صفحه اصلی

confederate
موتلف
کلمات مشابه

confederation : هم عهدي , هم پيماني , اتحاديه

conferee : همرايزن

conference : همرايزني , کنفرانس , مشاوره , مفاوضه , مقاوله , اجلاس

confess : آشکارا گفتن , مقر آمدن , اذغان کردن , خستو شدن , اعتراف کردن , مقر شدن به , اقرار کردن

confessing : خستو

معنی confederate به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پاورپوینت تمیز كردن نمای ساختمان
دانلود پاورپوینت خاک مسلح
دانلود خلاصه کتاب (درآمدی بر عرفان حقیقی و کاذب) صفحات 13 الی 60
دانلود تحلیل وطراحی وپیاده سازی سیستم رزرواسیون هتل پردیس