لغات مشابه
crash : برخورد کردن , ناخوانده وارد شدن , سقوط کردن , سرنگون شدن , سقوط

crash boat : علوم نظامى : قايق نجات

crash conversion : کامپيوتر : تبديل يک سيستم به سيستم ديگر به وسيله به پايان بردن عمليات سيستم قديمى به هنگام اجرا شدن سيستم جديد

crash dive : ناگهان بزير اب رفتن( زير دريايى يا شناگر)

crash land : سقوط کردن هواپيما

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام


آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام