معنی decide

decide
گرايش کردن , تصميم اتخاذ کردن , اراده کردن , تصميم گرفتن , تصميم داشتن
کلمات مشابه

decided : متخذ

decidedly : بطور مصمم ،بطور قطعى

decidua : غشاء فانى ،پرده افتنده زهدان

deciduous : برگريز

deciduous teeth : روانشناسى : دندانهاى شيرى

decigram : يکدهم گرم

decigram(me) : دسيگرم( يک دهم گرم)

deciliter : يکدهم ليتر

decillion : دسيليون

decimal : اعشاري , دهدهي , اعشار , دهگان

decimal balance : علوم مهندسى : ترازوى اعشارى

decimal code : کامپيوتر : کد دهدهى

decimal coinage : قانون ـ فقه : مسکوکات دهدهى

decimal function : کسر اعشاري

decimal number : عدد دهدهي

decimal numeral : رقم دهدهى

decimal point : نقطه اعشار

decimal system : کامپيوتر : سيستم دهدهى

decimal tab : کامپيوتر : جدول بندى اعشارى

decimal table : کامپيوتر : جدول تصميمى

معنی decide به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی