معنی defalcate

defalcate
کسر کردن(ازپول يا حساب)،اختلاس کردن ،دستبرد زدن(به پول)
کلمات مشابه

defalcation : اختلاس ،دستبرد

defalcator : مختلس ،دزد

defamation : هتاکي , سعايت , بدنام سازي

defame : بدنام کردن , بهتان زدن , هتاکي کردن , افترا زدن

defamer : هتاک

default : قرار دادي

default by the principal : بازرگانى : نکول توسط واگذارنده

default condition : وضعيت قرار دادى

default directory : کامپيوتر : دايرکتورى پيش فرض يا قراردادى

default drive : کامپيوتر : گرداننده پيش فرض

default font : کامپيوتر : فونت پيش فرض يا قراردادى

default interest : بازرگانى : بهره معوق

default numetic font : کامپيوتر : فونت عددى پيش فرض يا قراردادى

default option : انتخاب قرار دادى

default setting : کامپيوتر : تنظيم پيش فرض يا قراردادى

defaulter : کوتاهى کننده ،قصورکننده ،طفره زن ،سرباز مقصر

defeasance : باطل سازى ،ابطال ،(حق ).بطلان ،شرط بطلان يا القاء،شکست

defeasibility : الغاءپذيرى

defeasible : فسخ کردني

defeat : شکست دادن , انهزام , هزيمت , مغلوبيت , شکست , کاملا شکست دادن , مغلوب کردن , منهزم ساختن , منهزم کردن , ناکامي

معنی defalcate به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی