صفحه اصلی

confess
آشکارا گفتن , مقر آمدن , اذغان کردن , خستو شدن , اعتراف کردن , مقر شدن به , اقرار کردن
کلمات مشابه

confessing : خستو

confession : اقرار بجرم , اذعان , مقر , اعتراف , اعتراف نامه , اقرار

confessional : اعترافي , اقراري

confessor : اقرار آورنده , معترف

confidant : محرم راز , هم رائ , همراز , محرم اسرار , سرنگهدار , رازدار

معنی confess به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود روش تحقیق بررسی نقش بیمه عمر و پس انداز در چرخه اقتصادی
دانلود بررسی نقش معلم تربیت بدنی در رشد و باورهای دانش آموزان دوره متوسطه
دانلود پاورپوینت اهرام مصر باستان
دانلود روش تحقیق و پیشینه بررسی هوش هیجانی در رابطه با سلامت روانی