صفحه اصلی

crash dive
ناگهان بزير اب رفتن( زير دريايى يا شناگر)
کلمات مشابه

crash land : سقوط کردن هواپيما

crash position indicator : علوم نظامى : برج اعلام محل وقوع سوانح دريايى برج مراقبت سوانح دريايى

crasher : خرد کننده ،ناخوانده

crashing shot : ورزش : شوت محکم

crasis : ادغام( دردستوريونانى)

معنی crash dive به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود طرح توجیهی شهربازی/نمونه درخواست فضای شهربازی
دانلود پاورپوینت اعتبارات اسنادی
دانلود پاورپوینت استاندارد حسابداری فعالیتهای کشاورزی
دانلود پاورپوینت هدفهای حسابداری مالی