معنی defensive player

defensive player
ورزش : شطرنج باز دفاعى
کلمات مشابه

defensive posture : حالت دفاعي

defensive programming : برنامه نويسى تدافعى

defensive rebound : ورزش : توپ گيرى از سبد

defensive sea area : علوم نظامى : منطقه پدافندى دريايى

defensive war : قانون ـ فقه : جنگ دفاعى

defensive wrestler : ورزش : کشتى گير دفاعى

defensiveness : روانشناسى : حالت دفاعى داشتن

defensor : وکيل مدافع

defer : عقب انداختن ،بتعويق انداختن ،تاخيرکردن ،تسليم شدن ،احترام گذاردن

deference : تن دردهى ،تسليم ،تمکين ،احترام(گذارى)

deference need : روانشناسى : نياز دنباله روى

deferent : بيرون برنده

deferential : باحرمت ،محترمانه ،از روى احترام

deferentially : از روى حرمت

deferment : تعويق ،تاخير

deferred : دير فرست

deferred address : کامپيوتر : يک ادرس غير مستقيم

deferred dower : قانون ـ فقه : مهر موجل

deferred exit : کامپيوتر : انتقال کنترل به يک زيربرنامه در زمانى که قابل پيش بينى نبوده و حادثه اى غير مترقبه ان را مشخص مى کند

deferred expense : قانون ـ فقه : هزينه هاى پيش بينى شده اى که هنوز موعد پرداختشان نرسيده است

معنی defensive player به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی