معنی defensor

defensor
وکيل مدافع
کلمات مشابه

defer : عقب انداختن ،بتعويق انداختن ،تاخيرکردن ،تسليم شدن ،احترام گذاردن

deference : تن دردهى ،تسليم ،تمکين ،احترام(گذارى)

deference need : روانشناسى : نياز دنباله روى

deferent : بيرون برنده

deferential : باحرمت ،محترمانه ،از روى احترام

deferentially : از روى حرمت

deferment : تعويق ،تاخير

deferred : دير فرست

deferred address : کامپيوتر : يک ادرس غير مستقيم

deferred dower : قانون ـ فقه : مهر موجل

deferred exit : کامپيوتر : انتقال کنترل به يک زيربرنامه در زمانى که قابل پيش بينى نبوده و حادثه اى غير مترقبه ان را مشخص مى کند

deferred expense : قانون ـ فقه : هزينه هاى پيش بينى شده اى که هنوز موعد پرداختشان نرسيده است

deferred gratification : روانشناسى : کامروايى معوق

deferred maintenance : قانون ـ فقه : قصور و تاخير در تعمير ماشين الات و غيره

deferred payment credit : بازرگانى : اعتبار براى پرداخت هاى معوق

deferred reaction : روانشناسى : واکنش معوق

defervescence : فرونشستن تب ،بريدن تب

deffered entry : کامپيوتر : ورود به يک زيربرنامه که نتيجه خروج غير مترقبه از برنامه مى باشد که کنترل به ان منتقل شده است

defferential : علوم هوايى : اختلاف

defficiency : زيست شناسى : ناکارايى

معنی defensor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی