صفحه اصلی

confederacy
هم پيماني
کلمات مشابه

confederate : موتلف

confederation : هم عهدي , هم پيماني , اتحاديه

conferee : همرايزن

conference : همرايزني , کنفرانس , مشاوره , مفاوضه , مقاوله , اجلاس

confess : آشکارا گفتن , مقر آمدن , اذغان کردن , خستو شدن , اعتراف کردن , مقر شدن به , اقرار کردن

معنی confederacy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود شعاع اتمی و بررسی آن
دانلود "پاورپوینت مدیریت رفتار، موفقیت و ارتباط"
دانلود پاردپوینت مراحل توسعه مدیریت
دانلود دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق هیجانات مثبت