لغات مشابه
continuum approximation : شيمى : تقريب پيوستارى

continuum of energy : شيمى : پيوستار انرژى

continuum state : شيمى : حالت پيوستار

contort : از شکل انداختن ،کج کردن ،پيچاندن

contortion : ازشکل اندازى ،کج کردن ،شکنج

contortionist : بندباز،کسى که بدنش را کج ومعوج ميکند

contortive : پيچنده

contour : حدفاصل , محيط مرئي

contour analysis : کامپيوتر : تجزيه و تحليل کرانه اى

contour bund : معمارى : بند در امتداد خط تراز

contour flight : علوم نظامى : پرواز سينه مال از روى عوارض زمين پرواز در مسير عوارض زمين

contour grinder : علوم مهندسى : دستگاه سنگ پروفيل

contour map : نقشه برجسته

contour milling machine : علوم مهندسى : دستگاه فرز پروفيل

contour strip cropping : عمران : کشت نوارى برروى خطوط ميزان

contour template : علوم هوايى : مشابه سازى يک شکل دو يا سه بعدى

contour grind : علوم مهندسى : سنگ سمباده پروفيل

contour saw : علوم مهندسى : با طرح اره کردن

contouring : کامپيوتر : ايجاد طرح

contouring shaper : علوم مهندسى : ماشين رنده کارى

contourline : منحنى تراز

contourted strata : معمارى : لايه هاى در هم

contra preferentum rule : بازرگانى : درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوى تعبير ميگردد که حداقل منافع نويسنده قرارداد را دربر داشته باشد

contra proferentem : قانون ـ فقه : قراردادى که مورد رضاى طرفين باشد قرارداد مرضى الطرفين

contra indicate : اشاره برخلاف داشتن ،راه علاج راجورديگرنشان دادن

contra injection : علوم هوايى : تزريق قطرات ريزسوخت درخلاف جهت جريان هوا

contra rotating : علوم هوايى : دو يا چند ملخ يا شفت که درخلاف جهت هم روى محور مشترکى ميچرخند و بدين ترتيب مانع اثر نيروهاى پيچشى ميشوند

contraband : اجناس قاچاق

contrabanded goods : قانون ـ فقه : اموال و اشيا قاچاق

contracr hernia : غر شدن

contract : موافقتنامه , مبتلا شدن , به مقاطعه دادن , مقاطعه , هم کشيدن , منقبض شدن , منقبض کردن , ترنجيدن , مقاطعه کردن , پيمان , کنترات کردن , عقد , عهدنامه , موافقت نامه , کنترات

contract bonds and guarantees : بازرگانى : ضمانتنامه ها و تضميننامه هاى قرارداد

contract clause : بازرگانى : شرط متعارف در هر قرارداد

contract escalation clause : بازرگانى : ماده تعديل قرارداد

contract for supply : بازرگانى : قرارداد جهت ارائه کالا

contract guarantee : بازرگانى : ضمانت قرارداد،ضمانتنامه قرارداد

contract in set form : بازرگانى : قرارداد تيپ

contract of reward : قانون ـ فقه : جعاله

contract of sales : بازرگانى : قرارداد فروش

contract quantity : عمران : حجم قرارداد

contract record : بازرگانى : سوابق نحوه پيشرفت قرارداد

contract scheduling : بازرگانى : برنامه ريزى قرارداد

contract specification : علوم مهندسى : مشخصات قرارداد

contract technical instructor : علوم نظامى : مربى فنى پيمانى

contract termination : علوم نظامى : فسخ يا خاتمه تمام يا قسمتى از قرارداد

contract with : قانون ـ فقه : عقد کردن

contract work : پيمان کاري

contractal liability : قانون ـ فقه : ضمان عقدى

contracted : منقبض

contractibility : قابليت انقباض - امادگى براى جمع شدن ياکوچک شدن

contractible : انقباض پذير،قابل انقباض ،جمع شدنى ،کوچک شدنى

contractile : ادغام شونده , قابل انقباض

contractile force : ورزش : نيروى انقباضى

contractility : قابلت انقباض , قابليت انقباض

contracting : پيمان کار

contracting carrier : بازرگانى : موسسه حمل و نقل مورد قرارداد

contracting industry : علوم مهندسى : صنعت ساختمان

contracting party : متعاهد

contraction : همکشي , انقباض , گرفتگي , ادغام

contraction crack : علوم مهندسى : ترک انقباضى

contraction hypothesis : عمران : فرضيه انقباض

contraction ratio : علوم هوايى : نسبت مساحت سطح مقطع بيشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعى که کار انجام ميدهد

contractionary fiscal policy : بازرگانى : سياست مالى انقباضى

contractionary monetary policy : بازرگانى : سياست پولى انقباضى

contractive : منقبض کننده ،جمع کننده ،چوروک کننده ،متمايل به انقباض

contractivity : روانشناسى : انقباض پذيرى

contractlie force : قوه انقباض

contractor : مقاطعهکار , مقاطعه کار , پيمان کار

contractor inspection system : علوم نظامى : سيستم بازرسى پيمانها

contractor plant : علوم نظامى : کارخانه پيمان کار

contractor quality control : علوم نظامى : سيستم کنترل کيفيت پيمانها

contractors plant : علوم مهندسى : ماشين هاى ساختمانى

contractors pump : علوم مهندسى : پمپ ساختمان

contractors tool : علوم مهندسى : ابزار حرفه ساختمان

contracts : قانون ـ فقه : عقود

contracts and orders outstanding : علوم نظامى : پيمانها و درخواستهاى انجام نشده

contractual : پيماني , مقاطعه اي , عهدي , ماهده اي , کنتراتي

contractual interest : قانون ـ فقه : بهره کل وامى که وام گيرنده بايد به وام دهنده بپردازد

contractual liability : قانون ـ فقه : مسئووليت قراردادى

contractual relationship : قانون ـ فقه : رابطه قراردادى

contractual will : قانون ـ فقه : وصيت عهدى

contracture : انقباض ،همکشى

contradict : تناقض داشتن , خلاف گفتن

contradict oneself : ضد و نقيض گفتن

contradictable : قابل تکذيب

contradicting : قانون ـ فقه : ناقض

contradiction : مغايرت , نقيضه , تباين , تناقض

contradiction in terms : تناقص لفظى

contradictious : متناقض گو

contradictive : متناقض ،مخالف ،دوجور،ضدونقيض

contradictor : تکذيب کننده

contradictorily : باتناقض

contradictoriness : مغايرت ،تناقض

contradictory : ناقض , مباين , مغاير , نقيض , تناقض دار , متناقض

contradictory judgements : قانون ـ فقه : احکام مغاير

contradictory remark (or judgment) : قانون ـ فقه : نقيضه

contradistinction : تميز،تشخيص ،فرق

contradistinctive : متمايز

contradistinguish : فرق گذاردن( بعلت خواص متناقض ومغاير)،متمايز داشتن

contralateral : روانشناسى : دگرسو

contralateral neglect : روانشناسى : ناديده انگارى دگرسو

contralto : (مو ).زيرترين صداى مردانه ،بم ترين صداى زنانه

contramination : عمران : الودگى

contrany to my expectation : برخلاف انتظارمن

contraposition : (من ).مفهوم مخالف ،قلب مطلب بطريق منفى

contraption : تمهيد

contrapuntal : چندصدايى ،اهنگ ياترانه چند صوتى

contrapuntist : کسيکه درجفت کردن اوازها استاداست

contrariant : مخالف ،ضد

contrariety : ضد و نقيض

contrarily : بطور متضاد

contrariness : مخالفت ،مغايرت ،ناجورى ،ناسازگارى

contrarious : عناد آميز

contrariwise : برعکس ،بطور وارونه ومعکوس

contrary : ضد , مغاير , معکوس , خلاف , عکس

contrary to : مغاير , خلاف

contrary to nature : بر خلاف طبيعت ،بطور معجزه

contrary to the law : مخالف قانون

contrast : مباينت , تباين , کنتراست

contrast control : الکترونيک : پيچ تباين

contrast enhancement : کامپيوتر : توسعه تشخيص سايه روشن

contrast x ray : روانشناسى : پرتونگارى تقابلى

contrasuggestibility : روانشناسى : وارون کارى

contratual rent : قانون ـ فقه : اجاره بهاى مقطوع

contravallation : استحکامات وسنگرخارجى که محاصره کنندگان ميان اردوى خودوشهرميس

contravene : تخلف کردن از،نقض کردن ،تخطى کردن

contravention : تخلف ،نقض ،تشديد

contrebasse : کنترباس

contretemps : گرفتگي حالت

contribute : همکاري و کمک کردن , هم بخشي کردن

contributing structures : شيمى : ساختارهاى سهيم

contribution : اعانه , هم بخشي , همکاري وکمک

contribution not in cash : قانون ـ فقه : سهم الشرکه غير نقدى

contributive : کمک کننده ،موجب

contributor : مقاله نويس , هم بخشگر , اعانه دهنده

contributory : کمک کننده ،موجب ،خراج گذار

contrifugal force : علوم هوايى : نيروى گريز از مرکز

contrifuge : علوم هوايى : گريز از مرکز

contrite : توبه کار

contritely : ازروى توبه وپشيمانى

contrition : پشيمانى ،توبه ،ندامت

contrivable : تدبير کردنى ،اختراع کردنى ،انديشيدنى

contrivance : تمهيد

contrive : تعبيه کردن ،طرح ريزى کردن ،تدبير کردن

contriver : کوشا وزرنگ , طرح ريز

control : تسلط , مميزي , استيلاء , سلطه , کنترل کردن , ادارهکردن , مهار , مهار کردن , بازبيني , فرمان , کنترل

control and assessment team (c a t) : علوم نظامى : تيم کنترل و ارزيابى نتايج تک ش م ر

control and warning center : علوم نظامى : سيستم کنترل و اعلام خطر

control block : کنده کنترل

control break : کامپيوتر : فرمانControl-Break

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

جنبه های حقوقی طفل در کشورهای مختلف کار تحقیق 1
تحقیق جنسیت و نابرابری جنسیتی
تحقیق در مورد حقوق بین الملل جوانان
تحقیق حقوق خانواده
کار تحقیقیی دیه 1
راه های کاهش و مبارزه با قاچاق کالا و ارز
تحقیق سند و اقسام آن
تحقیق در مورد سیا و جعل اسناد
شناخت جرم یا انحرافات و علل بوجود آورنده آن
طرح كاهش استفاده از مجازات حبس با هدف كاهش جمعیت كیفری زندان
تحقیق عدالت
تحقیق قانون ضمانت تعهدات
تحقیق در مورد قانون کار جمهوری اسلامی ایران
کار تحقیقی آئین دادرسی اطفال
كنفرانس ملی قانونگذاران سیاسی در مورد: تلفنهای همراه و ایمنی بزرگراهها روز به روز سازی در سال 2002
شرط ضمن عقد و ماهیت حقوقی آن
بررسی مبنا و هدف حقوق
محدودیتهای اصل آزادی پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای در اسناد حقوق بشر
مسئولیت مدنی ناشی از فعل زیان آور صغیر و مجنون