لغات مشابه
cyclic check : کامپيوتر : مقابله چرخه اى

cyclic code : رمز چرخه اى

cyclic compound : شيمى : ترکيب حلقه اى

cyclic disorder : روانشناسى : اختلال دوره اى

cyclic graph : شيمى : گراف دورى

cyclic impedance : الکترونيک : ناگذرايى حلقه اى

cyclic permutation : جايگشت چرخه اى

cyclic pitch : علوم هوايى : گام دورانى

cyclic process : شيمى : فرايند چرخه اى

cyclic reactance : الکترونيک : راکتانس حلقه اى

cyclic pitch control : علوم هوايى : کنترل گام دورانى

cyclical : گردشى ،چرخى ،دورى

cyclical fluctuation : بازرگانى : نوسانهاى ادوارى

cyclical stock check : بازرگانى : کنترل موجودى دوره اى

cyclically balanced budget : بازرگانى : بودجه متوازن ادوارى

cyclo cross : ورزش : مسابقه دوچرخه درمسيرهاى شيبدار و ناهموار

cycloaddition reaction : شيمى : واکنش حلقه زايى

cycloalkanes : شيمى : الکانهاى حلقه اى

cyclograph : قوس کش ،الت کشيدن قوس هاى بزرگ

cycloidal : وابسته به دايره ،قوسى

cyclometer : سرعت سنج ،دايره سنج

cyclon : زيست شناسى : دستگاه غبارگير

cyclone : تندباد , توفان

cyclonic rain : معمارى : باران چرخه اى

cyclopaedia : )=encyclopaedia(دائره المعارف

cyclopean : کلان ،جسيم ،گنده

cyclopedic : وابسته به دائره المعارف

cyclops : (افسانه يونان )غول يا پهلوان يک چشم

cyclorama : دورنماى گردبين

cyclostat : روانشناسى : دستگاه چرخش

cyclostomate : )=cyclostomatous(دهان گرد،وابسته به جانور دهان گرد

cyclostomatous : )=cyclostomate(دهان گرد،وابسته به جانور دهان گرد

cyclostome : (ج.ش ).جانور از راسته دهان گردان

cyclothyme : متلون المزاج ،دمدمى مزاج

cyclothymic : روانشناسى : ادوارى خو

cygnet : (ج.ش ).جوجه قو،بچه قو

cylinder : سيلندر , استوانه

cylinder baffles : علوم هوايى : صفحات نازک قلزى براى هدايت هوا از ميان تيغه هاى خنک کننده و جذب حداکثر گرماى ممکن از جدار سيلندر

cylinder block boring machine : علوم مهندسى : دستگاه سوراخ کننده بدنه سيلندر ماشين مته بلوک سيلندر

cylinder fins : علوم هوايى : تيغه هاى سيلندر

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: