت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعى خود

class culture : روانشناسى : فرهنگ طبقه اى

class d allotment : علوم نظامى : کسورات بيمه

class distinctions : قانون ـ فقه : اختلاف طبقاتى

class e allotment : علوم نظامى : کسورات اقساط ماهيانه

class f allotment : علوم نظامى : کسورات حق مسکن

class ii supplies : اماد طبقه2 ،جنگ افزار

class iii supplies : اماد طبقه( 3 بنزين و مواد روغنى وسوختى[علوم نظامى)

class inclusion : روانشناسى : درون گنجى طبقه اى

class interests : بازرگانى : منافع طبقاتى

class iv supplies : اماد طبقه4 ،(تدارکات و تجهيزات غير سازمانى)

class limits : روانشناسى : حدود طبقه

class n allotment : علوم نظامى : کسورات بيمه کارمندان غيرنظامى

class q allotment : علوم نظامى : کسورات حق مسکن درجه داران

class status : روانشناسى : پايگاه طبقه اى

class system : بازرگانى : نظام طبقاتى

class v supplies : اماد طبقه5 ،(مهمات و مين و مواد شيميايى)

class book : کتاب کلاسى

class common behaviors : روانشناسى : رفتارهاى نوعى طبقه

classes : صنوف

classic armes : قانون ـ فقه : سلاحهاى کلاسيک

classic war : قانون ـ فقه : جنگ کلاسيک

classical bononi defence : ورزش : دفاع بنونى کلاسيک

classical conditioning : روانشناسى : شرطى سازى کلاسيک

classical psychoanalysis : روانشناسى : روانکاوى کلاسيک

classical seat : ورزش : وضع بدنى سوارکار روى زين

classical system : الکترونيک : دستگاه کلاسيک

classical theory : بازرگانى : نظريه کلاسيک

classicalism : پيروى سبکهاوانشاهاوادبيات وصنايع باستانى

classicality : مطابقت با ادبيات وصنايع باستانى

classically : بسبک ( ادبيات ) باستانى

classicism : سبک باستانى( در ادبيات وهنر)،پيروى از سبک هاى يونان وروم

classicist : دانشمند ادبيات باستانى وپيرو سبک هاى باستانى( يونان وروم)

classicize : درزمره ادبيات باستانى( يونان وروم )در اوردن ،از سبک ادبى باستانى پيروى کردن

classifiable : قابل طبقه بندى

classification : طبقه بندي , دسته بندي , زينه بندي , رده بندي

classification of soil : عمران : طبقه بندى خاک

classificatory : مربوط به طبقه بندى

classified material : علوم نظامى : مدارک طبقه بندى شده

classifier : دسته کننده

classify : خانه خانه کردن , طبقه بندي کردن , دسته بندي کردن , رده بندي کردن , جور کردن , درجهبندي کردن

classis : رده ،دسته ،تقسيم برحسب طبقه

classless society : بازرگانى : جامعه بى طبقه

classmate : هم آموزگان , هماموز , همشاگردي , همدرس , همکلاس

classroom : اتاق درس , کلاس درس

classy : درجه يک

clastic : جدا شونده ،تقسيم شونده

clathrate : شيمى : اندرون گير

clathrate compounds : شيمى : ترکيبات اندرون گير

clatter : زغ زغ کردن

clatterer : ادم پرگوياپرچانه

clattering : زغ زغ

claudication : لنگى ،شلى)shali(

clause : ماده

claused bill og exchange : بازرگانى : بارنامه مشروط

clausius inequality : شيمى : نامساوى کلازيوس

clausius virial theorem : شيمى : قضيه ويريال کلازيوس

claustral : صومعه نشين

claustrophilia : روانشناسى : ميل به مکانهاى بسته

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (EQ-i)
تحلیل فضای شهری (خیابان سپه قزوین)
آموزش نرم افزار دیتاماین DataMine نسخه های 2و3
پرسشنامه خودکارآمدی و نمره گذاری
مدیریت تلفیقی عوامل خسارت زای پس ازبرداشت
پرسشنامه نگرش ارتباط قبل از ازدواج در دانشجویان
پرسشنامه پرخاشگری باس و پری
آفات و بیماریهای هلو
پاورپوینت فصل اول درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل دوم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل سوم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل چهارم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل پنجم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل ششم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل هفتم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل هشتم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل نهم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل دهم درس اجرای سازه های فلزی
پاورپوینت فصل یازدهم درس روش های اجرای سازه های فلزی