صفحه اصلی

conductor
رسانا , هادي
کلمات مشابه

conduit : مجراي سيم

cone : ميوه کاج , مخروطي شکل کردن , مخروط

coneflower : روبکي

confabulate : درد دل کردن

confabulation : درد دل

معنی conductor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود كنترل و هدایت از راه دور توسط SMS در سیستم موبایل
دانلود عوامل رفع مسئولیت کیفری در فقه و حقوق جزاء
دانلود بررسی گیاه كلزا
دانلود طراحی سیستم های ابزار دقیق ایستگاه تقویت فشار گاز