معنی cybernetics

cybernetics
سيبرنتيک
کلمات مشابه

cyc;ization : شيمى : حلقه اى شدن

cycad : (گ.ش ).سرخس نخلى ،کرف نخلى

cycas : (گ.ش ).گياه از خانواده سيکاس

cycclostomate : دهن گرد

cyclamen : پنجه مريم

cycle : سيکل , چرخه زدن

cycle milling : علوم مهندسى : دستگاه فرز پاندولى

cycle of everts : دورحوادث

cycle of the room : گردش ماه ،دورقمر

cycle of water : معمارى : گردش اب در طبيعت

cycle spanner : علوم مهندسى : اچار مخصوص تعمير دوچرخه

cycle stealing : چرخه دزدي

cycle time : مدت چرخه

cycle track : معمارى : راه دوچرخه رو

cycle car : اتوموبيل دوچرخه اى

cycle per second : الکترونيک : دوره در ثانيه

cyclic admittance : الکترونيک : گذرايى حلقه اى

cyclic check : کامپيوتر : مقابله چرخه اى

cyclic code : رمز چرخه اى

cyclic compound : شيمى : ترکيب حلقه اى

cyclic disorder : روانشناسى : اختلال دوره اى

cyclic graph : شيمى : گراف دورى

cyclic impedance : الکترونيک : ناگذرايى حلقه اى

cyclic permutation : جايگشت چرخه اى

cyclic pitch : علوم هوايى : گام دورانى

cyclic process : شيمى : فرايند چرخه اى

cyclic reactance : الکترونيک : راکتانس حلقه اى

cyclic pitch control : علوم هوايى : کنترل گام دورانى

cyclical : گردشى ،چرخى ،دورى

cyclical fluctuation : بازرگانى : نوسانهاى ادوارى

cyclical stock check : بازرگانى : کنترل موجودى دوره اى

cyclically balanced budget : بازرگانى : بودجه متوازن ادوارى

cyclo cross : ورزش : مسابقه دوچرخه درمسيرهاى شيبدار و ناهموار

cycloaddition reaction : شيمى : واکنش حلقه زايى

cycloalkanes : شيمى : الکانهاى حلقه اى

cyclograph : قوس کش ،الت کشيدن قوس هاى بزرگ

cycloidal : وابسته به دايره ،قوسى

cyclometer : سرعت سنج ،دايره سنج

cyclon : زيست شناسى : دستگاه غبارگير

cyclone : تندباد , توفان

cyclonic rain : معمارى : باران چرخه اى

cyclopaedia : )=encyclopaedia(دائره المعارف

cyclopean : کلان ،جسيم ،گنده

cyclopedic : وابسته به دائره المعارف

cyclops : (افسانه يونان )غول يا پهلوان يک چشم

cyclorama : دورنماى گردبين

cyclostat : روانشناسى : دستگاه چرخش

cyclostomate : )=cyclostomatous(دهان گرد،وابسته به جانور دهان گرد

cyclostomatous : )=cyclostomate(دهان گرد،وابسته به جانور دهان گرد

cyclostome : (ج.ش ).جانور از راسته دهان گردان

cyclothyme : متلون المزاج ،دمدمى مزاج

cyclothymic : روانشناسى : ادوارى خو

cygnet : (ج.ش ).جوجه قو،بچه قو

cylinder : سيلندر , استوانه

cylinder baffles : علوم هوايى : صفحات نازک قلزى براى هدايت هوا از ميان تيغه هاى خنک کننده و جذب حداکثر گرماى ممکن از جدار سيلندر

cylinder block boring machine : علوم مهندسى : دستگاه سوراخ کننده بدنه سيلندر ماشين مته بلوک سيلندر

cylinder fins : علوم هوايى : تيغه هاى سيلندر

cylinder flange : علوم هوايى : فلانج يا لبه سيلندر

cylinder gas : علوم مهندسى : گاز داخل سيلندر

cylinder head : سر سيلندر

cylinder jacket : علوم مهندسى : استرى داخل سيلندر

cylinder lock : معمارى : قفل ميله اى

cylinder pad : علوم هوايى : پايه سيلندر

cylinder roller thrust bearing : علوم مهندسى : ياطاقان غلطکى محورى

cylinder skirt : علوم هوايى : حاشيه يا دامنه سيلندر

cylinder head gasket : علوم مهندسى : واشر سرسيلندر

cylinderical fit : علوم مهندسى : رابط استوانه اى

cylinderical grinder : علوم مهندسى : دستگاه چاقو تيزکنى مدور

cylinderical grinding : علوم مهندسى : دستگاه سنگ مدور

cylinderical lapping : علوم مهندسى : صيقل کارى مدور

cylinderical limit gage : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گير رابط استوانه اى

cylinderical rotary valve : علوم مهندسى : شير گردان

cylindric : استوانهاي

cylindrical : لولهاي , استوانهاي

cylindrical armature : الکترونيک : ارميچر استوانه اى

cylindrical faceplate : الکترونيک : صفحه استوانه اى تلويزيون

cylindrical lens : نجوم : عدسى استوانه اى

cylindrically : بشکل استوانه ،استوانه اى

cylindroid : شبه استوانه ،استوانه وار

cylix : ابخورى پايه دار ودسته که درقديم معمول بوده است

cyma : گچ برى موجى

cymar : زيرپيراهنى زنانه

cymatium : (معمارى )گچ برى موجى شکل

cymbal : سنج

cymbalist : سنژ زن

cymbalo : يکجورسنتور

cymbidium : (گ.ش ).هر نوع گياه از جنس ثعلب

cyme : قسمى ارايش خوشه اى

cymometer : موج سنج

cymoscope : موج بين

cymose : خوشه اى

cymric : وابسته به سيمر قسمتى از بريتانياى کبير

cynergy : زيست شناسى : پديده تشديد يا تخفيف اثر

cynic : بدبين وعيبجو پيرو مکتب کلبيون

cynical : بدگمان نسبت به درستى ونيکوکارى بشر،غرغرو،عيبجو،کلبى

cynicism : (فلسفه )مکتب کلبيون

cynometer : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى امواج

cynosure : دب اصغر،مرکزجاذبه ياتوجه

cypher : صفر،رمزکردن ،حروف يامهر رمزى

cypres : هرچه نزديکتر،تقريبى ،نزديک

معنی cybernetics به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی