لغات مشابه
deficiency motives : روانشناسى : انگيزه هاى کاستى

deficient : ناقص , ناکارآ

deficient in money : بى پول ،کم پول

deficit : کسر درآمد

defier : مخالف کننده , مبارزطلب

defile : بي حرمت کردن , نجس کردن , بي عفت کردن , ناپاک کردن

defilement : ناپاکى

define : معني کردن

defined function : تابع تعريف شده

definiens : جمله تعريفي

definite : موکد

definite a : Theحرف تعريف چون

definitely : حکماً

definition : تعريف

definition of a problem : کامپيوتر : تعريف يک برنامه

definitive : معين کننده

definitively : قطعا"

definitiveness : قاطعيت

definitly : موکدا

definitude : دقت ،تصريح

deflagrate : سوزانيدن ،اتش زدن

deflagration : احتراق ،اشتعال ،سوزش

deflagrator : الکترونيک : پيل جوشان

deflate : کاهش قيمت

deflation port : ورزش : سوپاپ بزرگ در بالاى بالن براى خروج هوا هنگام نشستن

deflationary program : بازرگانى : برنامه ضد تورمى

deflect : دور کردن

deflecting voltage : الکترونيک : ولتاژ منحرف کننده

deflecting yoke : الکترونيک : يوغ

deflection : عوج

deflection (gun,artill) : علوم دريايى : انحراف در سمت

deflection defocusing : الکترونيک : پريشانى اشعه

deflection method : الکترونيک : روش انحراف عقربه

deflection mirror : علوم مهندسى : اينه انحراف

deflection of cantilever beam : عمران : خميدگى در تيراهن ازاد

deflection of magnetic needle : الکترونيک : انحراف عقربه مغناطيسى

deflection of vertical : علوم هوايى : اختلاف زاويه اى در هر نقطه بين راستاى شاقولى و راستاى عمود بر کره مرجع

deflection potentiometer : علوم مهندسى : پتانسيومتر پله اى

deflection sweep : علوم نظامى : درو عرضى ،اتش درو در عرض

deflection test : علوم مهندسى : ازمايش تغيير شکل

deflection under long term loading : عمران : خيز ريز بار طويل المدت

deflective : کج کننده

deflector : علوم هوايى : صفحه تيغه يا وسيله ديگرى براى منحرف کردن يک جريان يا حرکت

deflector of lamp : الکترونيک : نورافکن لامپ

deflector plates : الکترونيک : صفحه هاى منحرف کننده

deflex : خم کردن ،کج کردن

deflorate : گردريخته ،تصرف شده ،بکارت ازدست داده

deflowering : ازاله بکارت

defluxion : ريزش

defoamer : شيمى : کف زداى

defoliant : گرد يا مايعى که روى درختان ميريزند که درخت برگ ريزان کند

defoliants : علوم نظامى : مواد از بين برنده برگ و سبزينه درختان

defoliate : برگ ريختن

defoliating agent : علوم نظامى : عامل از بين برنده برگ و سبزينه درختان

deforce : تصرف غاصبانه کردن

deforcement : غضب

deforciant : کسى که مالى را از ديگرى بزور مى گيرد

deforest : جنگل تراشي کردن

deforestation : جنگل بري

deform : بدشکل کردن , دشديسه کردن , بدترکيب کردن , از شکل انداختن

deformability : علوم مهندسى : قابليت تغيير شکل پذيرى

deformable : دگرديس پذير

deformation due to moisture and tempratu : عمران : تغيير شکل ناشى از رطوبت و حرارت

deformation due to tangential force : عمران : تغيير شکل مربوط به عامل مماسى

deformation polarizability : شيمى : قطبش پذيرى تغيير شکل

deformation work : علوم مهندسى : عمليات مربوط به تغيير شکل

deformed : ناقصالخلقه , بدهيکل , دشديسه , ناقص شده

deformed reinforcing steel : علوم مهندسى : فولاد تقويت شده تغيير شکل يافته

deformity : دشديسگي , نقص خلقت , دشديدگي

defragmentation : کامپيوتر : پيوند تکه ها

defraud : کلاهبرداري کردن , سرکيسه کردن

defraudation : فريب ،کلاهبردارى

defrauding : کلاه برداري

defray : پرداختن ،متحمل شدن ،تسويه کردن

defrayal : پرداخت ،تحمل هزينه

defrock : خلع کسوت روحانى کردن

defrost : يخ چيزى را اب کردن

deft : ماهر،زبردست ،کاردان ،چالاک ،استادانه

deftly : از روى زبردستى

deftness : مهارت ،زيرکى

defusion : روانشناسى : گسلش

defy : ضديت کردن , تحريک جنگ کردن

degage : ازاد،اسان ،بى مانع

degardation : قانون ـ فقه : خزى

degas : بدون گاز کردن

degasser : شيمى : گاز زدا

degassing : الکترونيک : گازربايى

degausser : کامپيوتر : وسيله اى براى پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطيسى

