معنی decurrent

decurrent
پايين افتاده
کلمات مشابه

decurved : داراى انحنا به پايين ،خميده بپايين

decury : دسته ده تنى

decus : کامپيوتر : Digital Equpment Computer Users Societyانجمن استفاده کنندگان تجهيزات کامپيوترى

decussate : چليپاوار قطع کردن ،تقاطع ،يکى در ميان يا بشکل >ضرب در <بودن ،يکى در ميان

decussation : تقاطع ،شکل(ضربدر)

dedicate : وفق دادن , اهداء کردن , وفق کردن

dedicated : وقف شده

dedicated computer : کامپيوتر : کامپيوتر اختصاصى

dedicated device : کامپيوتر : دستگاه اختصاصى

dedicated file server : کامپيوتر : خدمتگذار فايل اختصاصى

dedicated lines : کامپيوتر : خطوط اختصاصى

dedicated system : کامپيوتر : سيستم اختصاصى

dedicated word processor : کامپيوتر : کلمه پرداز اختصاصى

dedicatee : کسيکه چيزى باوپيشکش يابنام اووقف ميشود

dedication : وقف , اهداء , فداکاري

dedicator : وقف کننده ،اهدا کننده

dedicatory : تقديمى ،وقفى

dediction of way : قانون ـ فقه : هر گاه راهى واقع در ملک خصوصى فردى به مدت ¹ 2سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومى تلقى خواهد شد

deduce : استدلال کردن

deducible : قابل کسر،استنباط شدنى

معنی decurrent به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی