لغات مشابه
decreasingly : بطورکم شونده ،چنانکه روبکاهش گذارد

decree : تصويب نامه , وضع کردن

decree law : حکم وزارتى که داراى قوت قانونى است

decreer : حکم دهنده

decrement : ميزان کاهش , کاستن پله اي

decrementation : کاهش پله اي

decremeter : الکترونيک : خفيدگى سنج

decrepit : سالخورده و فرتوت ،ضعيف و ناتوان ،خيلى پير

decrepitate : بودادن و سرخ کردن ،ترق ترق کردن( دراثربودادن ناگهانى)

decrepitation : ترق وتروق ،صورت نمکى

decrepitude : فرتوتي

decrescendo : چنانکه صداخردخردضعيف شود

decrescent : کاهنده ،روبه نقصان گذارنده

decretal : فرمان پاپ ،حکم

decretive : فرماني

decrial : رسواسازى ،تقبيح

decrier : رسوا کننده ،تقبيح کردن

decropitude : فرتوتى ،شکستگى ،ناتوانى

decrown : قانون ـ فقه : خلع از سلطنت

decry : رسوا کردن ،تقبيح کردن

decubitus : استلقاء

decuman : کلان ،بزرگ ،عظيم

decumbency : خوابيدگى

decumbent : گياه خزنده

decuple : ده گانه ،ده برابر کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود فایل های آموزشی