degenerate : ناخلف

degenerate orbitals : شيمى : اوربيتالهاى هم تراز

degeneration : انحطاط , فساد

degenerative : فاسد کننده

degenerescence : معمارى : تبهگنى

deglaciation : زيست شناسى : يخ زدايى

deglutinate : ماده لزج ( چيزى را ) گرفتن ،بى چسب کردن

deglutition : قدرت بلع

degradation : تنزل

degradatory punishment : قانون ـ فقه : مجازات ترذيلى

degrade protein enzyme : شيمى : انزيم پروتئين شکن

degraded : منحط

degrading punishment : مجازات ترذيلى

degreasing agent : علوم مهندسى : عامل پاک کننده روغن

degree : پايه , زينه , درجه , درجه زاويه , مدرک

degree of advancement : شيمى : درجه پيشرفت

degree of centralization : بازرگانى : درجه تمرکز

degree of compaction : معمارى : درجه تراکم

degree of crystalinity : شيمى : درجه بلورينگى

degree of curve : عمران : درجه انحناء

degree of difficulty : ورزش : درجه بندى حرکات مشکل شيرجه

degree of dissociation : شيمى : درجه تفکيک

degree of polymerization : شيمى : درجه بسپارش

degree of precision : شيمى : درجه دقت

degree of relationship : قانون ـ فقه : درجه خويشاوندى

degree of saturation : عمران : درجه اشباع

degree opulence : قانون ـ فقه : درجه توانگرى

degrees : مدارج

degrees of freedom : روانشناسى : درجات ازادى

degress of comparison : درجات سه گانه ،سنجش

degressive : تناقصى ،کاهشى

degum : بدون صمغ کردن

degust : لذت بردن ،مزه مزه کردن

degustation : مزه مزه

dehedral angle : شيمى : زاويه دو وجهى

dehind : ورزش : شمارش امتياز منفى بازيگر

dehisce : (گ.ش )دهن باز کردن ،شکفتن ،ترکيدن

dehiscence : شکوفايي

dehiscent : شکوفا،ترک خورده

dehorn : بيشاخ کردن

dehortation : بازداشت ،منع

dehortative : بازدارنده

dehum : علوم مهندسى : از بين بردن صداى مزاحم

dehumanize : نا انساني کردن

dehumidification : شيمى : رطوبت زدايى

dehumidify : نمچيزي را گرفتن

dehydrate : پسابش داشتن , وابشت کردن , بيآب کردن

dehydrate (to) : معمارى : پسابيدن

dehydrobenzene : شيمى : دهيدروبنزن

dehydrocyclization : شيمى : حلقه اى شدن با هيدروژن زدايى

dehydrogenate : بدون هيدروژن کردن

dehydrohalogenation : شيمى : هيدروهالوژن زدايى

dehypnotize : (ر.ش ).از حالت هيپنوتيزم خارج شدن

deice : بدون يخ کردن

deicer : مايع ضديخ

deictic : بطور مستقيم نشان دهنده ،مستقيما استدلال کننده

deific : خدا سازنده ،خدايى

deification : قائل به الوهيت شخص يا چيزى ،خداسازى ،ايجاد الوهيت

deiform : خداوار،خدا مانند

deify : خدا دانستن ،پرستيدن ،مقام الوهيت قائل شدن(براى)

deign : لطفا پذيرفتن ،تمکين کردن

deil : )=devil(شيطان

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

تحقیق منزلت آموزش و پرورش و معلم در گسترش غیرت و عفت مردم
تحقیق معلم و مسائل اخلاقی جامعه
تحقیق انگیزه تحریف خط امام
تحقیق وظایف معلمی در تعلیم و تربیت اسلامی
تحقیق دنیای مجازی و نظام تعلیم و تربیت
تحقیق روش های کوددهی
تحقیق تکنیک های آماده کردن گوشت و ماهی برای پختن
اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل نوشتن انشا دانش آموزان را در کلاس ابتدایی برطرف کنم
اقدام پژوهی چگونه توانستم با کمک درس انشا فکر خلاق را در دانش آموزان مقطع ابتدایی ایجاد نمایم
اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل اضافه وزن مینا دانش آموز پایه آموزشگاه را برطرف نماییم
اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل بی نظمی و عدم تمرکز بهنام دانش آموز بیش فعال پایه ... را برطرف نمایم
اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموز را به درس هنر علاقه مند کنم
اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان را به ورزش صبحگاهی تشویق نمایم
مقاله ازدواج و مهریه در اسلام پودمان حقوق خانواده درس حقوق خانواده
"مقاله مسائل نیروی انسانی و اشتغال در ایران پودمان جمعیت ،بهداشت و فوریت های پزشکی در خانه درس جمعیت و تنظیم خانواده"
"مقاله ویژگی های عمومی نظام اقتصاد اسلامی،کاربرد قواعد فقهی در اقتصاد اسلامی و تفاوت آن با دیگر نظام اقتصادی"
دانلود تحقیق نقش ورزش در شخصیت و سلامت درس تربیت بدنی پودمان دروس عمومی
تحقیق کاشت و تکثیر گیاهان زینتی پودمان پرورش گیاهان زینتی در خانه
بررسی عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در رعایت قوانین و مقررات