لغات مشابه
clean handedness : پاکى ،برائت

clean hands : پاکى ،بى الايشى

clean limbed : اراسته ،پاکيزه

clean payment : بازرگانى : پرداخت بى قيد و شرط

clean receipt : بازرگانى : رسيد بى قيد و شرط

clean the bases : ورزش : ضربه زدنى که بازيگران در پايگاهها را به پايگاه اصلى مى رساند

clean up : پاک کردن , جمع و جور کردن

clean up party : علوم نظامى : گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب

clean and jerk : ورزش : حرکت دوضرب وزنه بردارى

clean and press : ورزش : حرکت پرس وزنه بردارى

clean fingered : رشوه نگرفته

clean handed : پاک ،مبرا،بيگناه

cleaned : پاک کرده , پاک شده

cleaned with sand : ريگمال

cleanedness : پاک شدگي

cleaner : زداينده , تميز کننده , پاک کننده

cleanhanded : بى گناه ،بى تقصير،دست ودل پاک

cleaning : زدايش , تميز کاري , رفت و روب , پاک سازي

cleaning after defecation : قانون ـ فقه : استنجاء

cleaning door : علوم مهندسى : دريچه شستشو

cleaning of an underground waterchannel : معمارى : لاروبى

cleaning process : علوم مهندسى : فرايند شستشو

cleaning room : علوم مهندسى : اطاق شستشو

cleanliness : نظافت , پاکي , طهارت

cleanly : تميز،بطور پاک ،به نطافت

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: