معنی crapshooter

crapshooter
طاس انداز
کلمات مشابه

crapulence : زياده روى درخوردونوش ،بى اعتدالى ،عياشى

crapulent : پرخور،وابسته به هرزه خورى و زياده روى

crapulous : ناخوش ،پرخور،ميگسار

crash : برخورد کردن , ناخوانده وارد شدن , سقوط کردن , سرنگون شدن , سقوط

crash boat : علوم نظامى : قايق نجات

crash conversion : کامپيوتر : تبديل يک سيستم به سيستم ديگر به وسيله به پايان بردن عمليات سيستم قديمى به هنگام اجرا شدن سيستم جديد

crash dive : ناگهان بزير اب رفتن( زير دريايى يا شناگر)

crash land : سقوط کردن هواپيما

crash position indicator : علوم نظامى : برج اعلام محل وقوع سوانح دريايى برج مراقبت سوانح دريايى

crasher : خرد کننده ،ناخوانده

crashing shot : ورزش : شوت محکم

crasis : ادغام( دردستوريونانى)

crass : زمخت ،درشت ،کودن

crassina : گل هار

crassitude : زمختى ،کودنى

crassly : ازروى زمختى ياکودنى

crasy : مچل

cratch : اخور يا علفدان ،اغل ،چهارچوب

crate : درجعبه گذاردن , صندوقه

crater : دهانه آتش فشان

معنی crapshooter به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی