لغات مشابه
decoy duck : مرغابى اى که مرغان ديگر رابدام مياندازد

decoyer : دام نهنده ، (شريک ) دغاباز

decrease : کاهش يافتن , کسر کردن , نقصان يافتن , کاست , تخفيف يافتن , کم کردن , کاهش دادن , نقص , کم شدن , تقليل , کاستن , تنزل

decrease endorsement : بازرگانى : تصديق يا تائيد کاهش

decreased : کاسته

decreasing : نقصان

decreasing cost : بازرگانى : هزينه نزولى

decreasing cost industry : قانون ـ فقه : هزينه نزولى صنعتى

decreasing function : بازرگانى : تابع نزولى

decreasing marginal efficiency of capita : بازرگانى : کارائى نهائى نزولى سرمايه

decreasing marginal productivity : بازرگانى : بهره ورى نهائى نزولى

decreasing order : ترتيب کاهنده

decreasing return : قانون ـ فقه : بازده نزولى

decreasingly : بطورکم شونده ،چنانکه روبکاهش گذارد

decree : تصويب نامه , وضع کردن

decree law : حکم وزارتى که داراى قوت قانونى است

decreer : حکم دهنده

decrement : ميزان کاهش , کاستن پله اي

decrementation : کاهش پله اي

decremeter : الکترونيک : خفيدگى سنج

decrepit : سالخورده و فرتوت ،ضعيف و ناتوان ،خيلى پير

decrepitate : بودادن و سرخ کردن ،ترق ترق کردن( دراثربودادن ناگهانى)

decrepitation : ترق وتروق ،صورت نمکى

decrepitude : فرتوتي

decrescendo : چنانکه صداخردخردضعيف شود

decrescent : کاهنده ،روبه نقصان گذارنده

decretal : فرمان پاپ ،حکم

decretive : فرماني

decrial : رسواسازى ،تقبيح

decrier : رسوا کننده ،تقبيح کردن

decropitude : فرتوتى ،شکستگى ،ناتوانى

decrown : قانون ـ فقه : خلع از سلطنت

decry : رسوا کردن ،تقبيح کردن

decubitus : استلقاء

decuman : کلان ،بزرگ ،عظيم

decumbency : خوابيدگى

decumbent : گياه خزنده

decuple : ده گانه ،ده برابر کردن

decurion : رئيس دسته ده نفرى

decurrent : پايين افتاده

decurved : داراى انحنا به پايين ،خميده بپايين

decury : دسته ده تنى

decus : کامپيوتر : Digital Equpment Computer Users Societyانجمن استفاده کنندگان تجهيزات کامپيوترى

decussate : چليپاوار قطع کردن ،تقاطع ،يکى در ميان يا بشکل >ضرب در <بودن ،يکى در ميان

decussation : تقاطع ،شکل(ضربدر)

dedicate : وفق دادن , اهداء کردن , وفق کردن

dedicated : وقف شده

dedicated computer : کامپيوتر : کامپيوتر اختصاصى

dedicated device : کامپيوتر : دستگاه اختصاصى

dedicated file server : کامپيوتر : خدمتگذار فايل اختصاصى

dedicated lines : کامپيوتر : خطوط اختصاصى

dedicated system : کامپيوتر : سيستم اختصاصى

dedicated word processor : کامپيوتر : کلمه پرداز اختصاصى

dedicatee : کسيکه چيزى باوپيشکش يابنام اووقف ميشود

dedication : وقف , اهداء , فداکاري

dedicator : وقف کننده ،اهدا کننده

dedicatory : تقديمى ،وقفى

dediction of way : قانون ـ فقه : هر گاه راهى واقع در ملک خصوصى فردى به مدت ¹ 2سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومى تلقى خواهد شد

deduce : استدلال کردن

deducible : قابل کسر،استنباط شدنى

deduct : وضع کردن

deducted : کاسته

deductible : ماليات پذير

deduction : استنتاج , کاهش

deduction from income : قانون ـ فقه : کسور درامد

deductions : عمران : کسورات

deductive : استدلالي

deductive reasoning : روانشناسى : استدلال قياسى

deductively : از راه قياس ،قياسا"

deduster : زيست شناسى : غبارگير

dee : حرف چهارم D نام

deed : کنش , فعل , باقباله واگذار کردن

deed of endowment : قانون ـ فقه : وقف نامه

deed of gift : هبه نامه

deed of partnership : بازرگانى : قرارداد مشارکت

deed of poll : قانون ـ فقه : سند بدون رونوشت

deed partnership : قانون ـ فقه : شرکتنامه

deed under private signature : قانون ـ فقه : سند عادى

deed poll : سند يک نسخه اى

deedless : بيکار،بى عمل

deem : تشخيص دادن

deem advisable : مصلحت دانستن

deem important : بااهميت خواندن

deenergize : قطع انرژي

deenergized : بي انرژي

deeorative : ارايشى ،تزيينى ،ارايش بخش

deep : سير , عميق , ژرف , عميقانه , گود , عمقي

deep cold : شيمى : سرماى ژرف

deep cycling : علوم هوايى : روشى براى نگهدارى باطريهاى نيکل - کادميم

deep darkness : ضلمات

deep drawing : علوم هوايى : کشش عميق

deep groove ball bearing : علوم مهندسى : ياطاقان بلبرينگى شياردار

deep in debt : تا گردن زير بدهى

deep investigation : قانون ـ فقه : استقصاء

deep mourning : عزادارى سنگين

deep percolation : عمران : نفوذ عميق

deep rooted : ريشه کرده ،ديرينه ،عميق

deep scattering layer : علوم نظامى : لايه هاى منعکس کننده عمق دريا

deep sensibility : روانشناسى : احساسهاى عمقى

deep stall : علوم هوايى : وضعيتى در هواپيماهاى داراى دم تى شکل که افزايش ناگهانى زاويه حمله سبب عدم توانايى سطوح افقى براى کنترل وضعيت طولى هواپيما ميگردد

deep structure : روانشناسى : ژرف ساخت

deep water waves : علوم نظامى : موجهاى زيرابى

deep beam : عمران : تير تيغه

deep draw : علوم مهندسى : ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزى

deep drawing test : علوم مهندسى : ازمايش کاسگرى

deep drawn : از ته دل کشيده

deep dyed : زياد رنگ خورده ،غرق ( شده در ) گناه

deep fetched : از ته سينه کشيده شده ،از ته دل کشيده شده

deep hole boring : علوم مهندسى : سوراخ عميق

deep hole boring machine : علوم مهندسى : دستگاه مته سوراخ عميق

deep laid : اميخته به زيرکى يا حيله ،نهانى ،موذيانه

deep mouthed : گنده صدا،گنده اواز،داراى صداى درشت و کلفت

deep read : بسيار خوانده ،با اطلاع

deep seated : گود

deepen : تعميق کردن , گود شدن , عمقي شدن , گود کردن

deepening : تعميق

deeply : عميقا

deepmost : گودترين

deepness : گودى ،عمق ،قعر،بسيارى ،ته

deepositor : قانون ـ فقه : وديعه گذار

deepsome : کمابيش گود

deer : آهو , گوزن , جيران

deer refle : ورزش : تفنگ کاليبر بزرگ براى شکار بزرگ

deer stalker : شکارکننده گوزن و اهو،کلاه ويژه گوزن شکارکن ها

deer tiger : يکجور يوز امريکايى

deer dog : توله ( گوزن گير) ،تازى ،سگ شکارى

deer hound : تازى ،سگ شکارى

deer lick : چشمه شور،زمين شوره

deer neck : گردن کشيده ،گردن همايى

deer stalking : شکار اهو و گوزن

deerlet : اهوى ختا،گوزن کوچک

deeryard : اغل اهو

def(a)ecatioh : روانشناسى : عمل دفع

deface : ازشکل انداختن , بدشکل کردن

defacement : ضايع يا محوکردن ،بدشکل کردن

defalcate : کسر کردن(ازپول يا حساب)،اختلاس کردن ،دستبرد زدن(به پول)

defalcation : اختلاس ،دستبرد

defalcator : مختلس ،دزد

defamation : هتاکي , سعايت , بدنام سازي

defame : بدنام کردن , بهتان زدن , هتاکي کردن , افترا زدن

defamer : هتاک

default : قرار دادي

default by the principal : بازرگانى : نکول توسط واگذارنده

default condition : وضعيت قرار دادى

default directory : کامپيوتر : دايرکتورى پيش فرض يا قراردادى

default drive : کامپيوتر : گرداننده پيش فرض

default font : کامپيوتر : فونت پيش فرض يا قراردادى

default interest : بازرگانى : بهره معوق

default numetic font : کامپيوتر : فونت عددى پيش فرض يا قراردادى

default option : انتخاب قرار دادى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

نمونه بیمه نامه تمام خطر نصب
نمونه قرارداد تمدید اجاره کمپرسور
نمونه درخواست پرداخت برای ضمانت نامه حسن انجام کار
نمونه درخواست پرداخت برای ضمانت نامه شرکت در مناقصه
نمونه قرارداد حق انتفاع سكنی رقبی
نمونه قرارداد خرید ساختمان نیمه کاره در حال احداث
نمونه قرارداد نظارت مشاوره به صورت نیمه وقت
نمونه درخواست سرمایه گذاری بر اساس قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی 1
نمونه درخواست سرمایه گذاری بر اساس قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی 3
نمونه درخواست سرمایه گذاری بر اساس قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی 4
گزارش كار آزمایش سیستمهای اندازه گیری
پاورپوینت UPVC
انتقال الكترونیكی وجوه و بانكداری الكترونیكی در ایران
پروژه محاسبات ابری
پروژه آماری کامل در مورد افت تحصیلی
ویژگی‌های آثار دیوید هاکنی طراح و نقاش معاصر انگلیسی
تحقیق در مورد سنگسار و نحوه اجرا و مستندات آن
تحقیق اقتصاد مقاومتی
نقد و تحلیل فقهی بر تغلیظ دیه در ماه های حرام