لغات مشابه
decerebellation : روانشناسى : مخچه بردارى

decerebration : روانشناسى : مخ بردارى

decern : )=discern(تشخيص دادن ،تميز دادن ،درک کردن

deci ampere : الکترونيک : دهم امپر

decibel : دسيبل

decidability : تصميم پذيرى

decidable : تصميم پذير،تصميم گرفتنى ،قابل فتوى ،قابل حکم

decide : گرايش کردن , تصميم اتخاذ کردن , اراده کردن , تصميم گرفتن , تصميم داشتن

decided : متخذ

decidedly : بطور مصمم ،بطور قطعى

decidua : غشاء فانى ،پرده افتنده زهدان

deciduous : برگريز

deciduous teeth : روانشناسى : دندانهاى شيرى

decigram : يکدهم گرم

decigram(me) : دسيگرم( يک دهم گرم)

deciliter : يکدهم ليتر

decillion : دسيليون

decimal : اعشاري , دهدهي , اعشار , دهگان

decimal balance : علوم مهندسى : ترازوى اعشارى

decimal code : کامپيوتر : کد دهدهى

decimal coinage : قانون ـ فقه : مسکوکات دهدهى

decimal function : کسر اعشاري

decimal number : عدد دهدهي

decimal numeral : رقم دهدهى

decimal point : نقطه اعشار

decimal system : کامپيوتر : سيستم دهدهى

decimal tab : کامپيوتر : جدول بندى اعشارى

decimal table : کامپيوتر : جدول تصميمى

decimal to binary conversion : کامپيوتر : تبديل دهدهى به دودوئى

decimal to hexadecimal conversion : کامپيوتر : تبديل دهدهى به شانزده شانزدهى

decimal to octal conversion : کامپيوتر : تبديل دهدهى به هشت هشتى

decimalist : طرفدارسلسله اعشارى درپول

decimalize : بهاعشاردرآوردن

decimally : بشکل اعشار

decimate : از هرده نفر يکى را کشتن ،تلفات زياد وارد کردن

decimation : ده يک کشى

decimeter : دسيمتر

decimetre : يکدهم متر

decipher : گشودن سر

decipherable : قابل استخراج

decipherer : سرگشا،افشاگر سر

deciphering : سرگشايى ،افشاى سر

decipherment : کشف رمز،استخراج

decision : تصميم , جزم

decision altitude : علوم نظامى : ارتفاع نهايى مسيرفرود هواپيماى بى خلبان حداکثر ارتفاع در مسير فرود

decision box : جعبه تصميم

decision criteria : ضوابط تصميم گيرى

decision height : علوم نظامى : حداکثر ارتفاع مسير فرود هواپيماى بى خلبان از سطح زمين

decision lag : بازرگانى : تاخير زمانى در تصميم گيرى

decision maker : بازرگانى : تصميم گيرنده

decision making : تصميم گيري , تصميم سازي

decision making policy : بازرگانى : سياست تصميم گيرى

decision making unit (dmu) : بازرگانى : واحد تصميم گيرنده

decision model : بازرگانى : الگوى تصميم گيرى

decision process : روانشناسى : فرايند تصميم

decision structure : کامپيوتر : ساختار تصميم

decision support system : کامپيوتر : سيستم پشتيبانى تصميم

decision symbol : کامپيوتر : علامت تصميم

decision table : جدول تصميمي

decision variable : بازرگانى : متغير تصميم گيرى

decisive : باعزم , قطعي , جازم , دندان شکن , قاطع

decisively : قطعا،بطور قطعى

decisiveness : قاطعيت

Decius : دقيانوس

decivilize : از تمدن خارج کردن

deck : سطحه , عرشه

deck head : علوم دريايى : سقف

deck landing aid : علوم دريايى : کمکهاى فرود

deck spillway (am) : معمارى : تاوه سرريزان

deck switch : الکترونيک : کليد گروهى

deck chair : صندلى حصيرى تاه شو( که درکشتى هاى مسافرى بکارميبرند)

deck hand : کارگر( عرشه )کشتى

decker : زينت دهنده ،ارايش دهنده

deckhand : کارگر عرشه کشتى

deckhouse : اتاق روى عرشه کشتى

deckle edge : لبه صاف کاغذ

declaim : دکلمه کردن , رجز خواني کردن

declaimation : نطق ،خطابه

declaimatory : خطابه اى ،غلنبه

declaimer : سخنور،دکلمه کننده

declamation : دکلماسيون

declamatory : وابسته به دکلمه ،مربوط به قرائت مطلبى باصداى بلند و غرا

declarable : اظهارکردني

declaration : قطع نامه , اظهار , اظهاريه

declaration of bankruptcy : قانون ـ فقه : اعلان ورشکستگى

declaration of indulgence : اعلام ازادى دينى

declaration of interest : بازرگانى : اعلام بهره

declaration of neutrality : قانون ـ فقه : اعلان بيطرفى

declaration of the rights of man : قانون ـ فقه : اعلاميه حقوق بشر

declarative : اظهاري

declarative sense : وجه اخباري

declaratory : متضمن بيان ،مثبت

declaratory judgments : قانون ـ فقه : احکام اعلامى

declare : بصراحت گفتن , اظهارکردن , اعلاميه دادن , اعلان کردن , اعلام داشتن , اعلام نمودن

declared : اظهار شده , اعلان شده

declared capital : قانون ـ فقه : سرمايه اعلام شده

declaredly : بطور اعلام ،با اظهار قطعى

declaring as unlawful : قانون ـ فقه : تحريم

declaror : اظهارکننده

declass : جداکردن از طبقه ،کسى راازطبقه اجتماعى محروم کردن

declassified cost : قانون ـ فقه : هزينه کالاى توليد شده که در ان سهم هر يک از عوامل توليد مشخص شده باشد

declassify : غير محرمانه کردن

declension : صرف کلمات ،عدم قبول چيزى بطورمودبانه

declinable : صرف کردني

declinate : اريبي

declination : انحراف

declinatory : انحطاطى ،داراى تمايل

declinature : امتناع

decline : انحطاط , رو به زوال بودن , کاهش , شيب پيدا کردن , تنزل , تنزل دادن , زوال يافتن , از مد افتادن , امتناع کردن , انقراض , افول

decline board : ورزش : پيش تخته ژيمناستيک

decline in economic usefulness : قانون ـ فقه : depreciation

decline of water : معمارى : افت سطح ايستايى اب

declined : منحط

declinometer : الکترونيک : انحراف سنج

declivitous : سرازير،شيب دار

declivity : سرازيرى ،شيب

declivous : سرازير،مايل

declogging : زيست شناسى : گشودن

decoct : جوشانيدن ،پختن ،(م.م )گواريدن

decoction : جوشاندن ،پخت ،عصاره گيرى

decode : گشودن رمز , کشف رمز کردن

decoder : رمز برگردان

decoding : برداشتن رمز

decohere : الکترونيک : درچيدن کوهرر

decollation : گردن زنى ،سربريدن

decollator : کامپيوتر : مجزاکننده

decolletage : سر و سينه راباز( گذاشتن)،دکولته ،پيراهن سينه باز

decollete : دکولته ،(در موردپيراهن )يقه باز

decolo(u)rize : رنگ چيزى را بردن ،بيرنگ کردن ،سفيد کردن

decolor : بى رنگ کردن ،رنگ بردن از،سفيدکردن

decolorant : شيمى : رنگزداى

decolorate : بى رنگ کردن ،رنگ بردن از

decoloration : شيمى : رنگ زدايى

decolorization : رنگ زدايي

decolorizing carbon : شيمى : ذغال رنگ زدا

decolourization : رنگ زدايى ،بى رنگ کردن

decolourize : بى رنگ کردن

decompensation : روانشناسى : فروپاشى مکانيسمهاى دفاعى

decomposability : فسادپذيرى ،انحلال پذيرى

decomposable : قابل تجزيه ،فاسد شدنى

decompose : تجزيه کردن , تجزيه شدن

decomposed : تجزيه شده

decomposing : علوم هوايى : تجزيه کردن و جدا کردن عناصر اصلى يک ماده مرکب

decomposite : مرکب درمرکب ،دوبارترکيب شده

decomposition : تجزيه

decompound : مرکب درمرکب

decompress : ارام ارام بالا امدن با مکثهاى موقت ،(غواصى)،ناهم فشرده کردن ،ازفشار هوا کاستن

decompression diving : ورزش : غواصى در عمق يا زمان معين

decompression stop : ورزش : مکث غواص کوتاه در عمقهاى معين در صعود

decompression table : ورزش : جدول نشاندهنده زمان و محل لازم براى صعود ارام غواص

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله مسیر شغلی خود را انتخاب كنید
مقاله درباره مشاركت فناوری اطلاعات در كارآفرینی
مقاله درباره پرورش قارچ
مقاله درباره پرورش كرم ابریشم
مقاله درباره پرورش گل
"انرژی خورشیدی ، صفحات فوتوولتائیک و نیروگاه خورشیدی"
جزوه میز هیدرولیکی و كاربرد آن
بررسی میران عزت نفس در دانش اموزان مدارس دولتی و غیر دولتی
تحقیق حذف صفر از پول ملی
پیشگیری از خودکشی برای بهورزان
طراحی کتابخانه با استفاده از ابزار Rational Rose
تعیین میزان اثر بخشی یك دوره فعالیت بدنی منتخب بر توانائیهای ادراكی – حركتی دانش آموزان
مطالعه و بررسی عوامل مؤثر در پیدایش و گسترش اسكان غیر رسمی درشهر یزد
بررسی عوامل مؤثر در بهره وری سبز در سالن رنگرزی و چاپ و تكمیل صنایع نساجی
استانداردهای حسابداری ایران - چالش ها و راهكارها
مقاله درمورد اصول انبار داری
مقاله درمورد اصول سرپرستی
مقاله درمورد امور مالی در صنعت برق
مقاله درمورد اندازه گیری و کنترل کیفیت در جهان