صفحه اصلی

crash
برخورد کردن , ناخوانده وارد شدن , سقوط کردن , سرنگون شدن , سقوط
کلمات مشابه

crash boat : علوم نظامى : قايق نجات

crash conversion : کامپيوتر : تبديل يک سيستم به سيستم ديگر به وسيله به پايان بردن عمليات سيستم قديمى به هنگام اجرا شدن سيستم جديد

crash dive : ناگهان بزير اب رفتن( زير دريايى يا شناگر)

crash land : سقوط کردن هواپيما

crash position indicator : علوم نظامى : برج اعلام محل وقوع سوانح دريايى برج مراقبت سوانح دريايى

معنی crash به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقاله GPS
دانلود مقاله Group Policy در ویندوز 2003
دانلود مقاله مدیریت آینده نگر در ICT
دانلود IOS و پیكربندی اولیه روتر و سوئیچ