لغات مشابه
crapulent : پرخور،وابسته به هرزه خورى و زياده روى

crapulous : ناخوش ،پرخور،ميگسار

crash : برخورد کردن , ناخوانده وارد شدن , سقوط کردن , سرنگون شدن , سقوط

crash boat : علوم نظامى : قايق نجات

crash conversion : کامپيوتر : تبديل يک سيستم به سيستم ديگر به وسيله به پايان بردن عمليات سيستم قديمى به هنگام اجرا شدن سيستم جديد

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: